نیاما یا نیروی حیات

نیاما

نیاما یا نیروی حیات :

با تجزیه وتحلیل عبارت NIAMA به Nl-AMA سومری ما به معنی زیر می رسیم ” قدرت مادر ( یا گرمای متعادل ) یا ” قدرت استاد ” . هر دو تعریف بیان گر تصور تک جنسیتی و خنثی ازاین قدرت کیهانی است .

( وقتی گفته می شود قدرت مادر تصور تک جنسیتی است و جایی که گفته می شود قدرت استاد اشاره خنثی است و به جنسیت خاصی اشاره نمی شود . م ) این عبارت را می توان به عبارت دوگونی Nyama ربط داد . در مالی ، نیاما یک انرژی است ؛ ماده ای غیر شخصی که بدن های زنده را پر می کند و از این نظر بعنوان نیروی حیات در نظر گرفته می شود .

دوگون ها بر این باورند که نیاما در خون یا تبار مستور است و از طریق وراثت منتقل می شود . در میان دوگون قربانی های حیوانی برای شارژ قربانگاه با نیامای حیوانات وقف شده به خدایان و تازه واردها انجام می شود . در اورشلیم در معبدی که برای خود خدا ( یهوه ) در نظر گرفته می شده آئین های مشابهی انجام می شده . قربانی حیوانی بخاطر پاک کردن مردم از گناهانشان یا اجابت خواسته ای انجام می شده . بخش های خاصی از حیوان قربانی شده ر ابرای یهوه کنار می گذاشتند و بقیه بین کاهن های رسمی تقسیم می شد . این نوع قربانی را در عبری Shelamim می گویند که به معنی قربانی صلح است .

با تجزیه و تحلیل Shelamim درزبان امسای ( زبان ماتریکس که شامل تمام حروف سومری – آشوری و بابلی می شود ) . تعریف زیر بدست می آید :
‏SE ( سهم وبخش ) L.A ( خواست و آرزو ) MIM ( همان Mus سومری است که به خدایان اشاره داشته و در ابتدای نام آنها قرار می گیرد ) . همه اینها را کنار هم قرار بدهیم به SE-LA-MIM می رسیم که معنی آن می شود : ” سهم خواست خدا ( یا خدایان ) این عبارت تاییدی است بر شروطی که خدایان طبق آنها به انسان اجازه می دادند که مستقیماً از نام آن ها استفاده کنند یا شکلشان را به تصویر بکشند .

عبارتهای Mus یا MIM ( ظاهر ، سیما ، دیهیم سلطنتی ، تلالو ) از نظر آوایی مشابه عبارت MUS هستند که به معنی خزنده و مار است . این منشاء اصلی ممنوعیت به تصویر کشیدن یهوه یا الوهیم ( خدایان ) است . ( اینکه خدا نباید به شکل اصلی مارگون و خزنده وارش به تصویر کشیده شود . م ) در جلدهای آینده در مور داین مفهوم وا نتقال نیاما ( یا Nyama دوگون ها ) با ریختن خون توضیح خواهم داد .

قربانی سوخته یا عولاه (عبری: קָרְבַּן עוֹלָה کوربان عولاه) که در زبانهای اروپایی به واژه هولوکاست ترجمه میشود یک نوع قربانی حیوان است که در تورات مورد اشاره قرار گرفته است. این لغت اولین بار در داستان نوح مورد اشاره قرار گرفته است. در زمان وجود معبد اول (معبد سلیمان) و معبد دوم اورشلیم قربانی سوخته هر روز دوبار در قربانگاه معبد انجام میشد. در این مراسم گوشت قربانی به صورت کامل توسط آتش از بین میرفت. ولیکن پوست حیوان سوزانده نمی شد و به کاهنان معبد داده میشد. لغت عبری عولاه (עֹלָה) در کتاب مقدس ۲۸۹ بار استفاده شده است. معنی لغوی آن ” چیزی است که در دود بالا رود” . ترجمه انگلیسی رایج این لغت “هولوکاست” است. احتمالا نازی ها هم با سوزاندن اجساد بخصوص اجساد یهودی ها خواسته یا ناخواسته یک جور آئین قربانی را هم اجرا می کرده اند یا به نوعی به یهودی ها اعتقاداتشان را یاد آوری می کرده اند و این برای آنها تحقیر و توهین هم بوده . در اولین ترجمه یونانی تورات، این لغت به واژه هولوکاستن ترجمه شده است. امروزه بعضی ترجمه های انگلیسی کتاب مقدس آن را به هولوکاست و بعضی به قربانی سوخته (Burnt Offering)ترجمه میکنند. اولین استفاده از لغت عولاه در کتاب مقدس در داستان نوح است. “از هر حیوان وحشی پاکیزه، و هر پرنده پاکیزه گرفت و آنها را به صورت قربانی سوخته درقربانگاه پیشکش کرد” (کتاب پیدایش، ۸:۲۰). در داستان قربانی کردن اسحاق توسط ابراهیم نیز واژه عولاه مورد استفاده قرار گرفته است. در این داستان ابراهیم قصد داشت اسحاق را به صورت قربانی سوخته به خداوند تقدیم کند “او را به صورت قربانی سوخته در بالای یکی از کوهها پیشکش کند” (کتاب پیدایش ۲۲:۲۲). سومین اشاره به عولاه قبل از زمان معبد سلیمان در زمان شعیب پدرزن موسی است. (کتاب خروج، ۱۸:۱۲).
منبع دستور عولاه در قانونی که به موسی داده شد در کتاب خروج ۲۰:۲۴ و سپس در کتاب اعداد ذکر شده است.
به آن ها بگو، این قربانی غذایی است که باید به پروردگار تقدیم کنید: دو گوسفند یکساله که دارای هیچ عیبی نباشند، تا به صورت روزانه هر روز سوزانده شوند. – عهد عتیق، کتاب اعداد، ۲۸:۳
چگونگی قربانی کردن گوسفند در کتاب لاویان ۱:۱۱ ذکر شده است:

و آن باید در کنار قربانگاه قربانی شود درحالی که به سمت شمال در برابر خداوند است و خون آن باید توسط فرزندان هارون کاهن (کوهنها) بر روی قربانگاه و اطراف آن پاشیده شود.

از این رو قربانی روزانه کوربان عولاه دو مرتبه در روز انجام میشد. این کار یکبار در صبح و بار دیگر در عصر انجام میگردید. قربانی حتماً باید یک گوسفند می بود. کوربان عولاه معمولاً به عنوان کفاره گناهان، پایان قول نذرین، بعد از بهبود بیماری پوستی، توسط یک زن بعداز زایمان، بعد ازخروج مایعات غیرطبیعی از بدن، گرویدن یک جنتیل به یهودیت، یا به صورت داوطلبانه انجام میشد. در این حالتها حیوان قربانی میتوانست حیوانات دیگری نظیر گاو، بز، کبوتر باشد. ابتدا حیوانات برای نداشتن هر ایرادی مورد معاینه قرار میگرفتند. سپس حیوان به شمال قربانگاه منتقل میشد و به صورت کوشر ذبح میشد.

خون قربانی توسط کاهن به صورت دقیقی جمع میشد و بر روی قربانگاه پاشیده میشد. سپس پوست حیوان کنده میشد و پوست آن به کاهنان معبد داده میشد. گوشت حیوان به قطعات مختلف تقسیم شده و بر روی آتش قرار میگرفت. بعداز اینکه گوشت حیوان به خاکستر تبدیل شده بود، یک کاهن در روز بعد آن خاکستر را جمع کرده و به محلی پاکیزه بیرون از معبد میبرد. در ترجمه یونانی کتاب مقدس لغت عبری عولاه معمولاً به لغت هولوکاست ترجمه میشود. در کتاب پیدایش ۲۲:۲ قربانی شدن اسحاق توسط پدرش ابراهیم به عنوان یک هولوکاست مطرح شده است. همچنین به صورت تعجب آوری قربانی شدن انسان توسط آهاز برای خدای بعل به صورت هولوکاست ترجمه شده است. م )

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید