سی هزار خدای پیش از یهوه- بخش دوم

 مطلب دنباله دار زیر ترجمه بحثی است از مایکل تساریون با مجری گری دیوید وایتهد که در کانال یوتیوب زیر قابل دسترسی است. ترجمه با کمی خلاصه سازی انجام شده و به دلیل تبدیل فایل صوتی اولیه که در قالب گفتگو بوده به متن نوشتاری, با اندکی ویرایش اجتناب ناپذیر تقدیم خوانندگان اینفو می شود.

دیوید وایتهد- کسانی که ضربه روحی شدیدی خورده اند یا شوک شدیدی دیده اند, مثلاً سربازانی که از جنگ برمی گردند یا کودکانی که قربانی تجاوز یا خشونت جنسی واقع شده اند, از دیدگاه روان شناسی رفتاری از خود بروز می دهند که پوشش گذاشتن بر ضربه روحی تلقی میشود. برای مثال کسی که مورد تجاوز جنسی محارم خود قرار گرفته در عالمی رویایی و خیالی برای خودش چنین تصور میکند که یک بیگانه خاکستری او را ربوده است, یا مثلاً چنین تصور و خیالپردازی میکنند که با شیطان مواجه شده اند. چنین مواردی البته وجود دارند, اما اگر به کارهای کسانی مانند جان مَک نگاه کنیم, متوجه می شویم که شاید نزدیک به نود درصد از مواردی که مورد مطالعه قرار گرفته اند مصداق همین پوشش گذاشتن بر ضربه و شوک روحی از طریق خیالپردازی است, اما توضیحی برای ده درصد باقیمانده وجود ندارد. و این آمار محدود به دوران امروزین است. اگر به نوشته های قدیمی و باستانی سراسر جهان نگاه کنیم, که چنان که جک برینجر گفته است در سی هزار تای آنها تا امروز دوام آورده اند, صحبت از بیگانگانی است که به زمین آمدند و بر فرهنگ و پیشرفت مردم زمین تاثیر گذاشتند.

show_JOHNMACK

بعضی از کسانی که مذهبی هستند ترجیح میدهند این پدیده ها را تجربیاتی معنوی در واقعیتی غیر مادی بدانند. شاید چنان که برخی متون باستانی میگویند, ما از دیدگاه این موجودات گلّه و مایملک آنها بوده ایم.

مایکل تساریون- در سِفر پیدایش دو صدا شنیده میشوند. در واقع دو مکتب و روش در این کتاب دیده میشود. یک مکتب از خدا با اسم الوهیم نام می برد. مکتب دوم که از نظر زمانی بعداً پدیدار میشود از خدا, خدای بنی اسرائیل, یهوه نام میبرد. چرا آنچه در کتاب اول آمده در کتاب دوم تغییر پیدا کرده است؟ سوالی که به ذهن میرسد این است که چرا نویسندگانی که این کتاب را در سال ۶۰۰ پیش از میلاد و پس از آن گرد آورده اند نتوانسته اند کتابی بی ایراد و اشکال بنویسند؟ ناگهان با دو مکتب روبرو میشویم که از یک خدا با دو نام اسم میبرند, یا اینکه به طور کلی از دو خدای مجزا حرف میزنند.

دیوید وایتهد- هر کس که در اینباره بررسی کرده باشد میداند که الوهیم واژه ای است که برای نام بردن از خدایان چندگانه استفاده شده است, و یهوه نامی است که برای خدایی یگانه استفاده شده است که با فرقه آتون پرستی ارتباط دارد.

مایکل تساریون- چندگانه بودند خدایان در مطالب مرتبط با ایلومیناتی مونث نیز مطرح شده است. گستردگی و سطح فریبی که هزاران سال در کار بوده از تصور خارج است. باید تلاش و بررسی فراوان کرد. درست مانند قطعه ای موسیقی که قبلاً تنها شنیده ایم اما اکنون میخواهیم همان قطعه را بنوازیم. سطح درکی که در حالت دوم از این قطعه داریم کاملاً متفاوت با سطح درک حالت اول است. من مخالف روشها و برخوردهای افراطی در مسیحیت, اسلام و یهودیت هستم؛ روش پاپ یا روحانیون کلاه یا عمامه به سری که میگویند تنها همین برداشت درست است و سایر توضیحات نادرست هستند.

فعلاً اجازه دهید بپذیریم که الوهیم اولین توصیف از خدا است, نامی برای خدایان چندگانه. این توصیف بعداً پس گرفته میشود. خدایی که تا این حد اهمیت دارد و تمام تاریخ را شکل داده است, آنچه یهودی-مسیحی میخوانیم را شکل داده است, چرا بعداً پس گرفته می شود؟ یک پنهانکاری در کار است. رقابتی بین دو خدا در میگیرد. یا به عبارتی, رقابتی بین دو مکتب با تعاریف مختلف از خدا. خصومتی بین دو مکتب وجود دارد که بعداً تلاش میشود با ادغام تضادها و تفاوتها و در هم آمیختن آنها برطرف شود. الوهیم مفهومی است در برگیرنده خدایان متعدد, و آماده شوکه شدن شوید: در میان این خدایان, تعدادی هم مونث هستند, الهه هستند. کسانی که در شبستان های کلیساها و کاتدرال ها راه رفته اند و به پرستش و ستایش پرداخته اند هیچ اطلاعی از منشاء مریم مقدس ندارند. کلمه یهوه نیز به خدایان مونث ارجاع دارد, الهه های آریایی.

در دوران باستان مردم به خدایان شان به چشم موجودات نامیرا و ماورالطبیعی نگاه نمی کردند. خدایان همیشه دارای موجودیتی مادی بودند, میرا بودند و میان مردم راه میرفتند و زندگی میکردند و کارهای بشری انجام میدادند. ایسیس, را, ست, زئوس, ژوپیتر, هرا, آفردویت, آپولو, دیونیسوس, موسی: خدا-مردان, مردان قهرمان.

در سِفر آفرینش میخوانیم: «آدم و همسرش حوا هنگامی که صدای خدایشان را شنیدند که در خنکای روز میان باغ قدم میزد, خود را میان درختان باغ از خدایشان پنهان کردند.» درختانی وجود دارند و خدایی قابل لمس که میان آنها راه میرود. توصیفات مشابهی در سفر خروج و در کتاب ایوب هم قابل مشاهده است: خدایانی که راه میروند, حرف میزنند, پیپ می کشند. تمام این توصیفات مادی و مرتبط با بدنی با موجودیت فیزیکی هستند. در سِفر تثنیه آمده: «من موسی, خدای شما هستم.» و «هیچ خدای دیگری وجود ندارد جز من.» در سفر خروج یهوه به موسی میگوید من تو را خدای فرعون قرار داده ام.

 


 

مطالعه سایر بخش های این نوشته

سی هزار خدای پیش از یهوه- بخش اول

سی هزار خدای پیش از یهوه- بخش دوم

سی هزار خدای پیش از یهوه- بخش سوم

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*