مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش چهارم

ایلومینانی مونث

مایکل تساریون

همچنان که به مطالعه ادامه میدهید در می یابید که دروغهای بسیاری درباره انسان و ریشه هایش به شما گفته اند. گروه ادم وایزهاپت به اشتباه ضد سلطنت معرفی شده است. این ادعا کاملاً غلط است. ادم وایزهاپت از حمایت افراد بسیاری که متعلق به خاندان های اشرافی و سلطنتی بودند برخوردار بود, از جمله بارون وون کنیگ, و از او هم مهمتر, چارلز دی لورین, کاپت, و سایر سلسله های قدرتمند اروپایی. اعضای این خانواده های سلطنتی جزو افراد رده بالای انجمن های سرّی قدرتمندشان بودند, انجمنهایی مانند رزکراسی ها, مشاهده محض, و آیین اسکاتلندی*. بعضی منابع معتقدند این چارلز دی لورین بود که تحت نام مستعار کالمر اسرار را بر وایزهاپت فاش کرد و به او ماموریت داد ایلومیناتی را پایه گذاری کند. تبار چارلزکه بسیار زیرک بود با افراد عادی فرق داشت. او خون آبی اشرافیت در رگ داشت. بنابراین ادعای دشمنی ایلومیناتی با اشرافیت مضحک است. تنها اشرافیانی که ایلومیناتی با آنها دشمنی داشت کسانی بودند که تحت کنترل ایلومیناتی درنیامده بودند و عضو انجمنهای اخوت آنها نشده بودند. جالب است که بالاترین درجه قابل دستیابی در ایلومیناتی عنوان رکس** به معنای شاه را داشت. عنوانی که برای فردی بلند مرتبه از گروهی سرّی و ضد سلطنت مناسب نیست. این عنوان تنها در صورتی معقول به نظر میرسد که بر اساس سنت معبدی ها اطلاق شده باشد, سنتی که بر اساس آن «شاه» لوسیفر است, خدای نور.

«کسانی که ارزش امری بهتر را ندارند شوالیه اسکاتلندی باقی می مانند. اما اگر توانایی قابل توجهی در هماهنگ سازی, مشاهده, یا فعالیت کاری داشته باشند راهب میشوند…اگر در میان این راهبان کسی با سطح هوشی بالا وجود داشته باشد مُغ میشود. این افراد سیستم بلندمرتبه تر فلسفی را گرد آوری و تنظیم میکنند و بر روی تدوین دینی کار میکنند که انجمن بعداً به مردم دنیا ارائه خواهد کرد. اگر این نوابغ توانایی اداره کردن دنیا را داشته باشند نیز تبدیل به کارگزار میشوند.» ادام وایزهاپت

بله, کلام خود وایزهاپت نشان میدهد که موضوع اصلی اداره جهان است و نه کمک کردن به جهان. ایلومیناتی معبدی صرفاً از روی فریبکاری مصلحتی موضع ضد سلطنتی به خود گرفت. این تظاهر اهداف آنها را به پیش میبرد. انجمن های اینچنینی همچون آفتاب پرست رنگ عوض میکنند. آنها دشمنان خود را می شناسند و میدانند چگونه باید آنها را براندازند. میدانند چکونه اغوا کنند و شامل مرحمت دیگران شوند. میدانند چگونه گروه های رقیب ساختگی ایجاد کنند تا از اقدام رقبای حقیقی علیه خود پیشگیری کنند. این تاکتیک به آنها قدرت میدهد هر آنچه میخواهند بشوند. پروپاگاندایی که در قرن هجدهم به راه انداختند موذیانه با این هدف طراحی شده بود که مردان جوان و سرکش و دارای ثروت و هوش را از سراسر جهان جذب کنند. یک انجمن سرّی طبیعتاً نمیخواهد مملو از اعضای ابله باشد. نظر آنها این بود که چنین کسانی را جذب انجمن کنند تا به این ترتیب از تشکیل یا پیوستن آنها به جنبشهای حقیقی مخالف که در حال ریشه دواندن در سراسر خاور میانه و اروپا بودند جلوگیری شود. به منظور اغوای فرزندان جوان, آرمانخواه و آزادی طلب خانواده های اشرافی و سلطنتی موذیانه خود را دارای عقاید سیاسی مترقی و خواستار آزادی اخلاقی نشان دادند. اعضای جدید به طرزی اجتناب ناپذیر زیر سلطه عروسک گردانان خود قرار گرفتند. اعضایی که دچار تردید بودند با موفقیت مورد تلقین افکار قرار گرفتند, و اعضای تندرو و بسیار شکاک که حدس میزدند گمراه شده اند با ترور شغلی یا حذف فیزیکی از میان برداشته شدند. پس از نسلها برنامه ریزی ماکیاولیایی, کارگزاران ایلومیناتی با هدف تغییر مسیر وقایع دنیا در راستای اهداف خود, در هر سازمان و موسسه دینی, سیاسی و تجاری نفوذ پیدا کردند. تنها در دوران اخیر است که مردم پی به این دسیسه ها برده اند و هنوز تا به زیر کشیدن این اربابان جرم و معماران کنترل که تشنه به خون هستند راهی طولانی پیش رو داریم.

یکی از بزرگترین دروغهایی که درباره ژزوئیت ها گفته شده این است که به طرز انکار ناپذیری لیبرال هستند. این ادعا به هیچ وجه صحت ندارد. ژزوئیتها در قرن بیستم رویه ای لیبرال بر چهره کشیدند تا مردم دوران مدرن را فریب دهند. مطالعه تاریخ سرشار از فرومایگی آنها نشان میدهد تا چه حد زیر پوشش سطحی شان فوق محافظه کار و به شدت طرفدار نظام پادشاهی هستند. یکی از دلایل پوشیدن این نقاب این بوده که دولتهای اروپا و آمریکا را به سمت ایجاد سازمانهایی چند ملیتی مانند سازمان ملل بکشند, کاری که بدون وانمود کردن به انسان دوستی و خوش قلبی ممکن نمیشد.

 در هر صورت علی رغم ارتباط بین ژزوئیت ها و معبدی ها, نباید چنین پنداشت که انجمن فریبکار ایلومیناتی در سالهای سده ۱۷۰۰ تاسیس شد. همچنین نباید پذیرفت که ماسونری در قرنهای هفدهم و هجدهم پدید آمد. چنان که قبلاً نیز گفته شد قدمت الومبرادوس به قرن پانزدهم میرسد و انجمنهای دیگری نیز هستند که سابقه ای قدیمی تر دارند, انجمنهایی مانند معبدی ها, میزبانان, و رزکراسی ها. کلیساها و بناهای یادبودی هستند در فرانسه که قدمتشان به قرن پنجم میرسد و نشانهای ماسونی دارند. محققین نشانهای ماسونی را در آثار هنری و معماری مصر باستان یافته اند. فرعونهای اولیه و فنیقی ها پیشبندهای ماسونی میپوشیدند. صلیبهای به سبک معبدی ها را میتوان در لباسهای شاهان سومر و بابل دید. به علاوه, بسیاری از نویسندگان برجسته ماسونی به باستانی بودن انجمن خود اشاره کرده اند. و از همه مهمتر, سمبلیسم به کار رفته توسط این انجمنها که دارای معانی چندگانه است, تابوت, مثلث, هرم, پنج ضلعی, مثلث شش پر, ستونهای دوگانه, کفپوش شطرنجی, پرگار, حرف انگلیسی جی, و غیره, بدون هیچ شکی باستانی هستند. این سمبلیسم منحصر به فرد اسراری را پنهان می دارد که باید آشکار و درک شود, اسراری که به مصر باستان و پیش از آن میرسد.

«اسمیت در فصل مربوط به باستانی بودن ماسونری در بریتانیا میگوید «علی رغم ابهامی که تاریخ ماسونری در این کشور را در خود پوشیده, چندین امر به اثبات اینکه فراماسونری در حدود ۱۰۳۰ سال پیش از مسیح به انگلستان وارد شد وجود دارد.» توماس پین- منشأ فراماسونری

«وجود فراماسونری در سالهای سده ۱۳۰۰ در اسنادی که هنوز در دسترس قرار دارد قابل مشاهده است. این مدارک شامل اسناد رگیوس و کوک میشود.» سنفورد هولست – سوگند رازداری

«سمبلهای فراماسونری بازتابی از میراث کهن آن است و سابقه اش به دوران باستان میرسد.» همان منبع

«هر کس که با دقت به این موضوع نگریسته باید ابتدا به این نتیجه رسیده باشد که نه تنها شوالیه های معبد در قالبهای مختلف به طور قطع پس از سال ۱۳۰۷ دوام آوردند, بلکه فراماسونری در قالبهای مختلفش به طرزی چشمگیر به پیش از قرن هجدهم میرسد.» باتلر و دافو- افشای شوالیه های معبد

درک اینکه ایلومیناتی یک پدیده مطلقاً غربی نیست اهمیت دارد. برخی محققین معتقدند معبدی ها به شدت تحت تاثیر انجمنهای سرّی خاور میانه ای و شرقی و سنتهایشان قرار داشتند, تا حدی که به میل خود و احتمالاً به طور پنهانی از مسیحیت تغییر دین دادند. بنا به برخی منابع به همین دلیل است که انجمن والد آنها, صومعه صهیون***, در سال ۱۱۸۸ معبدی ها را تکفیر کرد. همچنین به همین دلیل است که معبدی ها در سال ۱۳۱۴ رسماً مورد سرکوب پاپ و شاه فرانسه قرار گرفتند. ترجیح میدهم چنین باور کنم که معبدی ها پس از مصادره خزانه شان و دستگیری و شکنجه رهبرانشان مرتد شدند.

این تصویر توسط اینفو اضافه شده و در متن اصلی وجود ندارد

ایلومیناتی مشرق زمین شامل انجمنهایی همچون دروزی ها, اسماعیلی ها, پیروان حسن صباح, پیروان شبتای زوی, و شیعیان هفت امامی میشود که خود شاخه هایی از انجمن فوق سرّی ملچیزدک یا لوژ سیاه آتون پرست هستند با سابقه ای که به مصر باستان میرسد. اگرچه پیروان شبتای زوی و هفت امامی ها رسماً توسط افراد آشکارا و پنهان یهودیِ اهل علوم غریبه پشتیبانی مالی میشدند, ریشه های حقیقی آنها به دوران باستان و گائونی ها**** میرسد. گائونی ها که خود آتون پرستانی از مدارج بالا بودند خود را رأس الجالوت یا شاهزادگان نور میخواندند. آنها و بسیاری از کارگزارانشان شجره نامه مردانه ایلومیناتی را تشکیل میدهند.

این تصویر توسط اینفو اضافه شده و در متن اصلی وجود ندارد

حرف انگلیسی جی که بر روی نشانهای ماسونی (و نشان چندین کمپانی بزرگ) دیده میشود نه تنها نمایانگر این کادر مردسالارانه مجلل است, بلکه نشانی است از یک گروه برگزیده که در خدمتش هستند, گروهی که من خواهری مار یا خواهری اژدها می نامم, یا به عبارتی, ایلومیناتی مونث. نوری که دور حرف جی تصویر میشود نشان نور خورشید نیست, بلکه سمبل نور زهره (ونوس) است که برای این انجمن خواهری تقدس دارد و در حلقه های علوم غریبه به نام شکینه (سکینه) نامیده میشود.

*Scottish Rite

**REX

***Priory of Sion

گائونی ها: در دوران پس از اسلام، حوزه های سورا و پامبدیتا همچنان مراکز اصلی سیاسی و دینی یهودیان به شمار می رفت و «گائون ها» (روسای حوزه های فوق) رهبری دینی یهودیان را به دست داشتند.
ریاست حوزه های سورا و پامبدیتا در شش یا هفت خاندان موروثی بود. برخی از اینان خود را از «خاندان داوودی» می خواندند. برای نمونه، خاندان شریرا، که از مقتدرترین خاندان های حاخامی این عصر بود، تبار خود را به داوود می رسانید. «گائون» ها مفسرین و مدرسین تلمود بودند، مقامات عالی قضایی یهود به شمار می رفتند و در اجتماعات خود به پرسش های ارسالی یهودیان از سراسر جهان پاسخ می دادند. حاخام های بزرگ دوره «گائونی»، که تا سده یازدهم میلادی امتداد دارد، عبارتند از: یهودایی ، عمرام ، سعدیه ، شریرا ، شموئیل بن حفنی  و حی . در این دوران «شورای سنهدرین» نیز همچنان حضور داشت.


پیشنهاد می گردد سایر بخش های این مقاله را نیز مطالعه فرمایید 

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش اول

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش دوم

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش سوم

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش چهارم

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش پنجم

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*