غارها و فرازمینی ها – ایا غارها گذرگاهی برای موجودات فضایی بوده اند

ادامه پست قبل
غارها و فرازمینی ها
نمایش های سنتی ترسناک
اونها نمايش هایی را اجرا مي کرده اند تا مردم را بترسونند و مطمئن بشن که مردم ميدونند اينجا يک غار ممنوعه هست .
ولي در حقيقت اينجا مکان نگهداري يک تکنولوژي غريبه و احتمالا يک معبر کيهاني بوده .
آيا ممکن است که “پلوتونيون” يک گذرگاه فرازميني بوده باشد؟
گذرگاهي که تحت مراقبت کشيشان بوده تا از ورود ديگران جلوگيري کنند؟
اما چرا؟
شايد پاسخ را بتوان در سايت باستاني ديگري در حدود 7,000 مايل دورتر از اينجا يافت .
“ماچوپيچو” ، پرو
اين ويرانه هاي باستاني اينکايي ، در حدود 50 مايلي “کوزکو” در آغوش کوههاي بلند “آند” جاي گرفته و عبارت از مجموعه کاخهاييست که متعلق به قرن پانزدهم است.
در زاويه جنوب غربي، در جايي که باستانشناسان آن را به عنوان ميدان عمومي مي شناسند .
“معبد سه پنجره” واقع شده است .
ميداني سنگي به طول 35 فوت و عرض 14 فوت که در طول يکي از ديوارهاي آن سه پنجره ذوذنقه اي تعبيه شده است.
کتب تاريخي اشاره مي کنند که پنجره هاي “معبد سه پنجره” طوري رديف شده اند تا طلوع خورشيد تحويل ماه جوئن درست در زاويه دقيقي وارد بشه.
کل بنا در جهت دريافت اولين شعاع نور خورشيد از پس کوه ، و از خلال اين سه پنجره در زمان تحويل تابستانيست.برخي از متخصصان بر اين باورند که اين سه پنجره حکايت از افسانه اينکايي “خلقت” دارند .
بر اساس اين افسانه “ويراکوچا” فرزند خداي خورشيد از طريق سه دروازه اسرارآميز کوهستاني قدم به اين جهان گذاشته و تمدن “اينکا” را بنياد نهاده است.
در داستان اينکايي “خلقت” فرزندان خورشيد، يعني “برادران ايار” از سه معبر فرود آمدند.و از سه پنجره قدم به درون گذاشتند تا “ملت اينکا” را به وجود بيارند .
گفته اند معبدي با سه پنجره که در “ماچوپيچو” واقع هست سمبل همين رويداد معجزه آميزه اين برادران فرزندان الهه اي به نام “ويراکوچا” بودند که ظاهرا براي اولين بار خرد و دانش و مقدمات تمدن را به مردم امريکاي جنوبي ارائه کرده.و صرفا با نگاه کردن از درون اين پنجره ها ذهن ميتونه پرواز کنه و يک بار ديگر با اين خدايان تماس برقرار کنه و با اونها متصل بشه.
برخي از نظريه پردازان فضانوردان باستاني بر اين باورند که شايد حکايت اينکايي “خلقت” بيش از يک اسطوره سازي صرف باشد.
آنها معتقدند که اين مي تواند توصيف سفري از طريق يک معبر کيهاني باشد که هزاران سال پيش به وقوع پيوسته است شما وقتي اين افسانه را مطالعه مي کنيد فورا با خودتون فکر مي کنيد که اين يک جور دروازه کيهانيست که اينها توصيف کرده اند واين فرزندان خورشيد،اين موجودات پيشرفته آسماني ، يک جور تکنولوژي کيهاني را در اختيار داشته اند که به اونها اين امکان را داده تا اين دروازه ها را باز کنند شايد هم اين حکايت اينکايي يک جور يادآوري از استفاده از تکنولوژي اين دروازه ها باشه “برادران ايار”ممکنه موجوداتي کاملا حقيقي بوده باشند .که به زمين آمده اند و ميهمان “اينکاها” شده اند و اصول علم و تکنولوژي و زبان محاوره خودشون و همه وجوه تمدن را به اونها بخشيده باشند .و براي رسيدن به اينجا هم از يک تکنولوژي معبر کيهاني در کنار اين کوه استفاده کرده باشند آيا امپراطوري بزرگ “اينکا” به دست فرازميني هايي بنا شده که از طريق معبري کيهاني به زمين آمده اند؟
آيا اين موضوع مي تواند توضيح دهد که چرا سايتهايي همچون “پلوتونيون” به شدت مورد حفاظت بوده اند؟
شايد پاسخ اين سوال ، پيش از اينها کشف شده باشد آنهم نه در جهان باستان، بلکه به دست “علم” شهر “پرينستِن” ، ايالت نيوجرزي جولاي 1935 ضمن کار در “انستيتوي مطالعات پيشرفته” فيزيکدانان،”البرت آينشتاين” و “نِيتان روزِن”ايده اي خلاقانه را منتشر کردند.
آنها به اين نتيجه رسيدند که تئوري نسبيت در واقع مي تواند ميان بُري به تسلسل فضا-زمان بزند اين معابر ، موسوم به “پل آينشتاين-روزن ” که بيشتر به نام “کرمچاله” مشهورند دو مکان جدا از هم را به هم متصل کرده و سفر به دوردست ترين ستاره هاي کيهان را ممکن مي کنند. چيزي که شما به اون اشاره کرديد ساختاري فضاييست که همراه با خم شدن بسيار بسيار شديد فضا و اتصال دو نقطه کاملا متفاوت در فضاست.
يعني اگر يک تکه کاغذ رو در نظر بگيريد که از يک طرف به طرف ديگه خم شده و بعد مشتي به دو سطح موازي روبروي هم بزنيد و يک نقطه را به نقطه روبروش وصل کنيد.
اين ميشه يک تعريف ابتدايي از کرمچاله
اگر فاصله سياره ما تا نزديک ترين منظومه رو در نظر بگيريد مي بينيد که فاصله اي حدود 4.2 سال نوريست يعني اينکه شما بايد 4.2 سال با سرعت نور که برابر است با 186,000 مايل در ثانيه سفر کنيد تا به اونجا برسيد اما تنها راه واقعي براي انجام اينکار استفاده از يک جور “کرمچاله” است.
در حاليکه ايده سفر در کرمچاله احتمالات خارق العاده اي را مطرح مي کند اما به دست آوردن اين تکنولوژي نيازمند کنکاشهاي کلاني است.
دانشمندان برآورد کرده اند که ايجاد يک سفر با استفاده از کرمچاله نيازمند انرژيي بسيار فراتر از توان توليد انرژي ماست.
اما يک تئوري در باره “ضد ماده” شايد بتواند کليدي را براي باز کردن قفل سفر کرمچاله اي فراهم کند.
شما به ماده اي با جرم منفي نياز داريد در حاليکه ما فقط ماده با جرم مثبت را مي شناسيم.
براي همين هم اسم اين ماده رو” ضد ماده ” گذاشتيم نه اينکه نتونه وجود داشته باشه .
فقط ما هنوز بهش دسترسي پيدا نکرده ايم خلاصه کلام اينکه اين کار نيازمند صرف مقادير عظيمي از انرژيست.
فرض کنيد که ميخواهيد جرم کل “ژوپيتر” (مشتري) را برداريد و اون رو به انرژي تبديل کنيد مي دونيد که اينجا صحبت از يک انرژيست که ميليونها ميليون بار قوي تر از يک بمب هسته ايست با وجود آنکه بيشتر دانشمندان ميگويند که حتي اگر چنين امکاني وجود داشته باشد .
ما هنوز راه درازي براي رسيدن به تکنولوژي کرمچاله در پيش داريم .
اما کساني هستند که معتقدند ، اين ميان برهاي کيهاني پيش از اينها وجود داشته اند در سال 1991، دانشمندان “دانشگاه وَندِربيلت” اعلام کردند که آشفتگي حاصل از “بيگ بنگ” نه تنها موجب خلق کيهان شد بلکه ممکن است که حتي موجب فرم گرفتن کرمچاله هايي در ميليونها سال پيش شده باشد.
در جريان “بيگ بنگ” خودِ فضا-زمان، به هم فشرده شده از هم باز شده، يا منقبض شده و يک تئوري هم ميگه که اگر شما شيئي به اندازه کوه هيماليا داشته باشيد فضا-زمان پيرامون اين شئ ممکنه چنان در فشار باشه که باعث بشه اين شئ را در افق خودش فشرده کنه.







