پ پ

پروژه سرپو(SERPO PROJECT) _دیدار از سیاره سرپو

پروژه سرپو

ویکتور مارتینز کارمند سابق دولت آمریکا که در حال حاظر هماهنگ کننده ارتباطات ایمیلی و پیغام های الکترونیکی میباشد میگوید منبعی مورد اعتماد که در گذشته و حال از مقامات  آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا DIA)) بوده  در مورد یک ملاقات غیر معمول اطلاعاتی به او داده است بر طبق این ادعا بخش هایی از دولت آمریکا از چند دهه قبل ملاقاتهایی با فرازمینیان داشته اند. مارتینز میگوید این منبع ناشناس همچنین اعلام کرده که در  تاریخ ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹ فرازمینیان ملاقاتی را با ۱۸ نفر از ایالات متحده انگلستان روسیه چین و واتیکان و مهمانان ویژه دیگر داشته اند آمریکاییهایی که در این ملاقات بوده اند شامل پنج نفر پرسنل نظامی دو نفر افسر اطلاعاتی یک نفر متخصص زبان و نماینده ویژه اوباما بوده اند که این ملاقات در جزیره محافظت شده   kita (AKA AKAU) که در ۷۵۰ مایلی جنوب غربی  Honolulu  قرار دارد انجام شده است . در مورد صحت این اطلاعات نمیتونم توضیح خاصی بدم ولی چون توی دنیای یوفولوژیست ها سر و صدای زیادی به پا کرده و دیدم که متاسفانه هموطنام توی ایران عزیز اطلاعات زیادی در این مورد ندارند خواستم تا متن کامل ایمیل های ارسال شده از طرف فرد ناشناس رو توی سایت رامتین جان بذارم تا همه ازش استفاده کنند . قضاوت در مورد درست بودن یا نبودن جزییات این مساله که به پروژه سرپو  SERPO معروف شده رو به خود خوانندگان واگذار میکنم ولی این توضیحو بدم که نکاتی که در این جریان که گفته میشه اطلاعات مربوط به اون بیش از ۳۰۰۰ صفحه است گفته شده جالب و تا حدودی منطقی به نظر میرسه و من سعی میکنم در قسمت های مختلف توی این وبلاگ قرارش بدم  این مطلب در ادامه مطلب قبلی ای که ترجمه کردم و توی همین وبلاگ گذاشتم با عنوان (EBE  تنها بازمانده سقوط رازول ) هست پس اگه اون مطلبو نخوندین برید بخونید و بعد این مطلبو تا بهتر متوجه بشید.البته در قسمت های بعد جزییات بیشتری گذاشته میشه. قربان همگی شما – مهدینار

قسمت اول :

اول اجازه دهید خودم را معرفی نمایم . نام من ناشناس درخواستی است.من کارمند باسابقه دولت ایالات متحده میباشم.نمیخواهم وارد جزییات زندگی گذشته ام شوم ولی باید بگویم که درگیر پروژه ای استثنایی بودم.

پروژه سرپو

در مورد واقعه رازول بایستی بگویم که اتفاق افتاد ولی نه شبیه آنچه که کتاب ها میگویند . در آنجا دو سایت سقوط وجود داشت یکی در جنوب غربی کرونا نیومکزیکو و دومین سایت در  pleona park جنوب  datil نیومکزیکو . سقوط مشتمل بر دو فضاپیمای فرازمینی بود.سایت کرونا یک روز بعد توسط تیم باستان شناسی پیدا شد این تیم محل سقوط را به کلانتر لینکولن کانتی گزارش داد . یک معاون روز بعد مراجعه و افسر پلیس ایالتی را احظار کرد. یک موجود زنده  (EBE) که در پشت یک صخره پنهان شده بود پیدا شد.به موجود فوق آب داده شد ولی از خوردن غذا خودداری کرد موجود بعدا به لوس آلاموس منتقل شد.اطلاعات مربوطه سرانجام به پایگاه هوایی رازول ارسال شد سایت مورد آزمایش قرار گرفت و تمام اطلاعات جمع آوری شد سایر اجساد به آزمایشگاه ملی لوس آلاموس منتقل گردید و دلیل آن وجود سیستم فریز بود که اجازه میداد بدن ها برای تحقیقات به صورت فریز باقی بمانند.فضاپیما به رازول و سپس به  wright field اوهایو منتقل گردید

پروژه سرپو

پروژه سرپو

سایت دوم تا آگوست ۱۹۴۹ کشف نشد و در آن زمان توسط دو مزرعه دار کشف شد. آنها یافته هایشان را چندین روز بعد به کلانتر کاترون کانتی گزارش دادند.به دلیل دور بودن منطقه چند روز طول کشید تا کلانتر به محل سایت رسید. قبل از هر چیزی کلانتر چند عکس از محل سقوط تهیه و سپس به  datil بازگشت.سپس پایگاه فضایی ساندیا در Albuquerque  نیومکزیکو اطلاع پیدا کرد. یک تیم ریکاوری از ساندیا تمام یافته ها شامل شش جسد را در اختیار گرفت. اجساد به پایگاه ساندیا منتقل شدند اما بعدا به لوس آلاموس منتقل گردیدند . موجود زنده باقیمانده با ما ارتباط برقرار نمود و اطلاعات در مورد جایگاه و سیاره محل زندگی خود را به ما داد.وی تا ۱۹۵۲ زنده ماند و در آن زمان مرد.اما قبل از اینکه  بمیرد توضیحات کاملی در مورد اجزا و آیتم های هر دو فضاپیمای کشف شده به ما داد.یکی از این اجزا یک دستگاه ارتباطی بود موجود زنده فوق اجازه پیدا کرد تا با سیاره اش تماس برقرار کند.

به دلایلی من این اطلاعات را نمیدانستم اما یک قرار ملاقات در آوریل ۱۹۶۴ نزدیک Alamogordo  نیومکزیکو ایجاد شده بیگانگان بر زمین نشستند و و اجساد یاران خود را با خود بردند. اطلاعاتی مبادله شد ارتباط از طریق زبان انگلیسی بود بیگانگان دستگاه ترجمه داشتند . در ۱۹۶۵ ما یک برنامه مبادله با بیگانگان داشتیم. ما با دقت ۱۲ پرسنل نظامی را انتخاب کردیم. آنها تحت تمرین و آموزش قرار گرفته واطلاعات مربوط به آنها  به دقت از سیستم نظامی حذف شدند.هر ۱۲ نفر مهارت های تخصصی گوناگونی داشتند. بیگانگان در نزدیکی بخش شمالی سایت آزمایش نوادا فرود آمدند و ۱۲ آمریکایی با آنها زمین را ترک کردند و یک موجود فضایی بر روی زمین باقی ماند.طرح اصلی برای اقامت ۱۲ انسان به مدت ۱۰ سال و سپس بازگشت آنها به زمین بود اما برخی موارد تغییر کرد.۱۲ نفر تا ۱۹۷۸ باقی ماندند و سپس به منطقه ای در نوادا بازگشتند.

۷  مرد و یک زن بازگشتند. دو نفر در سیاره بیگانگان مرده بودند و دو نفر دیگر بنا به گفته بازگشت کنندگان تصمیم گرفتند تا همانجا بمانند .در حال حاظر تمامی افرادی که بازگشتند مرده اند . آخرین نفر در ۲۰۰۲ مرد . افراد بازگشته از ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۴ در پایگاه های مختلف نظامی قرنطینه شدند . اداره ارزیابی های ویژه نیروی هوایی (AFOSI) مسوول حفاضت و سلامت آنها بود AFOSI  همچنین هدایت و رهبری جلسات با بازگشت کنندگان را به عهده داشت .

من هرگز چیزی در مورد برنامه مبادله ندیده و نخوانده بودم . اولین بار مطالبی جزیی از Linda howe   شنیدم اما او اطلاعات زیادی به من نداد . من ایمیل شما را به مدت ۶ ماه مونیتور کردم و ایمیل هایی از شما و دیگران را خواندم اما هرگز حقیقت در مورد واقعه رازول و برنامه مبادله را ندیده و نشنیده ام.

میخواهم بدانم دیگران در مورد این مساله چه میگویند.

پروژه سرپو

{ ویکتور مارتینز ایمیل ارسالی بالا رو برای سه نفر میفرسته که در ذیل پاسخ اونها آورده شده البته من فکر میکنم که این افراد هیچ وقت فکر نمیکردن که مارتینز پاسخهاشون رو منتشر کنه – مترجم }

نظر ۱ ( به وسیله جین لوسکوفسکی ):

این فرد کیست ؟ اغلب اطلاعاتش کاملا درسته. به هر حال من هرگز نشنیدم که زنی رفته باشه بر پایه اطلاعات خوبی که دارم ما ۱۲ مرد داشتیم که همگی نظامی بودند . ۸ نفر از نیروی هوایی و دونفر از ارتش و دو نفر از نیروی دریایی . من فکر میکنم همانطور که گفتم آنها رفتند و ۲۰ سال اونجا بودند . وقتی برگشتند به صورت ترکیبی به مدت ۳۶۵ روز در قرنطینه قرار گرفتند فقط ۸ نفرشون برگشتند که همش درسته دو نفرشون بعد از چند سال که در اون سیاره بودند مردند و دو نفر دیگه تصمیم گرفتند که بمونند و ممکنه هنوز زنده باشن . کسانی که بازگشتند همگی مرده اند. آخرین نفر در ۲۰۰۳ در بیمارستان va  مرد. در مورد واقعه رازول ایمیل فرستاده شده درسته . گزارش کامل مشتمل بر پروژه سرپوهست و گزارش نهایی با شماره ۸۰HQD893-020 classified TS  کدگذاری شده .از Rick Doty  در مورد گزارش بپرس چون من فکر میکنم این یک گزارش OSI  باشه همینطور Paul Mcgovern  بایستی نظرشو در مورد گزارش بذاره .

( توضیح به وسیله ویکتور مارتینز  ۱ دسامبر :  طبقه بندی این پروژه به وسیله Paul Mcgovern  انجام شده نه جین لاسکوفسکی – به خاطر این اشتباه معذرت میخوام. )

نظر ۲ ( به وسیله Paul Mcgovern  ) :

جالب توجه است اما همش درست نیست( ایمیل ارسال شده توسط فرد ناشناس ). در مورد واقعه رازول کاملا صحیحه افرادی که به محل رفتند کاملا درسته در اونجا دو منطقه سقوط وجود داشت نه یکی. در مورد برنامه مبادله بایستی بگم انتشار اطلاعات طبقه بندی شده اونطور که من میدونم غیر مجازه اما ممکنه یه نفردر دولت در حال حاظر خواسته باشه که اونا رو بیرون ببره . هیچ زنی فرستاده نشد. ۱۲ مرد همه نظامی ۸ نفر نیروی هوایی دو نفر ارتشی و دو نفر نیروی دریایی. دو نفرشون پزشک بودند سه نفر دانشمند . دو نفر متخصص زبان و دو نفر پرسنل حفاظتی بودند.دو نفرشون خلبان و یکی رهبرشون بود (کلنل نیروی هوایی )

همگی کاملا از ردیف های نظامی پاک شدند. من در مورد دوره تمرین اونها مطمعن نیستم ولی فکر میکنم بایستی حدود ۶ ماه طول کشیده باشه.اونها قادر بودن پیغام ها رو به وسیله دستگاه ارتباطی ای که قبل از سفرشون تهیه شده بود به زمین منتقل کنن.

یک پزشک و یک پرسنل حفاظتی  سه سال بعد از حضورشون در سیاره فوق مردند. پزشک به دلیل بیماری پنومونی و پرسنل حفاظتی به دلیل آسیب و زخم برداشتن مرد . تیم مبادله بایستی سختی شدیدی رو برای تطابق با محیط سیاره فوق تحمل میکردند.گرما شدید بود و زمان زیادی برد تا تطابق پیدا کنند همینطور غذا یک مشکل دیگه بود چون سیستم انسان برای هضمش دچار مشکل بود. تیم غذای کافی برای دو سال با خودش به همراه داشت برای ۸ ماه دیگه هم جیره بندی کرد اما سرانجام بایستی غذای ملاقات شوندگان(( EBENs را میخورد. این مساله باعث ایجاد مشکلات گوارشی برای همه اعضای تیم شد . سرانجام اونها تطابق پیدا کردند اونها تلاش کردند تا غذاهای مختلفی درست کنند ولی کمتر موفق شدند.تیم هرگز توسط ملاقات شوندگان ایزوله یا محدود نشدند. اونها میتونستند هر جایی که بخواهند سفر کنند و هر چیزی را که بخواهند ببینند. پس از حدود ۶ سال تیم به منطقه شمالی سیاره منتقل شد جایی که هوا سردتر بود و محتوی بیش از حد لزوم سبزیجات بود..

ملاقات شده ها نظم شدیدی در زندگی روزانه خودشون داشتند. هر نفر در یک برنامه زمان بندی شده کار میکرد که با ساعت مشخص نمیشد بلکه با حرکت خورشیدهایشان ( سیاره سرپو دو خورشید دارد ) مشخص میشد .هر جامعه کوچک یک ساختمان بزرگ داشت که سرتا سر اون نور خورشید میرسید. وقتی خورشید در نقطه خاصی از ساختمان میتابید معنی آن این بود که افراد بایستی کار بخصوصی انجام میدادند..آنجا هرگز کاملا تاریک نمیشد. کم نور میشد ولی تاریک نمیشد.مردم آنجا دوره استراحت داشتند اما نه شبیه دوره خواب ما. آنها در طی روز خورشیدی خود سه بار استراحت میکردند تیم ما تمام مدت دوره کاری را مشخص کرد.۴۳ ساعت اونها سه دوره استراحت در طی ۴۳ ساعت داشتند که در حدود ۱۴ ساعت بود.مردم اونجا همینطور ماه یا سال نداشتند..تیم ما مشخص کرد که اونها دوره حیات داشتند ممکن نبود که بتوان سن آنها را قضاوت کرد اگرچه تیم ما قبر های اونها رو پیدا کرد.

پروژه سرپو

جمعیت سیاره سرپو در حدود ۶۵۰۰۰۰ نفر بود و در سرتاسر سیاره جوامع کوچکی وجود داشت . آنها رودخانه های زیرزمینی داشتند که دره های بازی را مشروب میکرد آنها صنعت داشتند اما تمام غذای مورد نیازشون کشت میشد حتی در محیط و ساختمان های بزرگ. آنها حیوان داشتند گونه های مختلف . حیوانات چهارپای بزرگ و عجیب و غریب که برای کار یا موارد دیگر مورد استفاده قرار میگرفتند اما برای خوردن گوشت استفاده نمیشدند. از نظر ژیولوژیکی سیاره اونها با سیاره ما فرق میکرد.کوههای کم بدون اقیانوس درختان یا چیزهایی شبیه درخت و نه هیچ تمدنی به غیر از Ebens  .

در ابتدا همه ساکنین آن سیاره در نظر اعضای تیم ما به یک شکل و قیافه به نظر میرسیدند اما پس از گذشت مدت زمانی اعضای تیم یاد گرفتند که افراد مختلف Ebens   را از طریق صدایشان شناسایی کنند.اگرچه Ebens  نمیتوانستند انگلیسی صحبت کنند اما صداهایی ایجاد میکردند که اعضای تیم ما قادر بودند تا به انگلیسی ترجمه کنند.پس از ۵ سال ما میتوانستیم زبان آنها را کاملا به انگلیسی ترجمه کنیم .

اطلاعات کامل این گزارش در حدود ۳۰۰۰ صفحه است .

نظر ۳ : ( به وسیله ناشناس ۲ ) :

ترجیح میدهم تا نامم را مخفی نگه دارید. اما اینجا ارزیابی من از اطلاعات فرد ناشناس : ۱- در مورد واقعه رازول ( توضیح داده شده توسط ایمیل فرد ناشناس ) این مساله ایست که من در پرونده های تاریخی به نام کتاب قرمز خوانده ام .تقریبا و دقیقا با کلمات. اگرچه آنجا اطلاعات بیشتری در مورد محل ها ی سقوط و چیزهایی که ما پیدا کردیم وجود داشت. ۲ –  در مورد برنامه مبادله من در موردش خوانده ام اما فکر میکنم آنها ۱۲ مرد بودند. من در مورد زنی نشنیده ام . این حدودا همه چیزیست که میدانم. ما واحد ویژه ای داریم که گزارشات را پیگیری میکند که سازمان اطلاعات ارتش هم شامل آن میشد ولی من هرگز در این برنامه نبودم اما میدانم که افراد دیگری حضور داشتند.

۳ – دوست دارم با این منبع تماس داشته باشم من در حدود یک میلیون سوال دارم که بپرسم.

من به صحبت Linda How  در مورد برنامه مبادله چند سال پیش گوش دادم و متعجب شدم که این اطلاعات رو از کجا آورده بود.

دومین ارسال توسط ناشناس  ۴ نوامبر ۲۰۰۵

Paul اشتباه میکنه. دو تا زن همراهشون بودن که یکی دکتر و دیگری یه متخصص زبان بود. آنجا دوره ای از تاریکی بود اما نه تاریکی مطلق. سیاره EBENS  در سیستم ستاره ای زتا رتیکولی قرار گرفته است (دو ستاره زرد به بزرگی ۵  شبیه به خورشید ما و نزدیک ابر ماژلانی بزرگ ) سیاره دو ستاره دارد اما زوایای آنها کم بود که اجازه میداد مقداری تاریکی به دنبال یک نوع قرارگیری آنها در سیاره ایجاد گردد.سیاره شیبی داشت که اجازه میداد بخش شمالی آن سردتر باشد. اندازه سیاره کمی از زمین کوچکتر بود اتمسفر آن شبیه زمین و محتوی اجزای  CHON  ( کربن – هیدروژن – اکسیژن – نیتروژن ) بود.سیستم زتارتیکولی در حدود ۳۷ سال نوری از ما فاصله دارد . برای تیم ما در یک فضاپیمای EBENs   ۹ ماه طول کشید تا این فاصله را طی نمایند.در طی این سفر همه اعضای تیم ما اغلب از سرگیجه اختلال شناختی  و سردرد رنج میبردند.در طی حرکت فضاپیما هیچگونه بی وزنی وجود نداشت. فضاپیما خیلی بزرگ بود و این مساله به تیم ما اجازه میداد تا ورزش کنند.

پروژه سرپو

زمانی که تیم به سیاره رسید چند ماه طول کشید تا با اتمسفر آنجا تطابق پیدا کنند. در طی دوره تطابق از سرگیجه سردرد و اختلال شناختی رنج میبردند.درخشندگی خورشیدهای سیاره EBEN همچنین مشکلاتی ایجاد میکرد اگرچه آنها عینک آفتابی داشتند اما هنوز از نور درخشان و خطر مواجهه با نور خورشیدها رنج میبردند.سطح تشعشعات رادیویی در آن سیاره کمی بیشتر از زمین بود که مراقب بودند تا بدنشان را در تمام مدت بپوشانند.EBEN ها هیچ فرمی از یخچال نداشتند به جز در صنعت. درجه حرارت در مرکز سیاره بین ۳۲ تا ۴۲٫۵ درجه سانتیگراد بود. آنها ابر و بارندگی داشتند ولی به صورت مداوم نبود.در نیمکره شمالی سیاره درجه حرارت بین ۱۲٫۵ تا ۲۵ درجه سانتیگراد  پایین میامد این دما برای EBENs  سرد بود یا حداقل برای بیشترشان سرد بود.تیم ما دریافت که آنها در بخش شمالی زندگی میکنند اما در دهکده های خیلی کوچک.تیم ما به دنبال درخواست اقامت در منطقه ای سردتر در بخش شمالی جایگیری مجدد نمود.

پروژه سرپو

وسیله حمل و نقل زمینی مورد استفاده تیم ما شبیه هلیکوپتر بود سیستم قدرت آن یک  دستگاه مهر و موم شده بود که نیروی الکتریکی و توانایی بلند شدن را برای آن مهیا میکرد. پرواز با آن بسیار ساده بود و خلبانان ما آن را در طی چند روز آموختند.مردم آنجا وسیله نقلیه داشتند که در بالای سطح سیاره شناور بود و هیچگونه چرخ یا تایری نداشت.آنها رهبرانی داشتند اما نه شکلی واقعی از دولت. در واقع هیچگونه جرم و جنایتی توسط تیم ما رویت نشد. همینطور آنها یک ارتش داشتند که به شکل نیروی پلیس عمل میکرد اما هیچ نوع تفنگ یا سلاحی توسط تیم ما رویت نشد.

پروژه سرپو

ملاقات های منظمی بین جوامع کوچک وجود داشت. آنها یک جامعه بزرگ داشتند که وظیفه خود را به عنوان مرکز تمدن ایفا میکرد تمام صنایع در این جامعه بزرگ قرار داشت. آنها پول نداشتند. هرچه نیاز بود بین مردم آنجا توزیع میشد و مغازه فروشگاه یا پاساژی وجود نداشت. آنها مراکز توزیع مرکزی داشتند که جایی بود که EBENs  جهت دریافت نیازها به آنجا مراجعه مینمودند. همه مردم با یک ظرفیت کار میکردند. کودکانشان به صورت خیلی ایزوله نگهداری میشدند. تنها نگرانی اعضای تیم ما وقتی بود که تلاش کردند از کودکان EBEN  عکس تهیه کنند . نیروی پلیس آنها را به بیرون اسکورت نمود و به آنها هشدار داد که دیگر تکرار نکنند.

پروژه سرپو

سومین ارسال توسط ناشناس  –  ۷ نوامبر ۲۰۰۵

آمارهای سیاره  EBEN به وسیله تیم ما جمع آوری شد که در ذیل لیست شده است :

  • Diameter:                               ۷,۲۱۸ miles
  • Mass:                                     ۵٫۰۶ x 1024
  • Distance from Sun #1:             ۹۶٫۵ million miles
  • Sun #2:                                  ۹۱٫۴ million miles
  • Moons:                                    ۲
  • Surface gravity:                       ۹٫۶۰m/s2
  • Rotation Periods:                     ۴۳ hours
  • Orbit:                                     ۸۶۵ days
  • Tilt:                                        ۴۳ degrees
  • Temperature:                          Min: 43° / Max: 126°
  • Distance from Earth:                ۳۸٫۴۳ light years
  • Planet named by Team:            SERPO
  • Nearest planet to SERPO:         Named: OTTO
  • Distance:                     ۸۸ million miles  به وسیله ایبن ها با پایگاه های تحقیقاتی
  • کلونیزه شده ولی هیچگونه ساکنین طبیعی ندارد)
  • Number of planets in Eben Solar System: Six

Nearest inhabited planet to SERPO: Named: SILUS

در سیلوس اشکال مختلفی از مخلوقات وجود داشت ولی حیات ذیشعوری نداشت ایبن ها از آن به عنوان معدن مواد معدنی استفاده میکردند

  • Distance: 434 million mile

پروژه سرپو

ما ملاقات کننده هایی از ۹ سیستم ستاره ای دیگر داشته ایم . گری ها که برخی از مشخصات آنها شبیه     EBENs بود ولی EBEN  نبودند. اونها از سیاره ای نزدیک آلفا سنتوری  A   میایند ( آلفا سنتوری  چند ستاره نزدیک به هم  به بزرگی ۰٫۳ و دارای سومین ستاره درخشان در آسمان میباشد . محتوی دو ستاره زرد و نارنجی به بزرگی ۰٫۰ و ۱٫۴ بوده همچنین تعداد زیادی ستاره در حال ضعیف شدن در آن منطقه وجود دارد همینطور یک دوقلوی قرمز با بزرگی ۱۱ به نام Proxima centauri  که این نزدیکترین به سیاره ماست با ۴٫۲ سال نوری فاصله یا حدود ۰٫۲ سال نوری نزدیکتر به ما نسبت به دو عضو درخشانتر سیستم آلفا سنتوری .)

کلاس سوم ملاقات کننده ها از یک سیستم ستاره ای G2  از LEO  میایند. { LEO  یا LEO  کوچک ؟ :

LEO  :  میزان فاصله ستاره ای  بین ۲۰ – ۲۵ – ۷۷ سال نوری. برجسته ترینشان Gamma leonis  هست که ستاره دوتایی باشکوه مشتمل بر دو ستاره بزرگ  طلایی نارنجی به بزرگی ( Magnitude  ) ۴٫۲ میباشد.دو ستاره نزدیک به هم که ۱۴۵ سال نوری فاصله داشته با یک دوره اوربیتال ۳۷ ساله.

کلاس دیگر ملاقات کننده ها از سیستم ستاره ای G2  واقع در  Epsilon Eridani  میایند. { اپسیلون اریدانی یکی از نزدیکترین ستاره ها به خورشید ماست که با چشم غیر مسلح دیده میشود. ۱۰٫۵ سال نوری فاصله داشته با بزرگی ۳٫۷ اگرچه سردتر و ضعیف تر از خورشید بوده ولی به طور کلی شبیه خورشید  ما میباشد }.

ملاقات کننده ها با یک کد مشخص شده بودند. کد که به وسیله آن طبقه بندی شده بودند ورود بیولوژیکی  فرازمینی بود (ETE  ) . ETE-2   EBEN  ها بودند و ETE-3  گری ها و همینطور بقیه.

پروژه سرپو

کتاب قرمز هر ۹ گروه را لیست نموده ما اخیرا مشخص کردیم که برخی از ملاقات کننده ها نوع خاصی از یک نژاد بودند اما یک فرم حیات مکانیکی داشتند. آنها هیبرید هایی بودند که در آزمایشگاه ها و بدور از تولد طبیعی خلق شده بودند. این مخلوق ها بیشتر شبیه روبوت بودند اگرچه باهوش بودند و میتوانستند تصمیم بگیرند . آنها میتوانند ملاقات کننده های متخاصم باشند همونطور که برخی از مردم گزارش کرده اند. بر پایه اطلاعات خوبی که دارم ما از سال ۱۹۸۵ تاکنون ملاقاتی با EBENs  نداشته ایم .

ترجمه :  مهدینار

9 پاسخ

  1. سعید گفت:

    خوب بود مرسی این اولین خبر در مورد سیاره دیگه هستش.

    ولی چرا جمعیت اونجا کمه .مگه اون ها پیشرفته نیستن چرا جمعیتشون کمه.

    چرا غذاهای اونا به ما نمیسازه

  2. سارا گفت:

    به نظر من می تونه واقعیت باشه
    وقتی زمین ما در برابر کل هستی
    ذره ای بیش نیست آیا اگر از کره های
    دیگر به زمین نگاه کنند کی می دونه اینجا
    هم انسان هایی زندگی می کنند

  3. سلام . در مورد مطلب بالا من تقریبا ده سال پیش یه جزوه ۲۰۰ صفه ای از جزییات واقعه رازاول خوندم که بسیار جالب بود و مستند که امانت از یه دوست انگلیسی گرفته بودم و در مورد اون ۱۲ نفر که گفته میشه مدت بیست سال اونجا بودن یه کم شک دارم چون در دراز مدت نیروی گرانشی اون سیاره و تشعشعات کیهانی روی اندام های انسان تاثیر میگزاره و باعث تغییر شکل اندامهای بافت ماهیچه ای و تغییر عمل کرد غدد درون ریز بدن میشه و باعث میشه که انسان مشکل جدی کالبدی پیدا کنه مگر اینکه همیشه از لباس مخصوص استفاده کنه و هر سه ماه یک بار در شرایطی مثل جو زمین حد اقل ۱۲ ساعت رو طی کنه . در این مورد خیلی میتونم توضیح بدم ولی فکر کنم که کافیه . موفق و پیروز باشید

  4. Reza گفت:

    یک سوال اساسى!
    چرا این موجودات لباس ندارند؟ در تمام عکسها بدون لباس دیده میشند درست مثل حیوانات این با تمدن و پیشرفته بودنشون سازگار نیست ؟

    • forgotufo گفت:

      چون خیاطی بلد نیستند 🙂
      یا
      خیاطی بلدن خیاط خوب ندارن
      دوست عزیز با توجه به نوع سازگاری اون موجودان با محیط اطرافشون نیازی به لباس ندارن یعنی در یک کلام پوست اونا یه جور لباس فوق پیشرفتس.

      • re گفت:

        از پاسختون ممنون اما آیا مدرکی دارید که پوستشون اینگونه تکامل یافته هست؟ اصولا در موجودات هوشمند تکامل به سمت افزایش قدرت کارکرد و ضریب هوشی مغز پیش میره همونطور که میبینید اونها سرشون نسبت به تنشون از ما بزرگتر هست چون تکامل یافته تر و هوشمند ترند مثل همون نکته آموزش زبان انگلیسی که تو متن اشاره شده در مدت کوتاهی و فقط با گوش دادن به صحبتهای انسانها یاد گرفته.برعکس در سیر تکامل پوست بدن ساده تر میشه و تیاز به داشتن پوشش و لباس برای موجود هوشمند بیشتر یک خرس یا پستاندار نیازی به لباس نداره چون پوستش قویتر و محکمتر هست ولی انسان چرا!! پس نمیتونیم بگیم حتما پوستشون طوری هست که نیاز به لباس ندارند برعکس پوستشون خیلی هم ظریف به نظر میرسه .حتما نیاز به پوشش برای حفاظت از محیط بیگانه (با توجه به متن، زمین ما باید براشون خیلی سرد باشه چون اونجا برای ما خیلی گرمه)تشعشات کیهانی و …..دارند و گذشته از اون برای موجودات متمدن لباس فقط جنبه حفاظت از سرما و گرما نداره بحث زیبایی شناسی و حتی نشون دادن رتبه و طبقه اجتماعی(مثل لباس نظامی ها)هم مطرحه بعیده موجودات فوق متمدنی مثل اونها لخت زندگی کنند مگر اینکه فرض کنیم اون پوست خاکستری یک لباس فوق نازک با الیاف خاص هست که مثل لباسهای فضانوردان ما نیازهاشونو در طی ایام سفرهای فضایی برآورده میکنه الله اعلم

  5. محسن گفت:

    وای چقدر ساده اید که این حرف ها را باور می کنید و جالب جواب سوالات اساسی زیر را توجیه می کنید؟
    ۱-پایداری یک سیاره با ۲ خورشید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۲-عدم داشتن لباس
    ۳-کیفیت بد و نشان ندادن کل بدن این عروسک ها(موجودات فضایی)
    ۴-تناقض در حقیر بودن و عقب ماندگی آنها در برابر انسان با این که می توانند به سیاره ما سفر کنند.
    ۵-اعزام ۱۲ نظامی به سیاره اونها و از اتفاق مردن همه آنها پیش از ۲۰۰۳
    ۶-اندکی درنگ و اندیشه کنید که چرا فقط این اتفاق در آمریکا رخ می دهد و چرا مثلا توسط «وزارت دفاع آمریکا» پاک سازی می شود.
    ۷-آدم فضاییها همه یه چهره دارند، ۲ چشم بابا قوری و سیاه-دماغ کوچک-…

    • reza گفت:

      سلام محسن خان به نظر من در اصل وجود حیات چه هوشمند چه غیر هوشمند غیر از کره زمین در این پهنه بیکران هستی نباید شک کرد اما از طرفی هم درست نیست که به شوق کشف این راز بزرگ و شیرین هر چیزیو هم که مطرح میشه آدم چشم و گوش بسته قبول کنه به نظر من ۹۰% اخبار مربوط به یوفوها(یوفو به معنی جسم پرنده ناشناخته) چیزی غیز از سفینه و موجودات فضایی هست مثل بالنهای هوایی یا ابرهای خاص یا…اما ۱۰% شاید حقیقت باشه اما خوب متاسفانه بعضیها دوست دارند هرجیزیو باور کنند بگذریم…..
      در جواب ایرادات شما که ۷ مورد بودند:
      ۱-منم موافقم.سیاره بهه دور خورشید به خاطر بزرگی و میدان جاذبه اش میچرخه و وجود دو خورشید منطقی نیست ونمیشه که سیاره مثل مرد دو زنه یک روز به دور اون بچرخه یک روز به مدار این یکی!! بالاخره اونی که میدان جاذبه اش قویتره سیاره رو به مدار خودش میکشونه هر چندنزدیکی ۲ ستاره (خورشید)در این حد بهم که در مدار سیاره قرار بگیرند با علم فیزیک و قانون جاذبه جور در نمیاد
      ۲-کاملا موافقم دلایلم رو هم در چند پست بالاتر اعلام کردم.
      ۳-کیفیت بد این عکسها به خاطر اینه که (با فرض صحت عکس)اکثرا توسط افراد عادی و در شرایط ناگهانی و بدون آمادگی قبلی گرفته شدند مطمئن باش عکسهای با کیفیت و تخصصی هم وجود داره که اگر باشند دولتها به من و شما نشون نمیدند
      ۴-اگر منظورت از حقارت ضعف جسمی هست که ماهم در برابر شتر و گاو و پلنگ ضعیفیم!!! برتری هوشی مهمه که اونها ثابت کردند از ما باهوشترند اگر عکسها راست باشه نسبت مغز به جثشون موید همین مطلب هست دقت کن نسبت اندازه مغز به تنه اونها از ما بیشتره و شاید در نظر اونها ما موجوداتی با سر کوچیک و ناقص به نظر برسیم(مثل برخی کودکان عقب مانده ذهنی که سر کوچک دارند چون مغزشون رشد نکرده)
      ۵-۱۲ نفر طبق ادهای متن در حدود ۴۰ سال پیش اعزام شدند که احتمالا اون موقع بین ۳۵-۴۵ سال سن داشتند و مرگشون بعد از این مدت منطقی هست (شرایط سخت زندگی در اونجا رو هم در نظر داشته باشید)هرچند ممکنه کلا این ادعا دروغ باشه یا اینکه بیشتر از ۱۲ نفر اعزام شدند اما زنده ها رو سانسور کردند که همه فکر کنند قضیه تموم شده.
      ۶-تا حدودی حق باشماست اما در نظر داشته باشید سرویس جاسوسی و تحقیقاتی و علمی آمریکا از همه دنیا پیشرفته تر هست شاید در بورکینافاسو هم این اتفاقات بیفته اما کسی اهمیت نده یا اصلا متوجه نشند .
      ۷-یک شکلیشون شاید به این علت هست که همه مال یک سیاره هستند که به زمین از سایر نژادهای فضایی نزدیکترند و ما بیشتر میبینیمشون .مثلا ما که مشهدی هستیم اینجا افغانی خیلی میبینیم تا یک آمریکایی پس بگیم چرا خارجی ها همشون افغانی و یک چهره دارند هستند؟؟ D:

      در کل به نظر من حقیر حیات فرا زمینی وجود داره اما باید در قبو هر خبر و ادعایی عجله نکرد

  6. تابا گفت:

    ۳۷ سال نوری طی ۹ ماه ؟! با چه سرعتی ؟ یعنی حدود ۴۰ برابر سرعت نور ؟ همچین چیزی امکان داره ؟ باورش مشکله .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید