فرازمینی ها و ستارگان – شواهدی علمی از موجودات فرازمینی

فرازمینی ها و ستارگان

فرازمینی ها و ستارگان

حقیقت پشت پرده ستارگان

ایا گذشتگان زمینیمان ردی از مکان ساکنین دیگر این هستی پهناور برایمان بر روی دیواره به جا گذاشته اند

نقشه اي از ستارگان که در بناهاي تاريخي دنياي باستان تکرار مي شود اين يک پديده جهانيه ممکنه يک برنامه کيهاني باشه نسبتي از صورت فلکي هفت هزار سال پيش بر روي شن و سنگ … سازنده هاي اون اِشراف کاملي به صورتهاي فلکي داشته اند و شواهدي که حاکي از احتمال ارتباط يک تمدن گمشده ، با مسافراني از اين مجموعه ستارگان است “اوريون” در همه اين تمدنهاي باستاني مهم بوده.

به نوعي با همان مکاني مربوطه که ما از آنجا آمده ايم و به آنجا باز خواهيم گشت ميليونها نفر در سرتاسر دنيا معتقدند که ما در گذشته با موجوداتي غريبه ملاقات داشته ايم.

اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد چطور؟ آيا غريبه هاي باستاني حقيقتاً در شکل گرفتن تاريخ ما دست داشته اند؟

در اينصورت،آيا ممکن است که نشانه هايي را بر جا گذاشته باشند که ، آشکار کننده مقصد نهايي بشر است؟ … مقصدي در صورت فلکي “اوريون” يازدهم ژانويه، 2006 تلسکوپ فضايي “هابِل” تصويري از سحابي هرگز ديده نشده “اوريون” را مخابره مي کند.

جهت یابی به کمک ستارگان

آرايه اي عظيم از ستارگان با 1,500 سال نوري فاصله از زمين تصوير پنوراميک آن ، بيش از 3,000 ستاره را در شرايط گوناگون حيات نشان داده و ديدگاه تازه اي از آرايه اجرام آسماني و سيستمهاي کهکشاني را به محققين ارائه مي کند.

طبق گفته دانشمندان امروز بايد همينجا، و در اين ابر اسرار آميز از گاز و غبار بوده باشد که ستاره ها و سيارات در بيليونها سال پيش از اين ، شکل گرفته اند.

فضانوردها معمولاً بهش “اِم 42” مي گن … اسمش شيک نيست … ولي اينجا پرورشگاه ستاره هاست .

اينجا همون جاييست که ستاره ها در اون متولد شده اند بنابراين، اين بخش از “اوريون” موضوع مطالعات وسيع ستاره شناسانه اينجا مکان فرم گرفتن ستاره هاست.

ما در اينجا ستاره ها و سياره هاي بسيار بسيار جواني داريم که از متلاشي شدن گازها و غبارها فرم گرفته اند، و مجموعه ستاره هاي سحابي “اوريون” را به وجود آورده اند.

تولد ستاره ها، به روشني مُبين اينه که در اينجا اتفاقاتي در حال رخ دادنه اونهم در سطحي که ما واقعاً قادر به درکش نيستيم.
از منظر زمين ، صورت فلکي “اوريون” يکي از درخشان ترين آرايه هاي ستاره اي در آسمان شب بوده و هزاران سال است که مورد احترام تمدنهاي باستاني سراسر دنياست.

“اوريون” به نام يکي از خدايان يونان و در قرن هشتم نامگذاري شده است ، هنگاميکه ستاره هاي تشکيل دهنده آن به هم متصل شوند ، سر، شانه ها ، کمر و پاهاي يک مرد را تداعي مي کنند.

شايد بشه “اوريون” رو يکي از مشخص ترين صُوَر فلکي آسمان قلمداد کرد دومين صورت فلکي، بعد از “هفت اورنگ” اين منظومه، نزديک خط استواست و در نيمه شمالي زمين واقع شده و در زمستان قابل رويته.

حاوي شمار زيادي از ستاره هاي درخشانيست که مربع بزرگ بدن “منظومه شکارچي” رو تشکيل ميدن :سه ستاره اصلي در اين صورت فلکي، عبارتند از “اپسيلون جبار”،”زتا شکارچي” و “منطقه” اينها ستاره هاي کمربند “اوريون” هستند .

