خشم از درد و ترس منشأ می گیرد
ساعت 9:15 شب تازه به اتاق خواب رفته بودم، ساعتم را برای فردا صبح کوک کردم. وقتی حمله ی شدید آسم به سراغم آمد روی تخت نشسته بودم. عقب روی تخت افتادم و سعی کردم پدرو مادرم را صدا بزنم
ساعت 9:15 شب تازه به اتاق خواب رفته بودم، ساعتم را برای فردا صبح کوک کردم. وقتی حمله ی شدید آسم به سراغم آمد روی تخت نشسته بودم. عقب روی تخت افتادم و سعی کردم پدرو مادرم را صدا بزنم
از زمان اولین ارسال انسان به فضا،که توسط روس ها انجام شد، بالاخره پای انسان به این محیط پر رمز و راز باز شد و از آن زمان صدها فضانورد در طی ماموریت های مختلف
در اتاق جراحی بودم که مشکلی پیش آمد و بیرون از بدنم پرت شدم. نوری درخشان را ملاقات کردم. آن نور عشقی بی قید و شرط به من داشت و گفت که باید برگردم، چون سه بچه دارم که باید بزرگشان کنم.
دکتر استیون گیرر فیزیکدان و مدیر پروژه افشا در مورد فرازمینی ها و یوفوها در تازه ترین مصاحبه اش با سایت uninterview.com ادع نموده است
وقتی 8 ساله بودم، پدر و مادرم تصمیم گرفتند چند تست خون روی من انجام بدهند تا ببینند آیا بیمار هستم یا نه. به کلینیکی در نزدیکی خانه مان رفتیم. بعد از آنکه از من خون گرفتند،
چند سال پیش تلسکوپ هابل دروبین هایش را بر روی نقطه کوچکی بمدت چهار ماه نشانه گرفت.این ناحیه از آسمان کاملا تاریک بود
به یاد دارم که سعی می کردم نفس بکشم اما به نظر می رسید سخت ترین کار ممکن است. احساس سنگینی روی سینه ام می کردم. چشم هایم را بستم و ناگهان رها شدم. احساس بی وزنی و امنیت می کردم. دیگر نمی ترسیدم. دوباره بچه شده بودم. از بین رفتن کامل آن سنگینی من را متعجب کرده بود.
پل هیلر در جریان جلسه استماع شهود در برابر کنگره در سال ۲۰۱۲ گفته،با اطمینان به شما می گویم، طبق اطلاعاتی که دارم، ما تنها نیستیم
من این داستان را از دو منظر می نویسم، یکی تجربه ی خودم و یکی هم تجربه ی آلیسیا. در شانزدهم جولای 2001 همراه آرمی، هم اتاقیم، بیرون از شهر فرستاده شدم. او به خاطر عمل سزارین به انسداد روده ای مبتلا شده بود.
در هشتم جولای ۱۹۴۸،در آزتک ،نیومکزیکو ،هشت نفر از کارگران یک چاه نفتی مشغول رفتن به محل کارشان بودند،پس از طی مسافتی، ناگهان یکی از آنها فریاد زد