جزیره مرموز و ترسناک عروسک ها

عروسک ها، اسباب بازی هایی که در برخی موارد گزارش هایی عجیب از آن ها داده می شوند. گزارش هایی بسیار غیر منتظره و باور نکردنی که انسان ها را به فکر فرو می برند که آیا این ها واقعا یک عروسک و یک اسباب بازی بی جان هستند، یا موجوداتی ترسناک با توانایی های خارق العاده؟!

“ایسلا دلاس مونساس” (جزیره ی عروسک ها) یک جزیره کوچک و البته ترسناک خالی از سکنه است که در جنوب کشور مکزیک و در میان کانال زوچیمیکو قرار دارد. این جزیره به روح دختری اختصاص داده شده که سرنوشتی بسیار غم انگیز داشت و در همان کودکی و به شکلی بسیار عجیب جان خود را از دست داد.
در آن منطقه هزاران انسان زندگی می کنند، در حالی که در این جزیره ی کوچک صدها عروسک مهیب! بدن هایی قطع شده، سرهایی بریده و چشمانی خالی که به درختان زینت بخشیده از اصلی ترین ویژگی های ظاهری اکثر این عروسک ها است! حتی در روشنایی ظهر هم چهره ی این عروسک ها بسیار تهدید آمیز و ترسناک است.
اگر با محلی های اطراف آنجا صحبت بکنید داستانی را برایتان تعریف می کنند که به درست بودن آن ایمان دارند. گفته می شود که این دختر در سال ها قبل و به شکلی عجیب و مرموز در این جزیره غرق شده است و روح او به داخل عروسک های این جزیره منتقل شده. در افسانه های محلی آمده است که عروسک ها سر و دستانشان را تکان می دهند و چشمانشان را که گاها خالی هستند باز و بسته می کنند!
برخی از شاهدان ادعا می کنند که صدای پچ پچ این عروسک ها را شنیده اند و برخی که در قایقشان و در کنار جزیره بوده اند، می گویند که عروسک ها سعی در راضی کردنشان داشته اند که از قایق هایشان پیاده شده و به جزیره بروند. نکته ی جالب این است که در حالی که این مسئله از نظر بسیاری تنها یک ادعای مضحک است، محلی ها به این اتفاقات باور دارند و بر صحت آن تأکید می کنند.
اما سوالی پیش می آید و آن این است که این عروسک ها از کجا آمده اند؟
“دان جولیان سانتانا باره را” شخصی بود که از این جزیره نگه داری می کرد. داستان به این صورت است که جولیان دختر کوچکی را پیدا کرد که به شکلی عجیب در حال غرق شدن بود، اما جولیان نمی توانست به او کمک کند. کمی بعد از آن او نزدیک کانال عروسکی را می بیند که احتمالا عروسک آن دختربچه بوده است. او به نشانه ی احترام و حمایت از دختربچه، آن عروسک را از درخت آویران می کند.
یکی دیگر از نکات بسیار عجیب این است که ظاهرا جولین همیشه در حال دیدن آن دختربچه بوده و به نوعی تحت فرمان او درآمده بود؛ چراکه او مجذوب روح دختر بچه شده و با آویزان کردن تعداد بسیاری از عروسک ها سعی در خوشنود کردن او داشت. جولیان بعد از مدتی متوجه شد که عروسک ها هم مجذوب دخترک شده اند و تصمیم گرفت که آن ها را در سراسر جزیره پخش کند. اطرافیان او می گویند که او رفتاری بسیار عجیب پیدا کرده بود و به وسیله ی نیرویی عجیب کاملا عوض شده بود. با این وجود احتمالا او تحت تأثیر ناتوانیش در نجات دادن دخترک قرار گرفته بود.
او حدود ۵۰ سال عروسک ها را در سرتاسر جزیره آویزان کرد. نکته ی عجیب دیگر این بود که جولیان دقیقا در همان محلی که دختربچه جان خود را از دست داده بود، فوت کرد! بسیاری از محلی ها اعتقاد دارند که او به روح دختربچه در همان جزیره ملحق شده است و حال آن جزیره دو روح سرگردان دارد!
پس از مرگ جولیان در سال ۲۰۰۱ این مکان بسیار معروف شد و هم اکنون جزء مکان های توریستی به شمار می رود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید