موجودات فرازمینی یا موجودات افسانه ایی!-مقاله جامع در مورد مرلین و موجودات فرازمینی


افسانه ها و ارتباط ان ها با موجودات فرازمینی
برسی انچه که ما به انها موجودات افسانه ایی می گفتیم. ایا می توانند واقعی باشند و ریشه فرازمینی داشته باشند
موجودات فرازمینی افسانه های باستانی در مورد موجودات غول پیکر و افسانه ایی که ریشه در داستان های مرتبط با موجودات فرازمینی دارند که پیشتر توضیح داده شد.
ایا مرلین با موجودات فرازمینی ارتباط داشته است
موجودات فرازمینی در میان این داستان ها “مِرلين” رو داريم “مِرلين” خودمون که باهاش از طريق قصه هاي “شاه آرتور” آشنا هستيم .
داستانهايي درباره “مِرلين” هست که به عنوان مردي وحشي توصيف شده کسي که پرمو و رام نشدني بوده و در جنگل زندگي مي کرده و از نزديک با دنياي ارواح در ارتباط بوده اين موجود رام نشدني بوده نميتونسته در جامعه بشري زندگي کنه و ما اين ايده رو هم داريم که اين موجودات وحشي شبه انسان پيامهاي ويژه اي هم براي ما داشته اند.
ایا مرلین موجودی فرازمینی بوده است
موجودات فرازمینی مي تونستند پيش بيني کنند به يک شيوه اي با دنياي ارواح مرتبط بوده اند .اما آيا همه اين داستانهاي مشابهي که در تاريخ و در سراسر دنيا يافت مي شوند ، ممکن است ثابت کنند که “پاگنده” چيزي بيش از يک افسانه است؟
و آيا هيچ سندي دال بر اينکه منشاء آنها به جاي زمين در آسمانها باشد، وجود دارد؟
شماري از موارد وجود داره که در اونها ،”پاگنده ها” همزمان با مشاهده فعاليت “يو-اف-او ها” ديده شده اند.
مثلاً يک جريان بزرگ از فعاليت “يو-اف-او” در “پنسيلوانيا” و در دهه 70 اتفاق افتاد و مردم خبر از اين موجودات بزرگِ سايه وار سنگيني که از جنگل بيرون مي آمده اند، داده اند.
در “تگزاس”، جاده اي وجود داره که به صورت محلي “جاده نورِ روح” خوانده مي شه اسمش “جاده نور روح” هست چون مردم گويهاي عجيبي از نورهاي معلق رو در جنگل مي بينند.
ضمن اون، مردم از مشاهده شمار زيادي از “پاگنده ها ” در همين جنگلها خبر داده اند “پاگنده ها” خيلي باهوش و بسيار بسيار پنهان کار و گوشه گيرند. مي تونند در حاشيه زندگي شهري باشند شايد نوعي توانايي فوق طبيعي دارند که ونها اجازه چنين کاري رو مي ده، اما اگر اينطور باشه اين تواناييها رو از کجا آورده اند؟
ما نمي تونيم اين فاکتور رو نديده بگيريم که “پاگنده” ممکنه يک جور موجود فرازميني باشه در دهه 80، من تحقيقات زيادي درباره مُثله کردن حيوانات داشتم و يک نامه هم از مردي در “اسنوهاميش” ايالت واشينگتن به دستم رسيد
که در ديدن “ساسکواچ” يا “پاگنده” معروف بود :به من گفت که من در املاک پدرم بودم که صدايي شبيه به صداي باد را از بين درختها شنيدم و به همراه حرکت درختها يک بشقاب نقره اي رنگ هم از راه رسيد و او يک شعاع نور رو ديده که به زمين تابيده شده در اين شعاع نور ، يک هيئت بلند قامت پرموي بَدوي ديده .
نقل شده توسط شاهد عینی:
که مي گفت شبيه گوريل بود پايين آمده، و موجود بلند قامت از کنارش عبور کرده به طوري که انگار اين آدم اونجا نبوده درست بعد از اين، خبر مثله شدن حيوانات ظرف چند روز بعدش منتشر شد .
اگر “پاگنده ها” در زمره موجودات فرازميني هستند همانطور که نظريه پردازان فضانوردان باستاني هم به آن معتقدند هدفشان از حضور در اين سياره چيست؟
آيا ممکن است که اين مشاهدات جهاني ،بخشي از برنامه مخفيانه آنها باشد که هزاران سال است که جريان دارد؟
ممکنه که “پاگنده” را به اينجا آورده اند تا يه جورايي، اونها رو در کنار مردم عادي قرار بدهند و ببينند چه اتفاقي ميفته قصه هاي زيادي درباره قومي آسماني وجود داره که از رها کردن اين نوع جانوران “پاگنده” در مناطق وحشي خبر ميده.
و البته آدم براش سوال پيش مياد که چه چيزي باعث به وجود آمدن اين داستانها شده؟
و همين هم دليل اين هست که اينهمه تحقيقات از طرف کساني انجام ميشه که معتقدند “پاگنده” يک حيوانيست که در سياره ديگري متولد شده يکي از نظريه ها اين هست که اين موجود به عنوان يک برنامه تحقيقاتي در اين سياره فرود آمده.
يک نظريه ديگر هم اين هست که شايد “پاگنده” يک فرم خشن و غير متمدن از سياره اي ديگر هست که در دنيايِ ما جا مونده اگر فرازمينيها ، نسلي از موجودات “پاگنده” را طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني و در هزاران سال پيش به وجود آورده باشند.
آيا ممکن است که دليلي براي پنهان کردنشان از ما داشته باشند؟ شايد پاسخ را بتوان نه در دنياي آشناي خودمان ، بلکه در اعماق زمين يافت .
ساسکواچها
ایا پاگنده ها نمونه بزرگ انسان ها بوده اند و در ارتباط با موجوداتی فرازمینی پدید امده اند
کوههاي “سيسکيو” جنوب غرب ايالت “اورگان “در 1874، يک شکارچي به نام “اِلايجا ديويدسن” غاري را کشف کرد که به 500 هکتار تونل و غارهاي زير زميني راه داشت اين ساختارهاي زيرزميني معروف به “غارهاي اورگان” يکي از نادرترين غارهاي دنيا محسوب مي شوند.
برخي معتقدند که اين دنياي زيرزميني متعلق به “ساسکواچها” است که طبق گفته سرخپوستان امريکا صدها سال است که در اين منطقه وجود دارند برخوردهايي با اين موجودات در غارها اتفاق افتاده تعدادي از جستجوگران صداي جيغهاي جانور غريبي را شنيده اند.
که از اين غارها مي آمده و موجوداتي سايه وار و سنگين هم در اونها ديده شده اند.
گر شما يک حيوان بزرگ فيزيکي با قامتي به اندازه 7 تا 8 فوت باشيد قطعاً همه روز را در شکارِ غذا خواهيد بود.
“اما در شب هنگام، با وجود حضور شکارچيان “پاگنده ها ” و شکارچيهاي معمولي و حيوانات وحشي اونها ناچارند که مراقب باشند.
بهترين جا براي پنهان شدن هم، زير زمين هست شايد همين، دليل ديگريست که ما نميتونيم اونها رو پيدا کنيم.
شايد به جاي گشتن در اطرافمون بهتر باشه که يه نگاهي به زيرِ پامون بندازيم.
اين غارهايي که در همه جاي دنيا هم پيدا ميشه هنوز به طور کامل کشف نشده شايد حتي بشه گفت که فقط درصد بسيار کمي از اونها کشف شده.
چه چيزي مي تونه در اونها وجود داشته باشه؟ آيا ممکنه که يک سيستم کامل حيات در اونها پنهان باشه که ما هنوز درباره شون نمي دونيم؟
ماهيهايي وجود دارند که هيچوقت نور نديده اند حشرات هم در اينجا ديده مي شند بايد يک امکان بالقوه در ساختار اين غارها وجود داشته باشه که “پاگنده” بر اساس اون بتونه به حياتش ادامه بده.
احتمالاً “پاگنده” هم يکي از فرمهاي حيات اين مجموعه هست کسي تا حالا “ساسکواچ” را وسط يه بزرگراه نديده که اينطرف و اونطرف بره اگر ما با يک موجود هوشمند غير انساني روبرو هستيم
و همين غير انسانها بوده اند که اين مکانها را براي عملکردشون در اين سياره ساخته اند ، شايد يک سيستم تونل مانند هم در کار باشه و شايد همين بتونه توضيح بده که چرا اونها رو در همه جاي “جورجا” “ميشيگان”،”پنسيلوانيا” و “کليفرنيا” مي بينيم.
يک چيز ديگري که هميشه درباره “پاگنده” مورد توجه من بوده اين بوي تند گوگردي هست که اغلب در زمان برخورد با “پاگنده” حس ميشه ميدونيد که فرم مسيحي “شيطان” و آتش و گوگرد و اينجور بوها، در ارتباط با دنياي زير زمين يا همان “جهنم” هستند.
پس آيا يک رابطه اي بين نظريه اهريمنهاي زير زميني يا “لوسيفر” و بويِ گوگرد و همين بو، با “پاگنده ها” وجود داره؟
آيا ممکن است که نسلي از موجودات زير زميني بدون اينکه ما بدانيم در زير پوسته زمين در حال زندگي باشند؟
اگر چنين باشد، آيا ممکن است که “پاگنده” براي هزاران سال در کنارِ ما بوده باشد؟
در افسانه ها يونان ، ما اشاره اي به انسانهاي غارنشين داريم موجوداتي پرمو و هيولا مانند که در زير زمين زندگي مي کرده اند …که بعضي وقتها هم به شدت ترسناک مي شده اند .
اما بعضي وقتها هم بسيار عاقلانه رفتار مي کردند و رفتارهاي متنوعي را به بشر ياد مي داده اند .
بر اساس افسانه هاي باستان اعتقاد بر اين هست که اين انسان غار نشين از آسمان آمده بديهيست که اونها در جايي پنهان شده اند که براي نياکانِ ما غير قابل دسترسي باشه.
مي خواسته اند حضورشون رو مخفي کنند داستانهاي متعددي وجود داره که از جستجوگراني حکايت مي کنه که وارد اين تونلها شده اند و هرگز هم برنگشته اند.
کساني که اين تحقيقات رو انجام داده اند غار پيدا کرده اند، لانه پيدا کرده اند مجموعه اي از علفها رو پيدا کرده اند که رويهم و به روش به خصوصي چيده شده اند .
که نشان مي ده موجود بسيار بزرگي رويِ اونها مي خوابه و من فکر مي کنم که اين يک سند خيلي روشني هست.
يک چيزي وجود داره که اين لانه ها و من فکر مي کنم که اين يک سند خيلي روشني هست.
يک چيزي وجود داره که اين لانه ها يا اين توده هاي علف رو درست مي کنه آنچه که از اينها استفاده مي کنه احتمالاً در زير زمين زندگي مي کنه.
در سراسر دنيا غارهاي اسرار آميزي وجود داره که همه به هم مربوطند.
در “تبت” و “هندوستان ” و همينطور در امريکاي شمالي و جنوبي بعضيها همچنين تا شمال غرب اقيانوس آرام هم ادامه دارند .
مثل کوه “شَستا ” بنابراين ، اين مي تونه يک ايده جالبي به ما بده که “پاگنده” از زير زمين و از درون اين سيستم تونلهاي زير زميني حرکت مي کنه و اين مکانها و سيستم تونلي ميتونه به دست فرازمينيها ساخته شده باشه
آيا واقعاً ممکن است که فرازمينيها غارها و تونلهايي را براي پنهان شدن موجودات افسانه اي موسوم به “پاگنده ها” و طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني ايجاد کرده باشند؟
در اينصورت آيا ممکن است که اين موجودات غير زميني هنوز هم همانجا باشند؟
آيا “ساسکواچ” يا “پاگنده” مي تونه چيزي باشه که در زمين و در زير پوسته اون زندگي کنه؟ چه رابطه اي بين “ساسکواچ” اين موجود غير انساني با اين سياره وجود داره؟
اين احتمال هم وجود داره که اين موجود، در واقع يک موجود غريبه باشه ما نميدونيم اين موجود چقدر هوشمنده ،اما يک نظريه مي گه که “پاگنده” در واقع موجود هوشمندتريست و از دسترس انسان دور مي مونه و در کوههاي سرد زندگي مي کنه و منتظر هست تا بشر خودش رو نابود کنه و اون بتونه نسل غالب بشه البته اين موجود مي تونه حاصل يک دورگه سازي ژنتيکي هم بوده باشه، که به دستِ غريبه هايي به وجود آمده اند که به سياره ما وارد شده و از “دي-ان-اي” ما استفاده کرده و يک دو رگه اي بين انسان و ميمون به وجود آورده اند.
همه اين احتمالات هست اما شواهد نشون مي ده که اين موجود واقعاً يک جايي در مکاني محکم و مطمئن زندگي مي کنه که اين موضوع، بر اساس شواهد يافت شده، اعم از شاهدان عيني، رد پاها و چيزهاي ديگر هست.
آيا ممکن است که تلفيق يک انسان و يک موجود غريبه آيا ممکن است که تلفيق يک انسان و يک موجود غريبه اين موجود دورگه عجيب شده باشد؟
همانطور که نظريه پردازان فضانوردان باستاني مدعي آن هستند؟ شايد تحقيقات بيشتر بر روي راز “پاگنده ” حقيقتي حتي نگران کننده تر را آشکار کند .
روسيه بيست و هشت فوريه 1927 زيست شناس و متخصص ژنتيک ،”ايليا ايوانف” بيانيه اي جنجال برانگيز را مبني بر باردار کردن يک ميمون ماده با اسپرم انسان صادر نمود.
حاصل عمل، ناموفق بود اما سه سال پس از آن ،”ايوانف” آزمايش خود را به روش ديگري و با استفاده از اسپرم ميمون و تخمک انسان انجام داد.
پيش از ثمر دادن آزمايش “ايوانف” دولت اتحاد شوروي “ايوانف” را دستگير و تبعيد نمود آيا اين دانشمند خط شکني خود را به انجام رسانده بود؟
آيا ممکن است که “ايوانف” واقعاً توانسته باشد موجودي دو رگه از “دي-ان-اي” ميمون و انسان به وجود آورده باشد؟
“ايليا ايوانف” به شدت مسخ ايده به وجود آوردن موجود عجيب و غريب نيمه انسان و نيمه شامپانزه شده بود .
اما کاملاً هم متقاعد شده بود که اگر قادر به انجام اين کار باشد اين يک دخالت در نسل هر دو موجود خواهد بود.
ادامه دارد…