منظومه شکارچي و حقیقتی پیچیده

بيشتر مردم ، اين صورت فلکي رو با همين سه ستاره که در يک خط راست قرار دارند، تشخيص ميدن بر اساس افسانه هاي يونان ، “اوريون” ، غولي بود با تواناييهايي فوق بشري يک شکارچي مقتدر که مي توانست جانوران را با گُرز برُنزي شکست ناپذير خود، بکُشد.

وقتي سرانجام اين قهرمان يوناني کشته شد ، براي اَبَد، در زمره ستارگان در آمد.

پدرش در واقع همون “پوزيدون” بود بنابراين ،درباره درياها زياد ميدونست و احتمالاً “پوزيدون” بهش ياد داده بود که چطور روي آب راه بره حکايت ديگري درباره او ميگه که اونقدر غول پيکر بود که وقتي از دريا عبور مي کرد سر و شانه هاي او از آب بيرون مي مونده .

اينطوري ميشه اندازه او رو حدس زد همه صورتهاي فلکي ما، با بزرگترين شخصيتهاي افسانه هاي يوناني نامگذاري شده اند ما کتابهاي بسيار خوبي داريم

که ستاره ها رو توصيف کرده و گفته اند که نام اونها از کجا گرفته شده .

نوشتن درباره ستاره ها ، نوشتن درباره آسمانها نوشتن درباره صورتهاي فلکي در واقع يعني صحبت محض از خدايان

 

صورت فلکي “اوريون” در همه تمدنها و خصوصاً در تمدن مصر ، معمولاً به عنوان مردي با گامهاي بلند ياد شده.

يونانيها او رو به عنوان شکارچي مي شناختند و بسياري از فرهنگهاي ديگر هم از او به عنوان يک غول ياد مي کردند گاهي مي بينيم که او رو در حال مغلوب کردن دشمن تصوير کرده اند.

گاهي هم مي بينيم که در حال لگد کردن يک مار بزرگه اما در هر شرايطي، ما ميدونيم که “اوريون” به شکل يک انسان تصوير شده کاملاً ممکنه که شخصيتي مثل “اوريون” بر مبناي يک انسان شکل گرفته باشه چون بايد اين رو در نظر داشته باشيم که براي يونانيها ، آنچه که “اسطوره شناسي” يا “افسانه” ناميده ميشه

افسانه اي قديميست … يعني فقط قديمي تر از تاريخ باستان آيا ممکن است که طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني “اوريون” در حقيقت يک انسان بوده باشد؟
و آيا ممکن است دليل موجه تري براي پرستش اين موجود نيمه الهي و ستاره هايي که بدن او را فرم داده اند وجود داشته باشد؟

برخي از محققين معتقدند که پاسخ را مي توان با جستجو در حکايات اصلي تمدني که در دره رود نيل و بيش از دو هزار سال پيش از يونانيان به شکوفايي رسيد، يافت.

طبق افسانه هاي مصري ، خدايان ، از ستاره هاي کمربند “اوريون” و “شباهنگ” يعني درخشان ترين ستاره هاي آسمان آمده اند .

مصريهاي باستان معتقد بودند که موجوداتي به فرم انسان از “شباهنگ” و “اوريون” به زمين آمده اند : “اوزيريس” و “ايزيس” … اين دو نفر، نسل بشر رو اصلاح کرده اند.

مجازاً اين موضوع با آنچه که ما در فيزيک نجومي با آن روبرو هستيم، همخواني داره ما ميدونيم که ما محصول ستارگانيم ما واقعاً از بقاياي ستاره ها ساخته شده ايم
“شباهنگ” و “اوريون” واقعاً مهمند چون نماد “ايزيس” و “اوزيريس” هستند يعني الهه هايي که کل تمدن مصر و در نتيجه تمامي تمدن بشري از اونها ناشي شده ،بنابراين، براي مصريهاي باستان “اوزيريس” همان “اوريون” بود .

اين صورت فلکي در واقع بستر زنده و واقعي الهه بزرگي به نام “اوزيريس” هست که هميشه بالاي سر ماست هميشه ما رو زير نظر داره و هميشه درباره ما قضاوت مي کنه،چون در نهايت اون همان کسيست که تصميم ميگيره چه کسي به زندگي ابدي دست پيدا مي کنه و چه کسي وارد روند تناسخ روح ميشه و دوباره از اول شروع مي کنه مصريهاي باستان کاملاً روشن تصريح کرده اند که “اوريون” با خلقت در رابطه بوده خصوصاً خلقت جادويي بنابراين اگر ما گفته پيشينيان رو بپذيريم اسطوره پردازي ناگهان جالب توجه تر مي شه.

ادامه دارد

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *