پ پ

اگر برای من آب نداشته باشد، برای تو نان که دارد

عقیده و نظریه بعضیها در اموری اظهار می شود که اگر دیگران را احتمال زیان و ضرر باشد آنها از آن سود و فایده میبرند. پاسخ این دسته از مردم همان است که در عنوان این قسمت آمده است.

اما ریشه تاریخی این ضرب المثل:

میرزا آقاسی صدراعظم محمد شاه قاجار در برنامه خود دو موضوع توپ ریزی و حفر قنوات را در صدر مسایل قرار داده بود. افزایش توپ را موجب تقویت ارتش و حفر قنوات را عامل اصلی توسعه کشاورزی می دانست. هر وقت فراغتی پیدا می کرد به سراغ مقنیان می رفت و آنها را در حفر چاه و قنات تشویق و ترغیب می کرد. اگر چه ملا قربانعلی بیدل و یا بقولی یغمای جندقی، در وصف حاج میرزا آقاسی چنین سروده است:

نگذاشت برای شاه حاجی درمی              شد صرف قنات و توپ، هر بیش و کمی

نه مزرع دوست را از آن آب نمی                نه لشکر حضم را از آن توپ غمی

ولی رباعی بالا در مورد توپ ریزی حاجی اگر تا حدودی واقعیت داشته باشد دور از انصاف است که سعی و تلاش وی را در حفر چاهها و قنوات عدیده به منظور توسعه کشاورزی در ایران آنچنان خالی از فایده بدانیم که مزرعه دوست را از آن آب نم و نصیبی نرسیده باشد. حقیقت این است که غالب مزارع حومه تهران هنوز از رهگذر قنوات حاجی میرزا آقاسی، که بعضاً دایر است، مشروب می شوند (با نهایت تأسف در حال حاضر غالب این مزارع جزء محدوده شهر تهران در آمده و در آنها خانه سازی شده است) و اگر به سایر قنوات کور و از کار افتاده هم توجه می شد از حیز انتفاع نمی افتادند.

باری، روزی حاج میرزا آقاسی برای بازدید یکی از قنوات رفته بود تا از عمق مادر چاه و میزان آب آن آگاهی حاصل کند. مقنی اظهار داشت: «تا کنون به آب نرسیده ایم و فکر نمی کنم در این چاه رگه آب وجود داشته باشد.»

حاجی گفت: «به کار خودتان ادامه دهید و مأیوس نباشید.» چند روزی از این مقدمه گذشت و مجدداً حاجی میرزا آقاسی به سراغ آن چاه رفت و از نتیجه حفاری استفسار کرد. مقنی موصوف که به حسن تشخیص خود اطمینان داشت در جواب حاجی گفت: «قبلا عرض کردم که کندن چاه در این محل بی حاصل است و به آب نخواهیم رسید.»

حاج میرزا آقاسی به حرفهای مقنی توجهی نکرد و گفت: «باز هم بکنید و به جلو بروید، زیرا بالاخره به آب خواهید رسید.»

دفعه سوم که حاجی میرزا آقاسی برای بازدید مادر چاه رفته بود، مقنی سر بلند کرد و گفت: «حضرت صدراعظم، باز هم تکرار می کنم که این چاه آب ندارد و ما داریم برای کبوترهای خدا لانه می سازیم! صلاح در این است که از ادامه حفاری در این منطقه خودداری شود.» حاجی میرزا آقاسی که در توپ ریزی و حفر قنوات عشق و علاقه عجیبی داشت و گوش او در این دو مورد به حرف نفی بدهکار نبود با شنیدن جمله اخیر که مقنی اظهار داشته بود از کوره در رفت و فریاد زد: «احمق بیشعور، به تو چه مربوط است که این زمین آب ندارد، اگر برای من آب نداشته باشد، برای تو نان که دارد.»

مقنی دیگر حرفی نزد و به سعی و تلاش خود ادامه داد تا همان طوری که خود به نان رسید، حاج میرزا آقاسی را به آب رسانید و این عبارت طنز آمیز حاجی از آن تاریخ به صورت ضرب المثل در آمد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید