موجودات فضايي یا پاگنده – مقاله ایی جامع در مورد این موجودات باستانی

تاریخ جهان و موجودات غول پیکر
حیات موجودات غول پیکر ایا واقعی است؟
ایا موجودات غولپیکر در گذشته ما کاملا واقعی بودن ایا انان را می توان به موجودات بیگانه مرتبط دانست
داستانهايي غريب درباره غولهايي عظيم نيمه ميمون، نيمه انسان بعضي وقتها مي بينيم که شش انگشتي هستند و دو رديف دندان دارند قدرتشون هم خارق العاده است.
جايِ پاهايي بزرگ از جانوراني اسرار آميز در سراسر دنيا يافت مي شود يک نَر بزرگسال، قامتي در حدود 10 فوت داره و وزنش هم به هزار تُن مي رسه و افسانه هايي قديمي در توصيف هيولاهايي انسان نما که قادر به سفرهاي فرابُعدي هستند.
مي تونند هر وقت بخواهند مرئي يا نامرئي بشن در هر قاره اي، داستانهايي درباره “پاگُنده ها” و شواهدي يافت مي شود، که ثابت مي کنند اين قصه واقعيست.
ما نمي تونيم اين احتمال را نديده بگيريم که ميگه ،”پاگنده ها ” يه جوراييفرازميني بوده اند ميليونها نفر در سراسر دنيا بر اين باورند که ما در گذشته با موجوداتي فرازميني ملاقات داشته ايم.
اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد چطور؟ آيا “غريبه هاي باستاني” حقيقتاً در شکل بخشيدن تاريخ به ما کمک کرده اند؟
در اينصورت آيا ممکن است که ارتباطي بين فرازمينيها و افسانه هاي “پاگنده ها” وجود داشته باشد؟
کوهِ “اورست” نهم نوامبر 1951 در يخچال طبيعي “مِنلانگ ” و در ارتفاع 18000 پايي دو محقق بريتانيايي ، “اريک شيپتن” و “مايکل وارد” به ردّي با طول يک مايل از جاي پاهايي غير عادي برخوردند.
با توجه به غير قابل انتظار بودن وجود انسان در اين نقطه دور افتاده از کوه ، اين کوهنوردان، دست به آزمايش رد پاها زدند تا بفهمند چه چيزي باعث به وجود آمدن آنها شده است
در کمال ناباوري ، اين رد پاها به فرم رد پاي انسان بودند … ردي که تقريباً دو برابر اندازه طبيعي بود اين رد پاها، نشان مي دهند که ما با يک موجود اوليه بزرگ مواجهيم … موجودي که نه تنها مثل ما روي دو پا راه مي ره … بلکه تشابهاتي نيز در شکل رد پاهاي آنها با ما وجود داره که فقط خيلي بزرگتر از ماست
تصاوير اين کشف باعث تحريک شديد خبري و آغاز ماجراي “پاگنده ها” شد
اما اين رد پاهاي غول پيکر از کجا آمده اند؟
آيا ممکن است تقلبي باشند؟ يا اينکه ممکن است يک نوع موجود اسرار آميز ناشناخته در سرزميني وحشي و دور افتاده وجود داشته باشد؟ بر اساس تاريخ و افسانه هاي منطقه “هيماليا ” يکي از اين موجودات شبه ميمون ،”يِتي” نام دارد که بيشتر مشهور است به “مردِ برفي منفور” اين موجود بدنام هيماليايي موسوم به يِتي اغلب به عنوان موجودي با قامتي کمتر از 6 فوت توصيف شده که در برخورد، بسيار وحشي است همه مشاهدات، درباره موجودي رخ داده که ظاهراً خودش رو از ما مخفي مي کنه موجودي که در مناطق متروک پنهان مي شه و تنها مدرک مستندش رد پاهاي اوست و به همين دليل هم اغلب به عنوان “پاگنده” خوانده ميشه .
مردم اغلب مي خوان بدونند که چرا ما نميتونيم “پاگنده” رو به دام بندازيم.
برسی رد پاهای عجیب به جا مانده ایا می تواند نشانه ایی از موجودات فضایی باشد.
“پاگنده” مي تونه يک جور موجود فوق طبيعي مثل يک شبح باشه اگر “پاگنده” واقعاً يک جانور فيزيکي باشه در اينصورت بايد گفت که تعدادشون بايد چند تا بيشتر نباشه “از زمان کشف (رد پاهاي) کوهِ “اورست شماري از برخوردها با اين موجودات شبه ميمون در قاره هاي ديگري هم ديده شده است که بسياري از آنها در منطقه شمال غربي اقيانوس آرام واقع در ايالات متحده ديده شده اند. مثلاً کوه “شَستا” در شمال کليفرنيا
در 1979 من در کناره کوه “شَستا ” روي دامنه بودم و مي خواستم به پايين کوه برسم کوه بسيار انبوه و ناهموار بود همانطور که ايستاده بوديم يک جور صداي شکستن شنيديم همزمان با اون، يک بوي خيلي بدي هم به مشاممون خورد ……
نقل قل از یک شاهد عینی:
واقعا بوي گندي بود … اما ترسناکتر اينکه هر چه بود از يک کوره راه انبوه، به طرف ما مي آمد و ناگهان ما دهشتناک ترين صدايي رو که شبيه خرناس فيل و نعره شير بود ، شنيديم چنان بلند بود که انعکاسش در دامنه هاي دو مايل دورتر هم شنيده مي شد شايد بشه گفت که من در تمام عمرم اينقدر نترسيده بودم آخرين چيزي که مي دونستم اين بود که بايد به طرف پايين بدويم .
و تقريباً کل مسير را سُر خورديم من از کلانترها درباره يک گله دار در “مونتانا” شنيدم، که براي شکار به يک کوره راهي رسيده بود و در همين موقع يک موجود بدوي با قد 8 فوت و موهايي قرمز بلند را درست در مقابل خودش مي بينه تفنگ 60-30 خودش رو بر ميداره و شليک ميکنه
و موجود در يک چشم بر هم زدن ناپديد ميشه اگر يک ساسکواچ با شليک يک گلوله ظرف يک چشم به هم زدن ناپديد ميشه يعني ما با چه موجود عجيب الخلقه اي سر و کار داريم؟
و اينا چي مي خوان؟ چرا دستگيري يا کشتن اين موجود معروف يه “پاگنده” اينهمه دشوار است؟
ایا پاگنده ها نمونه بزرگ انسان ها بوده اند و در ارتباط با موجوداتی فرازمینی پدید امده اند؟
آيا طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني تواناييهاي اين موجود شبح گونه به دليل منشاء فرازميني اوست؟ بسياري از جستجوگران ساسکواچ خاطر نشان کرده اند که يک ارتباطي بين فعاليت “يو-اف-او ” و “پاگنده ها” وجود داره در واقع “پاگنده ها” در حال خروج از بشقاب پرنده هاي ناشناخته ديده شده اند .
آدم به شک مي افته که آيا اين “پاگنده ها” خودشون نوعي موجود فرازميني نيستند؟ بسياري از قبايل سرخپوستي افسانه ها و اسطوره هايي درباره “ساسکواچها” دارند.
“اناسازيها” و چندين قبيله ديگر سرخپوستي به اين موجودات، نگاهي شبح گونه دارند که غير قابل دستگير شدنند حتي ديدنشون هم تقريباً غير ممکنه اما ميدونند که اينها وجود دارند .
با وجود آنکه جامعه دانشمندان اين غولهاي اسرار آميز را چيزي بيش از افسانه هاي مدرن قلمداد نمي کنند ، اما مشاهده و گزارش و تصاوير پاگنده ها رو به افزايش است …..
به طور معين، آنچه که اغلب به دست مياد ، پاهايي بزرگ موجودي پُر مو، و بويي بسيار خاص که بويي بسيار تند است، به دست آمده و گفته شده که صدايي که “پاگنده” توليد مي کنه شبيه سوت زدن هست.
بنابراين همه اين علائم ، مشاهده “پاگنده ها” را توصيف مي کنند که تعدادشون هم زياد نيست ظاهراً بسيار شبح گونه و گوشه گير و انزوا طلب هستند .
به ندرت رفتار وحشيانه اي از اونها گزارش شده فرد فقط جانور را ديده و هر دو در جهت مخالف هم فرار کرده اند بدون ايجاد هيچ ارتباطي ميانگين قدشان بين 6 تا 8 فوت هست .
در فلوريدا، به نام ميمونِ بَد بو (اسکانک اِيپ) شناخته ميشه در استراليا ،”يايي” نام داره .
اگر موجود “پاگنده” واقعاً وجود داشته باشد چرا اينهمه مُنزويست؟
محققين اشاره دارند به شماري از غولهاي شبه انسان که در هزاران سال پيش از اين مي زيسته اند در تاريخ باستان، ما شماري از افسانه ها را درباره غولها، انسانهاي وحشي و هيولاهاي پُر مويي که در حاشيه شهر زندگي مي کرده اند، مي بينيم .
اينها يک قوم بوده اند قومي وحشي که پر مو بوده اند، لباسي به تن نمي کردند در جنگل زندگي مي کردند و در کنار اينها ، قدرتهاي به خصوصي هم داشته اند.
نقل قل نظریه پرداز فرازمینی
آيا ممکن است که موجودات فوق طبيعي ،درافسانه هاي سرخپوستان امريکا در حقيقت، توصيفي از برخورد با “پاگنده ها” در دوران باستان بوده باشد؟
و آيا اين موجودات ،طبيعتي فرازميني دارند؟
موجودات فضايي یا پا گنده نظريه پردازان فضانوردان باستاني معتقدند که پاسخ را مي توان در کتب معتدد باستاني يافت
در کتب قدیمی داستانی نقل شده است راجب قومی به نام “نيفيليم” يا “نگاهبان” قومي که گفته شده از آسمان به زمين آمده اند و از آن زمان در کنارِ ما زندگي مي کنند .
“انجيل” توضيح کمي درباره چگونگي اونها ارائه داده فقط گفته که اينها غول پيکر بوده اند و کاملاً هم روشنه که ارزش والايي هم نداشته اند و من معتقدم که اين يک کمي جالب هست ،چون وقتي به “پاگنده” توجه مي کنيد
برداشت ما هم از اين موجود ،حتي همين امروز، در طبقه بندي خودِمان بيشتر در رده حيوانات قرار ميگيره تا انسانها در عهد عتيق مي تونيم داستانهايي را درباره خداياني ببينيم که با زنهاي زميني برخورد کرده اند و اونها رو بي نهايت زيبا يافته اند.
بعد، از اونها بچه دار شده اند ، و در زمان زايمان بر طبق متون کهن ، نسلي از غولها به وجود آمده آنچه که مردم شاهدش بوده اند قطعاً هيچ ربطي به الهيات يا معنويات نداشته چون اين “خدايان” اصلاً “خدا” نبوده اند.
اينها تفسير اشتباهي از موجودات زنده “فرازميني” بوده اند “آيا ممکن است که “پاگنده ها و “يِتي هاي” هيماليايي واقعاً طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني منشائي فرازميني داشته اند؟
شايد بتوان شواهد بيشتري را در افسانه هاي باستاني موجوداتي غول پيکر با قدرتهايي فوق طبيعي يافت
منطقه باستاني “بين النهرين” و مهد تمدن
در بقاياي شهر باستاني “نينوا ” لوحه هاي سومري که به دوران 1800 سال پيش از ميلاد باز مي گردند ، از حکايت شاه “گيل گمش” مي گويند.
“گيل گمش”، به همراه کسي است به نام “انکيدو” که به عنوان مرد پُر موي وحشي توصيف شده و در خارج شهر زندگي مي کرده است نکته حيرت انگيز درباره شعر حماسي “گيل گمش” اين هست که قصه “انکيدو” را نقل مي کنه که ميگويند يک غول بوده احتمالش خيلي زياده که “انکيدو” اين غول پر مو،… اين هيولا منشائي فرازميني داشته باشه.
اين همان چيزيست که متن باستاني سومري ميگه “انکيدو” در شعر “گيل گمش”به عنوان يک هيولاي شبه انسان با قدرتي عظيم توصيف شده و وقتي شما اين داستان رو مي خونيد ، به فکر مي افتيد که “انکيدو” يه جور “پاگنده” يا “ساسکواچ” بوده که اونها ژنهاي خودشون رو باهاش ترکيب کردنده بودند تا موجود تازه اي خلق کنند که برده اونها باشه اسمش رو هم “انکيدو” گذاشته اند.
آيا ممکن است که طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني ، شعر “گيل گمش” در واقع توصيفي از يک موجود نيمه انساني باشد که به دست فرازميني ها ساخته شده؟
متون سومري، همچنين خداياني آسماني را توصيف مي کنند که به زمين آمده اند موسوم به “آنوناکي ” نظريه فضانوردان باستاني شرح مي ده که اين خدايان، احتمالاً فرازميني بوده اند
و ژِن خودشون رو به اينها منتقل کرده اند اما اين غولها هنوز هم وجود دارند و احتمالاً به سير تکاملي خودشون ادامه مي دهند که همان “پاگنده” يا “اسکواچ ها” هستند که ما امروز داريم.
آيا برآورد باستاني چنين غولهاي شبه انساني مي تواند شواهد بيشتري مبني بر آنکه اين موجودات غير زميني احتمالاً در تاريخ ما واقعاً وجود داشته اند را ارائه کند؟
برخي معتقدند که داستان انجيل درباره “داوود” و”جالوت” نيز ممکن است مبين ظهور ابتدايي “پاگنده” باشد.جالوت و ارتباطش با موجودات فرازمینی ایا جالوت موجودی فرازمینی بوده است
اگر به داستان “داوود” و “جالوت” که در انجيل آمده دقت کنيد مي بينيد که “جالوت”، غول پيکر و پُر موست
اما در حاشيه شهر زندگي نمي کنه و از مردم دوري نمي کنه از او تقريباً به عنوان يک سلاح استفاده مي شه يک سلاح براي ترساندن بنی اسرائیل وقتي شما انجيل را با جزييات و توصيفات بيشتري درباره اين غولها مطالعه مي کنيد،مي بينيد که انواع ديگري از جانوران بزرگ در دنياي نياکانِ ما وجود داشته اند.
که ما حالا از اونها بي خبريم و “پاگنده ها” مي تونند فقط يک نوع از اونها باشند که به يک شکلي نجات پيدا کرده اند “جالوت” اگر “پاگنده” بوده باشه يا نه، اما قطعاً در همان دسته بندي جا ميگيره چون کاملاً روشن هست که هر چه بوده ، انسان نبوده
نقل قل از یکی از نظریه پردازان فرازمیینی باستانی:
و در اون زمان وجود داشته و بلند قامت تر از نياکانِ ما بوده. سوال من اين هست که : حقيقت پشت اين داستانِ بخصوص چي هست؟ طبق نظر بعضي از متخصصين “جالوت” ممکنه که يک فرازميني بوده باشه ممکنه که يک نوعي از غول پيکرها بوده يک موجود منفور، يک موجودِ نيمه خارجي-نيمه انسان که چنان ترسناک و مخوف بوده که “داوود” غلبه بر اين ديو را بر خودش واجب کرده بود همه فرهنگهاي سراسر دنيا چه در امريکاي جنوبي ، سرخپوستهاي امريکايي اروپا، روسيه، چين ،تبت، استراليا و همه اين ملتها افسانه ها و قصه هايي از يک انسان پر موي غول پيکر دارند .
ميدونيد که مردم ميگن: قصه، قصه است ولي وقتي شما کشورهايي داريد که فاصله هايي به عرض اقيانوس دارند و همه هم درباره يک موضوع مشترک حرف مي زنند ، اين موضوع بيانگر اون هست که در دوران گذشته، اين موضوع بسيار بسيار شايع بوده و در سراسر دنيا هم گسترش داشته افسانه هاي غولها، در دنياي باستان بسيار رايج بوده است.
اما سالهاي دراز پس از آن، داستانهايي مشابه در زمان کشفِ “ليف اريکسن” به دست وايکينگها وارد ميدان شد.
که در قرن دهم پس از ميلاد، درباره جانوراني دهشت آور و پُرمو با چشمهايي سياه نوشت “ليف اريکسن” با انواع قبايل و مردم بومي آشنا بود.
و اين فرد، به طور مشخصي درباره اين موجودات پرموي بزرگ با چشمهاي سياه صحبت کرده و درباره رايحه به خصوصي که داشته اند گفته با توجه به همه فرهنگهاي ديگر معلوم ميشه که اونها ضمن سفر به دنياي نوين ، تاثيرات متقابلي داشته اند.
آيا اينها “ساسکواچ” يا “يِتي”هايي بودند که ما امروز درباره شون صحبت مي کنيم؟
کاملاً ممکنه افسانه هاي “قرون وسطي” همچنين انسانهايي پرمو و وحشي را توصيف مي کنند که داراي قدرتهايي غريب بوده اند .







