رازهای گمشده صندوق مقدس بخش اول

( افشاگریهای عجیب درباره قدرت شگفت انگیز طلا ) اثر لارنس گاردنر

فصل اول

سرایی از طلا

کوه مقدس

داستان ما در اوایل قرن بیستم با به قدرت رسیدن شاه ادوارد هفتم در بریتانیا و رئیس جمهور شدن تئودور روزولت در ایالات متحده آمریکا آغاز می شود . جنگ جهانی اول ( ۱۹۱۴-۱۸ ) چشم انداز ناشناخته ای از آینده و هنگامه شورمندانه ای از ماجراجویی و اکتشاف پدید آورد . کاپیتان رابرت اسکات و خدمه کشتی اش به اسم دیسکاوری از قطب جنوب به انگلستان برگشتند درحالیکه در همین زمان باستان شناس بزرگ بریتانیایی سر ویلیام فلندرز پتری و تیمش بر فلاتی سنگلاخی زیر فشار گردبادهای موسومی در صحرای سینا مشغول کار بودند .

اکتشافات در مصر از طرف بنیاد تازه تاسیس اکتشاف در مصر حمایت می شد .

( که حال به انجمن اکتشاف مصر تبدیل شده ) هدفش نقشه برداری از معادن قدیمی فیروزه و مس شبه جزیره سینا بین خلیج های سوئز و عقبه بالاتر از دریای سرخ در شرق مصر بود . این سرزمینی بود که کوه موسای کتاب مقدس در آن قرار داشت که در کتاب خروج عهد عتیق ( نسخه شاه جیمز ) از آن بعنوان کوه Horeb یاد شده . این محل به نحو صحیح تر در نسخه یونانی کتاب مقدس ( Septuagint ) کوه Choreb معرفی شده . جدا از کاربردهای صراحتاً صوری ، لغتهای choreb و horeb آنچنان که متوجه خواهیم شد در دوران موسی از اهمیت فراوانی برخوردار بودند . . پیش از شروع کار پتری، تعیین موقعیت دقیق کوه هورب بخاطر دامنه گسترده رشته کوه سینا و سکنه بومی که خیلی هم با مناطق کوهستانی سرزمین خود – حتی اگر چیزی هم از تاریخ باستان می دانستند – آگاه نبودند بسیار دشوار بود . در قرن چهارم میلادی گروهی از راهبان مسیحی ، صومعه کاترین قدیس را در سمت جنوبی سینا جایی که کوه موسی نامیده می شد بنا کردند . اگرچه واضح بود که این نتیجه گیری دقیقی نیست و با اشاره های جغرافیایی کتاب مقدس جور در نمی آید .

کتاب خروج در مورد مسیری که موسی وبنی اسرائیلی ها در حدود ۱۳۳۰ پیش از میلاد در پیش گرفته اند توضیح داده ؛ زمانی که آنها از منطقه دلتای گوشن در مصر خارج شده وپای در سفری فراتر از دریای سرخ و سوی سرزمین مدین نهاده اند . ( سرزمینی که امروزه اردن نامیده می شود ) .

متعاقباً این مسیر به مناطق Shur و Paran می رسد و کوه مقدس موسی در یک ارتفاع ۲۶۰۰ پایی در فلات ماسه سنگی بالادست فاران قرار می گیرد . امروزه این منطقه را با عنوان سرابیت الخادم می شناسند واین بر آمدگی ناهموار معیار کاوش پتری بود . آنها انتظارخاصی از این محل نداشتند اما طی بررسی و نقشه برداری و کاوش ، راهی به قله کوه گشودند و در کمال تعجب کشف تاریخی از این کاوش حاصل شد . بر یک فضای هفتاد متری که در امتداد یک غار مصنوعی کشیده شده بود آنها بقایای یک معبد قدیمی را پیدا کردند ؛ با کتیبه هایی که قدمت آنها به فرعون سلسله چهارم Sneferu می رسید که حدود ۲۶۰۰ پیش از میلاد حکمران بود . متعاقباً پتری می نویسد : ” کل این محل مدفون بود و تا زمانی که پاکسازی نشده بود کسی از آن اطلاع نداشت ” شاید آنها بادیدن یک سنگ محراب ( قربانگاه ) سامی یا دیگر مشخصه های آئینی سامی شگفت زده نمی شدند اما این یک معبد بزرگ مصری و مشخصاًبا اهمیت بود .


وقتی من چند سال پیش این اکتشاف را نخستین بار مورد بحث و بررسی قرار دادم . هیچ نظری نداشتم که باعث شود برای ماجراجویی جدیدی تحریک شوم . بعداز مدتی تعدادی از خوانندگان که خود را به محل رسانده وبعد از یک صعود خسته کننده به محوطه رسیده بودند از بازدیدشان برایم نوشتند و عکسهای عجیبی از جستجوهایشان برایم فرستاند . در این خصوص اگرچه هیچ کس در واقع این مطلب را در مکاتبه هایش ذکر نکرده شاید لازم باشد شفاف سازی کنم که اگرچه بقایای معبد هنوز در دسترس است و بخاطر موقعیت خاص آن بازدید کننده ها تحت تاثیر قرار می گیرند اما بسیاری از آثار باستانی ویژه اش آنچنان که در عکسها و نوشته های پتری آمده مدتها است که دیگر در آنجا قرار ندارد .

متاسفانه این رویه معمول باستان شناسان است که محوطه های باستانی واقع در سرزمین اقوام دیگر را غارت می کنند و غنیمتهای خود را به موزه های غربی ارسال می کنند . در این خصوص نه فقط اقلام کوچک به آسانی قابل حمل که مجسمه ها و ابلیسک های بزرگ و حتی بخشهای کلی یک دیوار از دیوارهای باستانی مصری و آشوری و بابلی به موزه ها حمل شده . موزه ها و مخزن های اروپا و آمریکا انباشته از چنین مواردی هستند . منطقی است که برای توصیف برخی از مهمترین یافته های پتری در کوه سرابیت من باید جزئیات بیشتری از آنچه که امروزه دیده می شود را ارائه کنم . با این وجود واقعیت این است که دسترسی به گنجینه سرابیت به این آسانی ممکن نیست چون اگرچه بعضی از اشیاء آن در گالری های عمومی به نمایش گذاشته شده اما بسیاری از یافته های آنجارا به شکل هدفمندی دور از دسترسی و بررسی عموم قرار داده اند . خوشحالم که می توانم بگویم که در حال حاضر موفق شده ام که فهرست بعضی از موزه هایی که در آن اشیاء سرابیت نگهداری می شود را در یادداشتها و منابع ذکر کنم . اگرچه بعداز اکتشاف ۱۹۰۴ تعدد قابل توجه ای از اقلام شکسته ای که توسط پتری ثبت شده بود را مسئولین موزه ها ازمحل نبرده اند اما کسانی بوده اند که آنها را دزدیده اند . در نتیجه ، هیات اکتشافی دانشگاه هاروارد در ۱۹۳۵ نتوانست این اقلام ثبت شده را در آن محل پیدا کند .

دلیل اینکه چرا بسیاری از آثار باستانی مهم این محل را در انبارها نگهداشته اند این است که کشف پتری با موج عظیمی از نارضایتی در آن زمان مواجه شده و برآورد این بوده که تجسم و تصویر برداری از وقایع خروج با مخالفت مواجه خواهد شد . چون این جایی بوده که گفته شده موسی بوته سوزان را دیده ؛ جایی که با یهوه سخن گفته و گوساله طلایی را سوزانده و الواح ده فرمان را از خدا دریافت کرده . گزارش پتری عملاً به هیچ وجه حکایت کتاب مقدس را بی اعتبار نمی کرد بلکه تفسیر کلیسا از این ماجرا و نحوه آموزش آن را به چالش می کشید .

اساساً کشف پتری نقض اساسنامه و مقررات صندوق اکتشاف مصر بود . صندوقی که در ۱۸۹۱ بنیان نهاده شده و در اساسنامه و مقررات آن آمده بود که اهداف آن عبارتند از ” ترفیع وترقی نقشه برداری و حفاری و اکتشاف به منظور شفاف سازی و توضیح و تفسیر روایتهای کتاب مقدس ” است .
البته این به این معنی بود که این اکتشافها باید حامی تفسیر سنتی عهد عتیق باشند نه لزوماً آنچه که نوشته شده بود . متعاقب مرگ ملکه ویکتوریا در ۱۹۰۱ م و زمانی که امپریالیسم بریتانیا در اوج شکوفایی قابل لمس خود قرار داشت . وقتی که پتری در ۱۹۰۴ چنین کشفی را انجام داد ، ارزشهای ویکتوریایی هنوز ارجمندتر بودند . این ارزشهایی که آن روزها بر جامعه تحمیل شده بودند امروزه نه ارزش که ارعاب و استبداد محسوب می شوند و ده سال بعد یک جنگ جهانی اولی لازم بود که با خشونت وحشیانه اش انتهای نگرشهای مستبدانه را مشخص کند . اما پتری علیرغم اینکه برجسته ترین باستان شناس دوره خودش بود ،کاملاًسنگینی سایه مخالفت استبدادی را حس می کرد . در حالیکه تصمیم گرفته بود به محض بازگشت ، یافته هایش را منتشر کند اما حمایت تاکنون بی چون وچرای نهاد کاوش در مصر
قطع شد !
او در گزارشش نوشت : با این حساب بر من واجب شد که امیدم به آینده باشد . به موسسه گزارشهای تحقیقات در مصرو دانشکده بریتانیایی باستان شناسی در مصر .
یافته های پتری در کتابش تحت عنوان ” کاوشها در سینا ” منتشر شده . این کتاب در سال ۱۹۰۶ توسط انتشارات جان ماری لندن منتشر شد اما عمر زیادی نکرد و حتی کپی های آن هم حال به سختی پیدا می شود . مدتها بعد در سال ۱۹۵۵ انجمن شکل نو به خود گرفته اکتشاف مصر به همراه انتشارات آکسفورد نسخه ویرایش خودشان را در خصوص حجاری ها و کتیبه های سینا منتشر کردند . این کار دو جلدی در ابتدا به یافته های پتری پرداخته و در بخش دوم روی کتیبه ها و نسخ خطی که مصر شناسان برجسته آلن گاردینر و اریک پت یافته اند متمرکز شده . آنها با اتکا به کار پتری پیشرفتهایی برای انجمن بدست آوردندو مشغول ترجمه و بحث و بررسی درباره هیروگلیفها و حکاکی ها بودند . اما آثار اصلی که در سرابیت الخادم پیدا شده بودند کجا هستند ؟ تمام این اقلامی که پتری و دیگران توصیف می کردند کجا نگهداری می شدند ؟

لوتوفاگهاقوم افسانه ای بوده اند که در سواحل شمالی آفریقا و ظاهراً روی گلهای نیلوفر زندگی می کرده اند . گفته می شود که این گلها باعث فراموشی و خوشحالی می شده اند و این قوم از آنها تغذیه می کرده اند . در اودیسه هومر ، وقتی اودیسئوس با کشتی اش میان آنها لنگر انداخته برخی از مردانش از این گل خورده اند و دوستان و زادگاه خود را فراموش کرده اند و به زور آنها را به کشتی برگردانده اند . آلفرد ، لرد تنیسون شعر کلاسیکی به انگلیسی برای لوتوفاگها سروده .

برگرفته از کتاب گمشده انکی

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*