رأس هرم قدرت و طلوع مجدد پوچ گرایی در مصاحبه با فرانک اوکالینز

فرانک اوکالینز از چندین جهت محقق و نویسنده ای خارق العاده است: حجم عظیم مطالبی که در طول بیش از دو دهه تولید کرده و به رایگان در اختیار علاقمندان قرار داده است, تسلط او بر تاریخ, قانون و ریشه یابی لغات, و البته حجم حمله هایی که به او شده و اتهامهای واهی که به او وارد شده است. با کمال تاسف وبسایت بزرگ و پرمحتوای یوکادیا که حاصل چندین سال مطالعه و پژوهش فرانک اوکالینز بوده اکنون به انتخاب خود او از دسترسی خارج شده است. آخرین مطلب وبلاگ او مربوط به ماه می امسال است و حاوی اعلام قطع آموزش و به اشتراک گذاری نوشته هایش با خوانندگان در پاسخ به تمام اتهاماتی که به او وارد شده است.

بخشی از یکی از کتابهای منتشره در وبسایت یوکادیا با اجازه و تایید نویسنده ترجمه شده و در وبلاگ یوکادیا در اختیار خوانندگان قرار گرفته است. متاسفانه فصلهای باقیمانده کتاب به دلیل از دسترس خارج شدن وبسایت یوکادیا قابل دسترسی نیست و ادامه ترجمه متوقف شده است.

مصاحبه رادیویی زیر هرچند متعلق به مدتی پیش است حاوی نکاتی است که وسعت و عمق دانش فرانک اوکالینز را نشان میدهد.

هنریک پالمگرن, رادیو رد آیس- با فرانک اوکالینز مصاحبه میکنیم, نویسنده, فیلسوف و معمار دانش که وبسایتهای متعددی درباره مشکلات جهانی و راه حلهای آن دارد. حدود ۲۵ سال پیش فرانک آغاز به کار و گرداوری مطالبی کرد که منجر به تولید وبسایت یوکادیا شد. از آن زمان حاصل کار فرانک چندین کتاب, حق تملک معنوی, و مدل مختلف بوده که موضوعات متنوعی را پوشش میدهند. تمرکز فعالیت فرانک در حال حاضر بر روی تکمیل ۲۲ جلد کتاب درباره قانون است با محوریت احیای قانون و به چالش کشیدن ریشه های آن که رومی و مرتبط با واتیکان است. بحث امروز درباره کسانی است که در رأس هرم قدرت و کنترل قرار دارند, پاپ فعلی, تاریخ ایلومیناتی و طلوع آنچه فرانک نو-پوچگرایی (نئو نهیلیسم) مینامد.

فرانک اوکالینز- متشکرم هنریک و افتخاری است که اینجا صحبت میکنم.

هنریک- نظر شما درباره پاپ جدید چیست؟ (این مصاحبه مدت کوتاهی پس از انتخاب پاپ فعلی در سال ۲۰۱۳ انجام شده است- مترجم)

فرانک- میدانیم که حرفهای زیادی درباره آمدن پاپ فرانسیس گفته شده است اما من فکر میکنم این اتفاقی بسیار خارق العاده است, زیرا دستکم تا جایی که من میدانم آغازی است بر تغییری بنیادین در مسیر طبقه بندی داخلی قدرت در ایلومیناتی. این تغییر مسیر در راستای دور شدن از تاریخ فرقه رومی است و در واقع خط پایانی قانونی و اخلاقی است برای فرقه رومی. تلاشی است برای هدایت این کشتی عظیم به طرف آنچه دریای مقدس نامیده میشود, به طرف آبهایی متفاوت.

منظور من ارجاع به سمبلیم حیرت انگیزی است که هم در نامگذاری پاپ وجود دارد, هم دوری او از گرفتار شدن در تله هایی که با عنوان پیشوای بزرگ (عنوانی که در روم برای کاهن بزرگ استفاده میشده اما امروز استفاده از آن منحصر به پاپ است-مترجم) همراه هستند از طریق نپذیرفتن این عنوان, و تنها قبول عنوان اسقف رم یا پدر. او حتی نامیده شدن با عنوان پدر مقدس را هم نمیپذیرد. از نظر من اینها بدون شک نشانه هایی هستند گواه بر اینکه نخبگان کشیده شدن خط پایان اخلاقی, تاریخی و معنوی بر فرقه رومی را یک هزار و دویست و شصت سال (با یک سال کم و زیاد) پس از تاسیس کلیسای کاتولیک دیده اند و پذیرفته اند. این اتفاقی حیرت انگیز است.

هنریک- آیا پاپ چیزی بیش از یک بازیچه نیست؟ از منابع مختلف شنیده ام که پاپ سیاه یا رهبر ژزوئیت ها, ادولفو نیکولاس اسپانیایی قدرت اصلی را در دست دارد.

فرانک- در رأس هرم هنوز پاپ صاحب درجه ای از قدرت است. حرف شما را قبول دارم که این قدرت با تشکیل گروه ژزوئیت ها در قرن شانزدهم تغییر پیدا کرد و به ژزوئیت ها واگذار شد. از سالهای دهه ۶۰ اصلاحاتی در ایلومیناتی ایجاد شد و ایلومیناتی تبدیل به یک بدنه واحد و فراگیر شد. منظورم این است که تمام بزرگان جهان از سال ۱۹۶۱ زیر مجموعه یک بدنه واحد شدند. قدرت اصلی در دست کاهن یا کشیش اعظم نیست. برخلاف نظر مردم قدرت نظامی قدرت نرم است. در سیستمی که بر پایه دانش بنا شده قدرت سخت معلمین هستند, فلاسفه هستند, متخصصین الهیات هستند. آنها قدرت مرکزی بوده و هستند. بنابراین قدرت در دست کاهن اعظم نیست, بلکه در دست معلمین تراز اول انجمن ژزوئیت ها است, همیشه چنین بوده. پس قدرت در انجمن ژزوئیتها و در نتیجه در ایلومیناتی در دست معلمین است و نه در دست کسانی که امور اجرایی یا نظامی را به دست دارند. برای مثال تفاوت قدرت این دو مانند تفاوت قدرت اعضای هیات مدیره و مدیران اجرایی است.

موضوع این است که هرچند بزرگترین قدرتمندان دنیا که روسای ایلومیناتی هستند توسط پاپ انتخاب میشوند, پس از اینکه انتخاب شدند هرم قدرت معکوس میشود نقش آنها بزرگترین و پرقدرت ترین نقش جهان میشود. و منظور قدرت اجرایی نیست, بلکه قدرت مسیر دادن و ایده پردازی است. به همین دلیل است که میبینیم از زمانی که نخبگان پیشگویی های سنت ملکای, و پیشگویی های حسیدی ها و شبتایی ها را پذیرفتند, برای اینکه آینده ای وجود داشته باشد, لازم شد تمام این پیشگوییها به حقیقت بپیوندد. آنها تاریخ را منطبق با این پیشگویی ها تغییر دادند. متاسفانه بالای ۹۹ درصد مردم نمیدانند که کلیسای کاتولیک ۲۰۰۰ سال پیش ایجاد نشد, آیین مسیحیت تنها ۱۷۰۰ سال پیش و به دست کنستانتین ایجاد شد. آئین کاتولیک در قرن هشتم و به دست کارولینی ها و چارلز مارتل, پدر بزگ شارلمان ایجاد شد. به این شکل شاهد تولد مجدد آیین کاتولیک از ریشه های میترائیستی, پارسی و فرقه های رومی هستیم.

آشکار کردن اسرار, آشکار کردن حقیقی اسرار با اهمیت فراوان در امور جهانی منعکس میشود. این آشکارسازی تنها یک سلاح و یک ابزار برای در قدرت ماندن نیست. ابزاری برای نگاه داشتن قدرت هست, اما چیزی بیش از آن است. پیشگویی های ملکای مایه یکی از عظیم ترین تقلبها شده, با تمام تلاشهایی که در به پاپی رساندن افراد شده.

– هنریک پس این یک کلاهبرداری بوده.

فرانک- بله. نصف کسانی که گفته میشود ملکای پاپ شدن آنها را پیشگویی کرده پیش از دوره پیشگویی های ملکای پاپ شده بودند, و باقیمانده پیشگویی های او هم دقت و صحت کمی دارند. پیشگویی هایزوهر را داریم که تاثیر عظیمی بر تاریخ جهان در ۵۰۰ سال گذشته داشته است, در ظهور عصر جدید, و در تغییر شکل روم. این پیشگویی ها پشتوانه دو جنگ جهانی بوده اند و ما را به طرف جنگ جهانی سوم میکشانند.

دست کم گرفتن تاثیر پیشگویی ها در حوادثی که در جهان میگذرد بیش از حد ساده لوحانه است. آنها تاریخ را تغییر دادند تا پیشگویی ها به ظهور برسد. به جای آنکه به تداوم سیستم رومی که هزار سال پیش به دست گریگور تاسیس شد کمک کنند, پذیرفتند که خط پایان اخلاقی و تاریخی بر سیستم رومی کشیده شده است و با پاپ کردن فرانسیس در پایان دوران فرقه رومی, ساختار واتیکان را تغییر دادند, هرچند که به دلیل ورشکستگی سیستم در سطوح سیاسی, نظامی, قانونی و مالی, هنوز تاثیرات این تغییر را ندیده ایم.

– هنریک- همیشه برای من سخت بوده تشخیص دهم آیا این پیشگویی ها به سادگی اتفاق افتاده اند یا به عنوان پیرنگ و طرح زیربنایی مورد استفاده قرار گرفته اند و با سو استفاده از قدرت های پیامبرگونه آنها حوادث را بر اساس آنها شکل داده اند.

فرانک- با شما موافقم. آنچه اتفاق افتاده ترکیبی از هر دو است.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*