افسانههای استراتژی؛ شماره ۹: استراتژی باید خارج از سازمان تنظیم شود
تنظیم استراتژی بهعنوان یکی از پیچیدهترین فعالیتهای سازمانی، باید در محیط داخلی کسبوکار و با حضور همهی کارمندان انجام شود.
تنظیم استراتژی بهعنوان یکی از پیچیدهترین فعالیتهای سازمانی، باید در محیط داخلی کسبوکار و با حضور همهی کارمندان انجام شود.
سازمانها نباید در طراحی استراتژی خود، صرفا به جمعآوری و تحلیل داده اکتفا کنند و فرایندهای اجتماعی و چهارچوبهای هنجاری و ترجیحی را نادیده بگیرند.
مشاوران کسبوکار مدعی هستند بهدلیل تجربهای که از همکاری با شرکتهای متعدد بهدست آوردهاند، متخصصترین افراد درزمینهی
مدیران ارشد و مقامات بالارده، هرگز بهتنهایی نمیتوانند همهی مسائل پیچیدهی سازمانی را درک کنند و لزوماً هوشمندانهتر از سایر افراد هم عمل نمیکنند.
ما نمیتوانیم استراتژی خوب و کارآمد را با بهرهگیری از چند نظریهی ساده توسعه دهیم یا از استراتژی بهعنوان عنصر الهامبخش مردم استفاده کنیم.
آیا استراتژی، یک خطمشی کلی و انتزاعی است که بدون توجه به جزئیات، مسیر همهی بخشهای سازمان را تعیین میکند؟
اگر فکر میکنید که برای تنظیم استراتژی، ابتدا باید هدفی را مشخص کنید و سپس راه رسیدن به هدف را بیابید، با سومین افسانهی استراتژی مواجهید.
استراتژی برخلاف برنامهریزی، به گمانهزنی و پیشبینی آینده و انتظارات متکی نیست؛ بههمیندلیل، مسیر حرکت سازمان را بهتر مشخص میکند.
نگرانی و اضطراب به شیوههای مختلفی واکنشهای ما را جهتدهی میکنند. چگونه میتوانیم بهجای این واکنشهای غریزی، با پاسخهای منطقی پیش برویم؟
دنیای آینده بهطور حتم از خودکارسازی و اتوماسیون استقبال میکند و در چنین وضعیتی، فرصت کار تنها برای افراد با مهارت فراهم خواهد بود.