وحدانیت هیگز و سفر در زمان – ایا موجودات فضایی خاکستری در زمان سفر کرده اند

ایا می شود در زمان سفر کرد ؟ علم ایا دری تازه به روی ما باز کرده است؟
ذره اي که اعتقاد بر اين است که مي تواند به بُعدي ديگر، وارد شود ، در زمان جلو و عقب برود ، و در آينده يا گذشته، ظاهر شود.
به عبارت ديگر، سفر زمان را ممکن کند ما در يک جهان سه بُعدي زندگي مي کنيم .
و گاهي “زمان” را هم به عنوان بُعد چهارم به حساب مي آورند اما يک تئوري در فيزيک به نام “تئوري ريسمان” بيان مي کنه که ابعاد بسيار ديگري هم وجود دارند و در کل به 11 بُعد مي رسند.
اما اين ابعاد، براي ما قابل دسترسي نيستند . ما اونها رو نمي بينيم .
اين ابعاد، خيلي کوچک هستند ، ذره اي هستند کوچکتر از ذرات درون يک اتم و اگر شما بتونيد به شکلي وارد اين ابعاد ديگر بشيد ، مي تونند کلاً شما رو به جاي ديگري ببرند.
آيا ممکن است ابعاد ديگري که ما حتي هنوز قادر به درک آنها هم نيستيم، وجود داشته باشند؟
در اينصورت آيا ممکن است که موجودات پيشرفته اي از کهکشانهايي ديگر پيش از اين، از “ذرات الهي” استفاده کرده باشند تا به زمين بيايند؟
همانطور که نظريه پردازان فضانوردان باستاني هم مدعي آن هستند؟
شتاب دهنده هایدرونی در ژنو
ایا می توان با این شتاب دهنده فرضیه سفر در زمان را معنا کرد؟
اگر شما يک عکس از ،”هادرن کولايدر” را درست روي گاهشمار “ازتکها” منطبق کنيد يک تشابه دقيق بين اين دو خواهيد داشت گاهشمار “ازتکها” به عنوان معبري به کيهان شناخته مي شده .
“هادرن کولايدر” هم چيزي شبيه همان هست چون ما مي خواهيم با اين ماشين به اسرار جهان دست پيدا کنيم.من با ديدن يک حکاکي مربوط به زمانهاي بسيار دور حيرت کردم وقتي اون رو با “هادرن کولايدر” امروز مقايسه مي کنيد.
مي بينيد که شباهت بسيار غريبي بين اونها وجود داره.آيا اين فقط يک تصادفه؟ من اينطور فکر نمي کنم.
آيا بشر باستان، حقيقتاً با مسافران زمان ارتباط داشته است؟و آيا بشر در آستانه کشف همان توانايي خارق العاده است؟ شايد بتوان شواهد بيشتري را يافت شواهدي از اينکه غريبه هاي باستاني نه از يک کهکشان دور بلکه از آينده خودِ ما به اينجا رسيده اند.
از زمان رسوايي رويداد “يو-اف-او” در 1947 در “رازول” نيومکزيکو هزاران گزارش از مشاهده فرازميني ها و حتي برخوردهاي مستقيمي در رابطه با آدم ربايي غريبه ها رسيده است.
ماجرای پر رمز و راز رازول نیومکزیکو
اين موجودات که با سرهايي بزرگ و اندامي کوچک توصيف شده اند طبق قول محققين ممکن است موجودات غريبه اي باشند که برخي آنها را “خاکستريها” نامگذاري کرده اند .
اين غريبه ها تفاوت چنداني با ما ندارند سر و دست و بازو دارند دو پا و دو چشم و بيني و دهاني ابتدايي دارند طبق توصيفات ، قطعاً شبيه به ما هستند.
يا اينکه خيلي خيلي مفهوم علمي تخيلي از آنچيزي هستند که نقش واقعي بشر در ازليت است .
اگر نگاهي به فرازميني هاي توصيف شده يا همان خاکستريها داشته باشيد که مربوط به حادثه “رازول” هستند ، خواهيد ديد که فرم اونها از بسياري لحاظ، تداعي کننده اين هست که بازتاب دهنده يا پيش بيني از آن شکلي خواهد بود که ما در آينده در صورتي که به نسلي فضانورد تبديل بشيم خواهيم داشت.
حادثه “رازول” در نيومکزيکو در حقيقت تصادفاً در حدود تولد “ايزيس” الهه مصري اتفاق افتاد. ایا حقیقتا ماجرای رازول نیومکزیکو را می توان با ايزيس اتفاقی باشد
بنابراين آدم شک ميکنه که نکنه اين اجساد غريبه که گفته شده در حادثه “رازول” به دست آمده و داراي بدني لاغر،و سرهايي بزرگ هستند نوعي موجود غريبه و مسافر زمان نباشند.
آيا ممکن است موجوداتي که اعتقاد بر اين است که در “رازول” کشف شدند ، از ستاره شباهنگ به اينجا آمده باشند؟درست مثل “ايزيس” الهه مصري و همانطور که نظريه پردازان فضانوردان باستاني هم به آن معتقدند؟و آيا ممکن است که اين سفرها را با تکنولوژي پيشرفته فضا – زمان انجام داده باشند؟
من فکر مي کنم که کاملاً ممکن هست که ثابت بشه اين ميهمانهاي غريبه همان هستند که ما فکر مي کنيم و شايد از يک فرم مخصوص انتقال استفاده مي کنند .
يا شايد هم از ابزار نيروي محرکه براي رسيدن به سرعت نور بهره مي برند آنچه که ما ميدونيم اين هست که فيزيک سياره ما يعني همان فيزيک کوانتوم و فرضيه ريسمان خيلي جلوتر از اون چيزي رفته که در قرن پيش بوده و ميشه گفت که هيچ محدوديت رياضي براي سفر زمان و رفتن به آينده و گذشته وجود نداره و به محض اينکه شما مي فهميد که فيزيک پذيرفته است که هيچ محدوديتي وجود نداره، تنها مطلب باقيمانده اين خواهد بود که ما چطور به اين کار نائل بشيم سفر زمان ، همان “دور نَوَرديست” ميتونيم از هرجايي روي زمين ظرف يک ميليونيم ثانيه جابجا بشيم .
اين موضوع همه سفرها رو دگرگون مي کنه و در همان زمان هم ميشه با هر تمدن ديگري ارتباط برقرار کرد حتي تمدنهايي از سيارات ديگر اما اين موجودات غير زميني که “خاکستري” ناميده مي شوند، که هستند؟
آيا ممکن است که آنها نه از فضا بلکه از آينده يا از گذشته آمده باشند؟
آيا ممکن است که آنها انسانهاي مسافر زمان باشند؟ تئوريهاي مختلفي درباره اينکه “خاکستريها” چه هستند وجود داره داستانهايي وجود داره درباره اينکه اينها موجوداتي هستند.
که از دوران قديم وجود داشته اند و هنوز هم هستند البته داستانهاي ديگري هم از برخورد با اونها وجود داره ،و با احتساب اين برخوردها گفته شده که “خاکستريها” در واقع خودِ ما هستيم که از آينده آمده ايم و اينها در واقع به گذشته سفر مي کنند چون به نوعي، ما به صورت ژنتيک خودمان اين وضعيت را به وجود آورده ايم .
تا “خاکستريها” ديگه قادر به زاد و ولد نباشند و از همين رو ناچار به بازگشت به زمانِ ما و به نوعي اصلاح شرايط هستند .مردم در دهه 60 و 70 در اين فکر بودند که بشر در 1000 سال يا 2000 سال آينده چه شکلي خواهد بود.
و اين ايده وجود داره که ما به دانش بيشتري نياز داريم بنابراين اندازه مغزمان را افزايش خواهيم داد و ابزارهايي خواهيم داشت که به جايِ ما همه کارهاي فيزيکي را انجام مي دهند.
کارهايي که ما الان با دست انجام ميديم در واقع ما موجوداتي ساکن خواهيم شد و اگر به مفاهيم اوليه از آينده نسل بشر دقت کنيد .
به نوعي شبيه همين غريبه هاي “خاکستري” يا همان فضاييهاي “رازول” خواهيم بود من به سفر زمان اعتقاد دارم معقتدم که هيچ چيز براي ما در آينده غير ممکن نخواهد بود .
حتي اگر فکر کنيد که اين واقعاً ديوانگيست اما اين امر اتفاق خواهد افتاد هر چيزي را که انسان بتونه بهش فکر کنه يا محاسبه کنه يا حتي خيال کنه، يک روزي به واقعيت مي پيونده بعضي وقتها از خودم مي پرسم که نکنه اين “يو-اف-او“ها مسافر زمان نباشند؟
شايد مردم خودِ ما از آينده باشند با توجه به پيشرفتهاي علمي ما تنها در همين قرن اخير آيا ممکن است که انسانهاي آينده راهي براي سفر زمان يافته باشند؟ همانطور که نظريه پردازان فضانوردان باستاني به آن معتقدند؟
آيا آنها در واقع، همان ميهماناني هستند که در طول تاريخ از آنها ياد شده است؟
يا اينکه غريبه هايي غير زميني هستند که قادر به سفر به فضا و زمان، با هم هستند؟ شايد پاسخ را بتوان نه در اينجا و اکنون بلکه در جايي ديگر و در زماني ديگر يافت.








