تفاوت های علم و شبه علم

۱- علم : هدف اصلی علم شناخت هر چه کامل تر و یکپارچه تر از جهان فیزیکی است . /شبه علم معمولا توسط اهداف ایدئولوژیک فرهنگی و تجاری هدایت میشود

توضیح چند مثال : طالع بینی (از فرهنگ های بابلی باستان ) یوفو شناسی (از فرهنگ محبوب عامه و بدگمانی به دولتها ) آبهای تغییر ساختار یافته (حقه تجاری )علم خلقت (تلاش برای توجیه کلمه به کلمه انجیل )

۲- علم اغلب رشته های علمی متکی بر تحقیقات جدی ای هستند که منجر به توسعه پیوسته و منظم علم و معرفت می شود./شبه علم : این رشته ها از زمانی که شکل گرفتند رشد بسیار کمی داشته اند. تحقیقات و ازمایشهای اندکی هم که انجام شده است بیشتر صرف توجیه و تصدیق اعتقادات بوده تا توسعه ان.

توضیح: پژوهش در علوم جدید موتور پیش برنده ی حرکت در رشته علمی است . تقریبا تمام یافته های جدید پرسشهای جدیدی را دامن می زنند که نیازی به پاسخ دارند . شواهدی نادری از این روند در شبه علم وجود دارد.

۳- علم کسانی که در زمینه ی علمی فعالیت میکنند تلاش میکنند تا نمونه هایی برای ابطال یا نشابه هایی از تناقض در نظریه هایی پذیرفته شده بیابند./شبه علم در شبه علم به چالش کشیدن عقاید جزمی پذیرفته شده اگر ارتداد نباشد اغلب به عنوان رفتار خصومت امیز تلقی می شد و منجر به درگیری های تلخ و حتی فرقه سازی می گردد

توضیح :علم خود را با یافته ها و اطلاعات جدید تطبیق میدهد در علم کسی که نادرستی یا نقض یک باور پذیرفته شده را نشان دهد به عنوان یک قهرمان شناخته می شود نه یک مرتد و فاسد

۴-شبه علم مشاهدات یا داده های که با باورهای مشخص شده همخوانی نداشته باشند نادیده گرفته شه و یا موقوف می شوند/ علم مشاهدات یا داده هایی که با یافته های علمی جاری مطبقت نداشته باشند مادامی که اعتبارشان تایید شود علاقه مندی شدیدی را در بین دانشمندان ایجاد میکند و انها را به مطالعات بیشتر ترغیب می نماید.

/ توضیح : ایا هیچ گاه دقت کرده اید که سایکیک ها همیشه علاقه دارند که چیش بینی های خود را در سال اینده اعلام کنند ولی هیچ گاه دوست ندارند در مورد اینکه جقدر پیش بینی های سال گذشته انها درست از اب در امده سخن بگئیید ؟

۵-علم فرایندی است که در ان هر قانونی باید در بوته ی ازمایش قرار بگیرد و ان را در معرض انتقاد پرسش و رد شدن در هر زمان نگه می دارند. شبه علم اصول مسلم و قوانین بنیادی در این رشته اغلب غیر قابل ررد شدن و تغییر یافتن هستند یا اثبات نادرستی انها غیر محتمل است . توضیح : علاقه مندان به اشتباه امکان ناپذیری منطقی رد کردن قوانین شبه علمی را به عنوان دلیلی برای درستی و صحت انها قلمداد میکنند .

۶-علم ایده ها و مفاهیم علمی باید بر اساس دانسته های موجود و شواهد و دلایل ابقا شوند یا بر زمین بیافتند . شبه علم مفاهیم شبه علمی براساس خواسته های شخصی و اغلب توسط کسانی که در ارتیاط با مسیر عالب علمی نیستند شکل میگیرد انها بیشتر مواقع خواستار تایید و حمایت اتوریته یا مراجع هستند (مثلا توسل به یک نام مشهور )

توضیح : ایا به این نکته توجه کرده اید که هواداران ایده های شبه علمی چطور علاقه دارند که تمام درجه ها و رتبه هایی که دارند را لیست کنند ؟

۷- علم توضیحات علمی باید روشن و واضح و بدون بخش های مبهم باشند /شبه علم توضیحات شبه علمی اساسا گرایش به ناواضح گویی و دو پهلو بودن و رازوارگی دارند.

توضیح : اصطلاحاتی مانند لرزش های انرزی یا انرزی لطف ممکن است با ابهت و تاثیر گذار باشند ولی اساسا بی معنی هستند .

در مورد جدول بالا:
۱- ایده یکپارچگی همیشه هدف علم نبوده است. در خیلی موارد در تاریخ علم حتی این ایده به کاملاً به فراموشی سپرده شده. نظریه کلاسیک ماکسول و نظریه بور هیچگاه به صورت یکپارچه بیان نشدند و به نظر می رسد دانشمندان دیگر تلاشی نیز در این مورد نمی کنند!
۲- اینکه علم توسعه منظم و یکپارچه دارد را امروز هیچکس حتی خود دانشمندان باور ندارند.
تاریخ علم تاریخ انباشت اطلاعات نیست. بسیاری از مسائل (که شبه مساله هم نبودند) و بسیاری از موضوعات علوم گذشته امروز فراموش شده است
۳- بسیاری از نظریات مثل نظریه ریسمان یا حتی نظریه تکامل قابل ابطال نیستند.
۴- هر نظریه علمی سرشار از آنومالی ها است. خیلی از تقریب های نظریات دیروز امروز توضیح دارند. اما نظریات امروز هم بسیاری تقریب ها و عدو هماهنگی ها دارد که به حساب عدم دقت ابزاری گذاشته می شود و به فراموشی سپرده می شود.
۵- دانشمندان هم مثل نظریه پردازان هر شاخه غیر علمی ، تا حد امکان محافظه کار هستند. در مواردی که مشاهدات با پیش بینی ها نمی خواند، نظریه غالب و پذیرفته شده حدالامکان حفظ می شود و مقدمات دیگر مورد سوال قرار می گیرند. در بسیاری از موارد فرایند آزمایش مورد سوال قرار می گیرد. . هر نظریه دارای بسیاری از فرضیه های موضعی است که تنها برای حفظ نظریه اصلی ارائه می شود.
۶- اتوروتیه دانشمندان همیشه در تایید نظریات علمی نقش ایفا کرده. اتوریته نیوتن باعث پذیرش دیدگاه ذره ای در مورد نور شد. اتوریته بور باعث پذیرش دیدگاه کوپنهاگی در نظریه کوانتوم . …
۷- توضیخات علمی همانند توضیحات دیگر زمانی کامل محسوب می شوند که منجر به فهم طرف مقابل شوند. هر توضیحی ناچاراً دچار محدودیت ها و ابهاماتی است که زبان طبیعی برای ان ایجاد می کند.
این تصویر واقعی تری از علم است هر چند همیشه عقل سلیم حکم می کند که تفاوتی میان نظریه اینشتن و طالع بینی وجود دارد. می دانیم که این تفاوت هست اما اینکه چه معیاری می تواند این دو را جدا کند، آنقدر ساده نیست که بتوان در شش یا هفت مورد خلاصه کرد و تکلیف علم و شناخت بشر را روشن کرد.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *