دجال Alien Reptilian

در این دیباچه به کار کاوش و بررسی یکی از سرآمدان دیوان یا هوشمندان بیگانه به نام دجال می پردازیم . یکی از ویژگی های دجال در اوستا دروغی دیوسان است.
هم چون روزگار ما ؛مردمان باستان نیز گرفتار این نژاد خزنده انسان نما شده اند .که این روزگار شوم با نماد هزاره ی دهاک =هزاره دهاکیان در تاریخ نشان داده شده و گرفتاریهایی پیش آمده برای مردمان باستان هنگام رویداد این پدیده تا چه اندازه همانند گرفتاری جهان امروز به فرمانروایی و چیرگی این اهریمنان انسان نما بوده و دستاویزهای خود را در این زمینه می آوریم و نشان می دهیم که در آن روزگار کهن رهایی از این گرفتاری تا چه اندازه به سختی انجام گرفته است.
درباره رویدادهای پادشاهی دجال که هزار سال به طول انجامید.در دینکرت آمده که دجال به نیروی جادویی خود در بابل کارها کرد تا مردم را گمراه گرداند و جهان را تباه کند اما زرتشت با سرودن سخن دین کوشش دجال را تباه کرد.
ویژگی های باستانی دجال به شیوه ی شگفت انگیزی با فرمانرویان و خاندانهای هیبریدی چون روتچیلدها و راکفلرهاو….برابری می کند. اهریمنی بودن کارها و آرمانهای آنها و پیوند آنها با جهودان شیطان پرست و پراکندن بد دینی و گسترش گرایش به اهریمن و دیوپرستی و ستایش از آنها و جادوگری و تلاش برای نابودی نژاد مردمان زمینی با گسترش بیماریهای سنتزی و جنگها همه و همه گرفتاری هایی هستند که این دیومردم نماها برای ما درست کرده اند چنانکه داستان برای مردمان باستانی هم کم و بیش چنین بوده است.
نوشته های کهن دجال را بی دین و پیرو اهریمن شمرده اند . دانشنامه دینکرد او را دشمن خداپرستی می داند. در این دانشنامه آمده که دحال پنج خوی زشت دارد و نیز تازی(تازنده و یورشگر به جهان ) خوانده و ویرانگر زمین و آورنده ده دستور و فرمان بد که در ستیزه با ده پند و اندرز نیک جمشید شاه پیشدادی بود.او (دجال) از گروه هفت گناهکار و بزه منش بزرگ جهان برشمرده شده که به اهریمن نزدیک اند.
پیوند دیرینه دجال با جهودان (جادوپرستی) و دانسته شدن او به عنوان سرآغاز و سررشته جهودی گری (البته در اینجا جهودی گری برابر با یهودی و کلیمی نیست بلکه بخش اندکی از جهودان را در برمیگیرد که دانش جادوگری و گمراه کننده کابالایی و بهره گیری از نیروهای شیطانی را سرلوحه آموزه های آیینی خود قرار داده اند.**
در دانشنامه پهلوی آمده است که دجال آموزه های پلید بد دینی و شیطان پرستی را در کتابی به نام پنج پیکر یا پدر روشنایی (نام پرآوازه ایلومیناتی یا روشن ضمیر برگرفته از همین کتاب پیشوای جهودان است) گرد آوری کرده است.
از سوی دیگر دجال نخستین کسی بود که جادو (دانش ؛تکنولوژی و هنر دیوان و پریان) را ستود و نابود کننده مردم بویژه جوانان و چهارپایان بود.امروزه نیز این هوشمندان بیگانه انسان نما (اجنه؛ یا به قول غربی ها رپتایل ها) با برنامه هایی مانند کنترل ذهن تلاش می کنند که به آرمانهای کهن خود جامه کامیابی بپوشند.
در هزاره دهم یا کژدم که از آن دجال است. در نوشته های کهن پهلوی هنگامی که هفتصد سال از پادشاهی جمشید میگذرد هزاره خدایگانی به کژدم (نام یکی از برج های آسمانی و کیهانی ) می رسد وآنگاه دجال هزار سال فرمانروایی می کند.
در نوشته های کهن درباره ی این روزگار بسیار شگرف و ژرف نیز آمده: در این هزاره شوم مردم با دیوها به جادویی در آمیخته شده و دیوپرستان بسیاری پدید می آیند.
اما برداشت امروزی از این نوشته های کهن را در اینجا برایتان مینویسم . در روزگار چیرگی دجال انسانهای زمینی با هوشمندان بیگانه فرازمینی و به کمک دانش پیشرفته آنها (دانشی که چنان در آن روزگاز پیشرفته بوده که مردمان کهن گمان می کردند آن جادوگری است) آمیزش یافتند و از این فرآیند دورگه های هیبریدی انسان -بیگانه ؛؛(دیویسنان یا جنسان یا رپتیوییدها ) بسیاری پدید آمدند.
برادر زاده دجال فردی به نام کوش پیلگوش است که 1500 سال با ستمگری -خونریزی و هوسبازی و گناه به نبرد با آفریدگان نیکی چون آبتین و فریدون میپردازدو خود را آفریدگار مردم میخواند و در پایان با راهنمایی پیری فرزانه به سوی یزدان رهنمون میشود.
درباره جمشید شاه گفته شده که تا پایان دوران پادشاهی اش یزدان پرست بوده ولی سپهرگردون بر او بی مهر میگرددو دجال و دیگر دیوان بر او چیره می شوند. اما خود و فرزندانش هرگز از خداند روی برنتافته و خود را جهان آفرین نخواندند. **پس از تسلط دجال بر جمشید شاه او با سپاهیانش این راز را در میان مینهد که از دو فرزندم -فارک و نونک – از نسل نونک شهریاری قدم به جهان خواهد نهاد که کین مرا از دجال خواهد گرفت. منظور از شهریار همان آفریدون است.
فارک پرهیزگار از پدرش میخواهد که اسرار الهی و راه ورسم رسیدن به حقیقت را به او بنمایاند و او رهنمون شود. جمشید شاه پیشدادی این تقاضا را به گرمی می پذیرد .جمشید شاه کتابهای پیامبران پیشین را به خط خود نگاشته بود.
ضمن اشاره به حوادث پادشاهی ذوالقرنین آمده است که حضرت ذوالقرنین مجسمه کوش پیلگوش را می بیند و به دانستن سرگذشت او علاقه مند میشودو سرانجام؛سرگذشت او را پیری دانا و خداپرست به نام مهناش که از نژاد فارک – پسر جمشید شاه – بوده برای حضرت ذوالقرنین نقل میکند.
من از تخم جمشیدم ای شاهزاده نمانده است جز من کسی از آن نژاد
بدان روزگاران چو گردان سپهر زجمشید ببرید پیوند و مهر
جهان شد به فرمان دجال دیو ز هر سو برآمد ز دیوان غریو
جهت مشاهده همه مطالب منتشر شده درباره یاجوج و ماجوج و ذوالقرنین بر روی لینک زیر کلیک نمایید.






جالب است بدانيد هدف نهاييِ طرح نظم نوين جهاني ، همپيماني با شياطين و استقرارِ
حکومت شيطان روي زمين ( يعني در ترازِ ما ) مي باشد . از آنجا که هيچ اعتمادي به
نيروهاي منفي مانند رپتايلها و گري ها وجود ندارد ، همپيماني با آنها در بهترين حالت
نژاد بشري را به يک نژاد برده تبديل خواهد کرد – به گفته دوستانِ مستقر در دنياهاي
بالا ( جهان هايِ بهشتي ) ، قبلا در تعدادي از سيارات اتفاقات مشابهي افتاده است –
مثلا نژاد گري ها به روشي مشابه تبديل به نژادي برده گرديد برده هاي نژاد رپتايل .
با اين توصيف ، بي اطلاعي عموم يعني همراهيِ کورکورانه با ايلوميناتي
گراهاما ، آلايا ، سالوسا و ديگران که انسان هايي از سيارات
ديگر هستند در اين مورد به ما هشدار مي دهند
حضور موجودات ماورالطبيعه اعم از رپتايل و جن و ديو و پري در بريتانيا بسيار پررنگ است و همين امر موجب حضور شواليه هاي معبد و کاباليستها و جادوگران مختلف شده است و انجمن هاي سري نيز ممکن است به همين دليل در آنجا متمرکز باشند و دورگه هاي زيادي نيز دارد که خاندان سلطنتي ، مهمترين آن ها هستند.
خاندان سلطنتي ، وارث بسياري از اشياي فراعنه هستند و عصايي که امروزه در تشريفات در دست ملکه است ، به گفته عده اي متعلق به فراعنه بوده و قبل از آن نيز آمون ، خداي مصري صاحب آن بوده است.
آنها ( رپتايلها – گري ها – دولتهاي در سايه ) اين سيستم بردگي اقتصادي را به وجود
آوردند ( روش هاي اقتصادي موجود از ديد انسانهاي مترقي ساير کرات يک انحراف بزرگ
مي باشد که انسان را به شدت از هدف خلقت دور کرده و احتمال ارتقاء انسان را به حداقل
رسانده
شما مي توانيد ببينيد يک اتحاد بين موجودات منفي ( رپتايلها – گري ها – زتارتيکولي
ها و … ) براي کنترل زمين شکل گرفته است
انسانهايي که در دولت هستند ( دولت مخفي و کارکنان اش ) در تباني با بيگانگان هستند
قراردادي که باعث دريافت تکنولوژي از بيگانگان است . و اين است علت پيشرفت بسيار
سريع تکنولوژي در پنجاه سال اخير . ( يعني به علت کمک تکنولوژيکي بيگانگان است
که بعضي از قدرتها اين همه در اين 50 سال متحول شده اند
آنها را ( فضايي هاي منفي را ) با خود مقايسه نکنيد ، آنها را مثل انسانها ندانيد . ( آنها
احساسات انساني ندارند ) . تنها چيزي که براي آنها اهميت دارد نفسشان ، مقامشان و
داشتن قدرت و برتري نسبت به شماست .
آيا درك اين نکته اينهمه سخت است ؟ آيا شما مي انديشيد انسانهايي که در قدرت
هستند فرشته اند ؟ بياييد جدي باشيم . فرشته ها هرگز دروغ نمي گويند . پس آنها از
فرشتگان فاصله بسيار دارند