موسی, بنی اسرائیل و ادیان سه گانه- مصاحبه ریچی الن با جردن مکسول, بخش اول

ریچی الن خبرنگار ایرلندی ساکن انگلستان است که در برنامه های مستمر رادیویی و تلویزیونی خود با محققین و نویسندگان افشاگر یا روشنگر بسیاری مصاحبه کرده است. علاوه بر کمکهای مردمی, حامی مالی اصلی برنامه رادیویی ریچی الن, دیوید آیک است.

جوردن مکسول نویسنده و محقق آمریکایی است که بیش از ۵۰ سال به کار تحقیق و پژوهش مشغول بوده است. وی که مدتها شریک کاری و همراه زکریا سیچین بوده است اکنون به تنهایی و سختی روزگار میگذارند.

مصاحبه زیر در سال جاری میلادی انجام شده است. مطابق روال همیشگی اینفو, ترجمه و نشر متن مصاحبه رادیویی زیر به معنای تایید گذاشتن بر نظرات یا اعتبار صاحبان نظرهای ارائه شده نیست. همچون گذشته, تشخیص حقیقت از غیر آن بر عهده همراهان هوشمند, صاحب دقت, و پژوهشگر اینفو است.

بخش اول مصاحبه ریچی الن با جردن مکسول

ریچی الن- مهمان امشب ما احتیاجی به معرفی چندانی ندارد: دانشمند, نویسنده و محقق فوق العاده, متخصص در بسیاری زمینه ها از جمله تاریخ انجمن ها و تشکلهای سرّی, دینهای رایج و قدرتمند و چگونگی ایجادشان, و بسیاری موارد دیگر, کسی که پنج دهه از عمر خود را به تحقیق گذرانده است. به دوست عزیزمان جوردن مکسول خوشامد میگویم.

جوردن مکسول- متشکرم ریچی. با شرایط سنّی فعلی من از یک هفته تا هفته بعد چندان اطمینانی به شرایط من وجود ندارد.

ریچی الن- ما سال گذشته از جوردن خواهش کردیم هر پنج تا شش هفته مهمان برنامه ما باشد و درباره آنچه فکر میکند اهمیت دارد برای ما صحبت کند. جوردن امروز برای ما درباره چه موضوعی صحبت خواهید کرد؟

جوردن- ریچی در شرایط بحرانی امروز دنیا چیزهای بسیاری هست که لازم است مردم بدانند, چیزهای مهم فراوانی که شنیدن درباره آنها برای اولین بار میتواند دشوار و تخریبگر باشد. بخش بسیار بزرگی از آشوب و دیوانگی حاکم بر دنیای امروز در واقع آشوب و دیوانگی نیست, بلکه برنامه ای است که هزاران سال در حال اجرا بوده است. تنها چیزی که کنار هم گذاشتن این تکه های معما را برایم ممکن کرده, بررسی بخش بخش تاریخ به مدت بیش از پنجاه سال بوده است. اگر با دقت به دنیا نگاه کنید و بررسیش کنید کم کم متوجه الگویی منسجم خواهید شد. الگویی را شناسایی خواهید کرد که هزاران سال است به طور مداوم بازگشته است و تکرار شده است.

در انجیل از مسیح نقل شده است که مردم مانند امواج دریا هستند, و این تشبیه درستی است. مردم مانند امواج مدام در حال حرکت هستند, پایدار نیستند. یک سال طرفدار جمهوری خواهان میشوند, سال بعد طرفدار دموکراتها میشوند, سال بعد طرفدار کمونیستها, و سال بعد طرفدار نازی ها. درست مثل امواج دریا, میلیونها و میلیونها نفر از این سو به آن سو میروند بدون آنکه بدانند واقعاً در دنیا چه میگذرد. هزاران سال است که چنین بوده. نه معنای کلمات را میدانیم, نه عبارات را میفهمیم, نه چیزی از سمبل ها و نشان ها میدانیم. نمیدانیم کمپانی ها چگونه کار میکنند, نمیدانیم ادیان واقعاً چه هستند. ما همچون کودکان رفتار میکنیم. دوست داریم خودمان را به همنوعانمان باهوش و خردمند نشان دهیم. امروز حرفهای این سیاستمدار را باور میکنیم و فردا سیاستمدار دیگر را.

بارها گفته ام همواره به کسی که در جستجوی حقیقت است اعتماد کنید, اما هرگز به کسی که حقیقت را یافته اعتماد نکنید. با اطمینان از چیزی که میدانید میگویید. درست مثل دانشمندی که به آنچه میگوید اطمینان مطلق دارد. اما مشکل این است که هر شش تا هفت سال همه چیز در دنیای علم تغییر میکند. همه چیز از یک دهه به دهه دیگر تغییر میکند. آنچه یک دهه پیش به عنوان حقیقت مطلق به آن نگاه میکردیم این دهه مورد تمسخر ما قرار میگیرد. دین, حکومت, تجارت, علم, سیستم آموزشی, همه به همین منوال هستند. هیچ چیز حقیقت مطلق و غیرقابل تردید نیست.

اگر دنیا را مطالعه کنید, سیاست و دین را مطالعه کنید, الگویی را خواهید دید که بسیار نیز ترسناک است. ترسناک از این رو که با دیدن این الگو درخواهید یافت امید برای رهایی نژاد بشر بدون دانایی, نزدیک به صفر است. دانستن قدرت است. تنها در صورتی موفق به ایجاد تغییر خواهید شد که اشتباهات سالیان گذشته خود را با دقت شناسایی کنید. انسان موجودی است اسیر در زنجیر عادت. همه آنچه انجام میدهیم بر اساس عادات تکراری احمقانه است. مادامیکه به تکرار آنچه به آن عادت داریم ادامه دهیم, هیچ امیدی برای رهایی انسان وجود ندارد. چنان که آلبرت اینشتین نیز گفته «نمیتوان مشکلات را به دست همان مردمی که ایجادشان کرده اند حل کرد».

ریچی- عمده چیزی که در کلاس تاریخ دبیرستان و دانشگاه به ما آموخته اند دروغ بوده است. نمیخواهم با تعصب بگویم همه آنچه آموخته اند دروغ بوده, اما بیشتر آن دروغ بوده. زندانی برای ما درست کرده اند. دانستن قدرت است و با بررسی اشتباهات گذشته میتوان یاد گرفت, اما بیشتر مردم تاریخ واقعی خود را نمیدانند. اگر به خاطر تلاش و کارهای کسانی مانند کارل سیگان, زکریا سیچین بزرگ و امثال شما نبود راهی برای دانستن واقعیت وجود نداشت. سوال من این است که چطور میتوانیم بر این جهالت عمومی و فراگیر غلبه کنیم؟

جوردن- علی رغم آنکه مردم متنهای کتب مقدس را مسخره میکنند و دست کم میگیرند, دوست دارم از کتب مقدس نقل کنم, زیرا به نظر من مملو از حقایقی تاثیر گذار است, به ویژه انجیل. عمده مشکلاتی که امروز به عنوان نژاد بشر با آن روبرو هستیم در اثر چیزهایی است که عمیقاً در روان ما کاشته شده است: پرنخوت هستیم, خود محور, خودخواه, همه چیز دان. درست مانند آنچه در کتاب مقدس در توصیف ریاکارن و زهد فروشان آمده. پر نخوت هستند و از خود متشکر, و خود را همه چیز دان قلمداد میکنند, در حالیکه در واقعیت ابله و نادانند. ببینید ثمره حضور ریاکاران و زهد فروشان چه بوده. یه دنیایی که دینهای عمده و رایج درست کرده اند نگاه کنید: دنیایی آکنده از آشوب, جهالت, حماقت, سو مصرف از مخدرها, قتل, خشونت, هرزنگاری, مستی. تمامی نژاد بشر در آلودگی و آشفتگی به سر میبرد و وضعیت روز به روز وخیم تر میشود. اما همچنان دست به دامان دینمداران و سیاستمداران میشویم و از آنها میخواهیم وضعیت را بهبود دهند.

همه آنچه میبینیم یک فریب است. تمامی زیربنای دانش امروزین ما چرند و مضحک است. پیش از این نیز گفته ام: لازم است ریشه کلمات را بدانید, ریشه مفاهیم و ایده هایی که کل زندگیتان بر پایه شان بنا شده است. پیش از این نیز از همین مثال استفاده کرده ام: اگر میخواهید جعبه ای را به جایی ارسال کنید طنابی پیدا میکنید و جعبه را با آن میبندید تا برای حمل آماده شود. اما اگر بخواهید از یک ساختمان ده طبقه بیاویزید نمیتوانید از همان طنابی استفاده کنید که برای بستن یک جعبه مناسب است. طنابی که برای بستن یک جعبه مناسب است لزوماً تاب حمل وزن بدن شما و حفظ جان شما را نخواهد داشت. به همین شکل نیز باید به اعتقاداتان نگاه کنید؛ اعتماد و اعتقادتان به سیاستمدارن, به دین, به تجارت, به ازدواج, به جامعه تان, و حتی به دیدگاهتان از جهان هستی.

تحقیق کنید تا بیدار شوید و بفهمید کوچکترین اطلاعی از حقیقت دنیا ندارید.

ریچی- گفتید «عمیقاً در روان ما کاشته شده». برای مخاطبان توضیح دهید چه کسانی یا چه موجوداتی ما را به این منظور برنامه ریزی کرده اند؟ و چرا؟ اخیراً شما و دیوید آیک به من گفتید که سه تا چهار سال آینده بسیار حیاتی هستند. یکی از دو راه ممکن را پیش خواهیم گرفت: یا از بردگی رها خواهیم شد, و یا در بردگی ابدی گرفتار خواهیم شد.

جوردن – چرا قلب انسان در نیمه چپ بدنش قرار دارد؟ در لاتین سمت چپ معادل چیست؟ سمت چپ شیطانی تلقی میشود. چنان که در انجیل نیز آمده قلب انسان عامل گمراهی است. جنگی در قلب نژاد بشر برپا است, درون بدن شما, درون شما. این جنگ درون شما بین آنچه میدانید درست است و آنچه انجام میدهید در جریان است. جنگی بین خوبی و بدی درون هر انسان در جریان است. آنچه در کتب مقدس دینی تحت عنوان آخرالزمان یا آرماگدون مطرح شده, آخرین جنگ بر روی زمین بین خدا و شیطان, بین خوبی و بدی, همه درباره شما است, شمایی که در قید حیات هستید. آخرین جنگ بزرگ درون شما جاری است. وقتی در میگذرید اینکه آیا خوبی کرده اید یا بدی, آیا خیرخواه بوده اید یا بدخواه بررسی میشود. جنگ آخرالزمان اشاره است به زمانی که شما در پایان حیات بر روی زمین در میگذرید و پایان جهان برای شما از راه میرسد.

مفهوم آخرالزمان به معنای جنگی نهایی بر روی زمین و بین خوبی و بدی ساخته و پرداخته دین است. به نفع حاکمان و شاهان و در قرون وسطی ساخته و پرداخته شده است.

اما در پاسخ به سوال شما درباره کاشتن آنچه در روان ما کاشته شده و اینکه چه کسی این کار را کرده: یکی از چیزهایی که پس از سالها تحقیق باعث حیرت من شده است و هنوز نمیتوانم بگویم دقیقاً آن را چگونه میبینم, اما رفته رفته برایم واضح تر میشود این است که تمام نژاد بشر دیرزمانی پیش مورد دستکاری اجباری قرار گرفته است. زمانی بسیار دور, موجوداتی بسیار هوشمند با دانش و توان تکنولوژیکی بسیار بالا به زمین آمدند و ما را خلق کردند, یا باز-خلق کردند, یا در روند تکامل طبیعی ما دخالت کردند. و این موجوداتی که درباره شان صحبت میکنیم, هر کس که بودند از جایی دیگر به زمین آمدند و به آنهایی که ساکن زمین بودند نگاه کردند, به نئاندرتال ها و کرومانیون ها و سایر گونه ها, انسان-گونه های باستانی, و ما را باز-خلق کردند.

 در متن کتاب مقدس نیامده که ما خلق شدیم. من با خاخام های متعددی صحبت کرده و همه قبول دارند که تورات نمیگوید خدا انسان را خلق کرد. کتاب مقدس را به زبان عبری بخوانید. در زبان عبری خدا ال خوانده میشود. در کتاب مقدس آمده در آغاز خدا آسمانها و زمین را آفرید. اگر به نسخه عبری کتاب مقدس مراجعه کنید میبینید که نوشته شده الوهیم آسمانها و زمین را آفرید. الوهیم با ال متفاوت است. الوهیم چست؟ الوهیم جمع کلمه ال است. درست مثل اینکه کلمه خودرو را داشته باشیم و بعد کلمه خودروها را. بنابراین ترجمه صحیح این است: در آغاز خدایان آسمانها و زمین را آفریدند.

 


پیشنهاد می گردد سایر بخش های این مصاحبه را نیز مطالعه فرمایید 

موسی, بنی اسرائیل و ادیان سه گانه- مصاحبه ریچی الن با جردن مکسول, بخش اول

موسی, بنی اسرائیل و ادیان سه گانه- مصاحبه ریچی الن با جردن مکسول, بخش دوم

موسی, بنی اسرائیل و ادیان سه گانه- مصاحبه ریچی الن با جردن مکسول, بخش سوم

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*