با این راه کارها در برخورد اول جذاب شوید!!

برخورد اول و اولین دیدار بسیار مهم و حیاتی است در این مطلب قصد داریم نکاتی را به شما یادآوری کنیم در در اولین بخورد طرف مقابل را جذب خود کنید.

اثری که همان اول بر طرف می گذارید تا آخر عمر یادش می ماند. در حالت اغراق آمیزش این است که این برخورد اول تعیین کننده نوع و ادامه یا عدم ادامه و شکل گیری رابطه خواهد بود. به هر حال این واقعیتی است که ذهن در طول برخورد اول، مدام مشغول ارزیابی و بررسی طرف برای تصمیم گیری درباره ادامه ارتباط است.

پس مراقب همه چیز باشید.حواستان به زبان بدنتان باشد. در اولین برخورد قبل از هر چیز افراد به سیگنال هایی که طرفشان با زبان بدنش می فرستد توجه می کنند. کافی است فکرتان وقتی او دارد حرف می زند پرت شود که یکهو از نگاهتان این حواس پرتی را بخواند و توی ذوقش بخورد که شما اهمیتی برای حرف او قائل نیستید و احترام دیگران را نگه نمی دارید. پس خودتان را نخارانید، خمیازه نکشید، زل نزنید و غیره. از ما گفتن.

نگران دماغتان نباشید

jazabiat2

قیافه آدم های مظلوم را به خودتان نگیرید. حتی اگر واقعا آدم مظلومی هستید. کسی این آدم ها را در وهله اول جدی نمی گیرد. بنابراین اگر می خواهید برایتان تره خرد کنند همینطورکه خودتان را آماده ورود به دنیای جدید کرده اید، سعی کنید ادای آدم های غیرخجالتی را دربیاورید.

بی خود نگویید آدم افتاده ای هستید و سرتان را نیندازید پایین. بگیریدش بالا. سر پایین آن هم در روزهای اول نشانه نداشتن اعتماد به نفس است.اعتماد به نفس احترام می آورد. آدم ها به کسی که به خودش مطمئن است اعتماد می کنند و رویش حساب می کنند.

بنابراین حتی اگر اعتماد به نفس ندارید، تظاهر به داشتنش بکنید. یک آدامس بیندازید بالا و هر از گاهی که استرستان بالا گرفت بجویدش،تند تند و پی در پی نه که دستتان رو می شود یا آدم مسخره ای به نظر می رسید. آرام و با طمانینه.

روش حمله پیش دستانه را پیش بگیرید و خودتان سراغ دیگران بروید. بعد حتی اگر تمام مدت حرف زدن او سکوت کنید، طرف فوقش مشکوک می شود به اینکه چرا حرف نمی زنید اما عمرا خبردار شود که ماجرا چیست. اگر کسی سراغتان آمد، بلند و واضح با او حرف بزنید و در چشمانش نگاه کنید. حتی اگر در دلتان غوغایی بود و حس کردید دارید پس می افتید، به چیزهای خوب فکر کنید.

لبخند بزنید

لبخند بزنید

قیافه های جدی و خشک ترسناکند. لبخند بزنید. این لبخند برایتان تبلیغ خواهد بود. البته برای احتیاط باید یادآوری کنیم لبخندی که دائمی باشد قیافه را شبیه دلقک های خوشحالی که از همه چیز زندگی راضی هستند می کند. پس فقط گهگاه و به موقع لبخند بزنید. مثلا درست لحظه مواجهه با آدم ها یا گاهی که به جمله ای می رسد که قابل تایید است و قبول دارید.

همینطورکه سر تکان می دهید لبخند بزنید تا تاکیدتان را بیشتر کند و دوست داشتنی تر شوید یا وقتی طرف دارد از خودش حرف می زند این کار را بکنید. لبخند خداحافظی را هم هیچ وقت یادتان نرود. اگر یادتان رفت یعنی فاتحه همه لبخندها و همه زحمات را خوانده اید. لب هاتان را کمی بکشید، جوری که روی صورتتان دیده شود نه فقط توی دلتان و جوری که خودتان بدانید. فقط اگر عروسی در دلتان راه افتاده کمی لب ها را جمع تر کنید.

پسرخاله نشوید

چند سالتان است؟ ۱۸ لااقل. پس تا به این سن فهمیده اید که نباید با مردم سریع پسرخاله شد. راحت بودن با پسرخاله شدن فرق می کند. این دو را قاطی نکنید. هیچ کس خوشش نمی آید یکی از توی خیابان بیاید و دست بگذارد روی شانه اش یا یک لقمه از ساندویچش را بخواهد. هستند کسانی که این کار را می کنند اما معمولا آدم های بیمار یا خطرناک هستند که شما جزوشان نیستید.

اغلب موجودات طبیعی خداوند از اینگونه صمیمیت ناگهانی می هراسند یا چندششان می شود. پس محترمانه حرف بزنید وبرای باز کردن سر حرف، از حرف ها و سوالات کلی تر استفاده کنید. اینکه از خانواده چند نفره آمده و پدر و مادرش چه کاره اند و ماهی چقدر توجیبی می گیرد به شما ارتباطی ندارد. رفتن سراغ سوال های شخصی که احتمالا در حریم شخصی طرف قرار می گیرند جز اینکه باعث شود طرف نگاه عاقل اندر سفیه بهتان بکند و سری به تاسف برایتان تکان دهد نخواهد داشت.

ظاهربین هم باشید!

از وجناتتان پیداست که آدم ظاهربینی نیستید اما چاره ای نیست، در این روزهای نخستین باید ظاهربین باشید. ظاهربین بودن بهتر از هیچی نبودن است! راه دیگری وجود ندارد. باید انتخاب کنید و از میان این همه آدم غریبه، جز اینکه از روی ظاهر دست به انتخاب بزنید راهی ندارید.

این انتخاب ظاهری بهتر از این است که برای هر کس دم دستتان بود نقشه رفاقت بکشید. پس نگاهتان را مودبانه و با شرم و حیا و جوری که هیچ کس شک نکند، بچرخانید و به دنبال چیزهای بی ارزش ظاهری که دوست دارید در افراد باشید؛ مثلا قد بلند، ظاهر متشخص، موهای فرفری یا کسی که عین ندید بدیدها روز اول دانشگاه کت و شلوار تنش کرده باشد، پر انرژی باشد یا نباشد و …؛ اگر یکی این ویژگی های ظاهری را داشت، لااقل می دانید که یک چیز دارد که دوست دارید یا تایید می کنید.

البته از آنجایی که ظاهربینی عاقبت خوشی ندارد، ممکن است بعدتر از اینکه سراغش رفته اید پشیمان شوید اما همیشه راه برگشت هست. اگر هم این چیزها مطلقا برایتان ارزشی ندارد همینطور الابختکی بروید جلو و به هر کسی رسید دم دستتان، بگویید: سلام حالت چطوره؟ البته نه جوری که نگاه و دندانتان برق بزند.

کمی اتوکشیده باشید

در برخورد اول جذاب شوید

همانقدر که شما در این روزهای اولی شروع ترم ظاهربین هستید، دیگران هم هستند. پس قبل رفتن به دانشگاه یک نگاه در آینه به خودتان بیندازید. اگرچه شما با پوشیدن دمپایی قرمز پلاستیکی احساس رهایی از دغدغه های پوچ مادی می کنید اما لااقل تا زمانی که دیگران فرصت شناختن شما را نداشته اند، دمپایی ها را زیر تختتان بگذارید تا وقتش برسد.

مطمئن باشید هیچ کس سراغشان نخواهد رفت! به قیافه تان برسید ولی دانشگاه را با سالن عروسی اشتباه نگیرید. یادتان باشد کسی سراغ آدم ژولیده پولیده نمی رود و از داشتن رفیقی اینچنینی به خود نمی بالد.

بعدترها که کارتان بالا گرفت و اعتباری کسب کردید، اگر خواستید ژولیدگی را به یکی از ویژگی های برجسته تان تبدیل کنید و دمپایی بپوشید تا قبل از یکی، دو ترم هنوز اغلب دانشجوها طبیعی اند و کفش می پوشند، طبیعی باشید.

قلمروها را قاطی نکنید

حریم صمیمی، شخصی، اجتماعی و عمومی از اقسام قلمروها هستند. حریم صمیمی یا خصوصی فاصله ای کمتر از ۴۵ سانتی متر بین دو نفر است. قبل از اینکه با طرف صمیمی شوید، در حریم صمیمی قرار نگیرید که حتما شما را پس خواهد زد. حالا با دست نه، با رفتارش. ممکن است ناخودآگاه به عقب برود یا ناگهان مضطرب شود. حریم شخصی حداقل ۴۵ سانتی متری است.

همیشه نباشید

نظر شما خیر است، درست اما گدای رابطه که نیستید، هستید؟ اگر نیستید باید بدانید تندرویدر تایید و زیاده موافقت کردن و از خود اراده و نظری نداشتن باعث می شود طرف فکر کند گدای محبت و دوستی هستید یا از آنهایی هستید که با هر که بنشینید شکلش می شوید. بنابراین حسابی رویتان نمی کند.

یادتان باشد کسی حوصله گداها را ندارد. فوق فوقش برای آرامش وجدان هر از گاهی که جلوی چشمشان بودید لقمه نان محبتی بهتان بدهند اما دائمی نخواهد بود. جوری جدیت و قاطعیت و مصمم بودن نشان بدهید که آدم ها گمان کنند شخصیت تان محکم و شکل گرفته و مستقل است؛ مثلا هر جا که گفتند، راهتان را نکشید دنبالشان. گاهی بگویید کار دارید و نمی توانید. یا بگویید قرار دیگری دارید که یعنی برای شما دوست و رفیق ریخته!

گاهی تحمل کنید

از کرده تان پشیمانید؟ از این آدم برایتان آبی گرم نمی شود؟ اما مرد باشید و کاری را که شروع کرده اید درست تمام کنید.دیگر بدتر از این نیست که دهانش بوی کپک پنیر بدهد! اما ادب به خرج بدهید و تا ته حرفش را گوش کنید.

آدامس باد نکنید یا اینطرف و آنطرف را بررسی ننمایید! طرف دارد برای شما حرف می زند چون خودتان او را تشویق یا مجبور به این کار کرده اید. صبوری کنید. بالاخره حرفش تمام می شود. یا می توانید جور مودبانه ای حرف را به سمت تمام شدن ببرید.

اگر برعکس از طرف خوشتان آمده و می خواهید گفت و گو ادامه پیدا کند، با گوشدادن دقیق او را به وجد بیاورید. گاهی سر تکان بدهید یعنی که می فهمید. گاهی کلمات تاییدی، تاکیدی و سوالی بپرسید. اینها نشانه ای هستند برای اینکه حرف های او برایتان جالب است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید