مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش پنجم, پایانی

باید اعتباری خاص و سرّی در در ماسونری و انجمن های وابسته به آن وجود داشته باشد که افراد صاحب هوش و دارای جایگاه عالی را علاقمند به عضویت و فعالیت در این انجمن ها میکند. گائونی ها از اعضای برجسته فریسیان* و صدوقیان** تشکیل شده بودند که پس از تخریب اورشلیم در سال ۷۰ میلادی تبدیل به گروهی زیرزمینی شدند. پیش از آن نیز این نخبگان عضو انجمن مصری ملچیزدک (اخناتون) بودند که مریدان و ماموران بسیاری در فلسطین, سرزمین های کوهستانی جنوب آن, و روم داشت. اگرچه یهودیان دیندار و سنتی یهوه, خدای مذکر را پرستش میکنند, در رده های بالاتر یهودیت الهه آشرا (ونوس) را میپرستند که به نام شکینه (سکینه-مترجم) نیز معروف است. به پیشبند جرج واشینگتن که از جنس پوست بره است دقت کنید. پیشبند سمبلی زنانه است که در ابتدا پوشش دختران تازه-بالغ نیمه-عریان در این انجمن مصری بود و به منظور پوشاندن شرمگاه شان در هنگام قاعدگی ماهیانه استفاده میشد. ماسونها این پیشبند را برای مونث سازی سمبلیک خود میپوشند تا به شکلی سمبلیک یا حتی شاید واقعی, بدن خود را در اختیار خواجگان اخته شده ای قرار دهند که خدمتگذار این الهه هستند.

 ایلومینانی مونث

تقریباً جای هیچ شکی نیست که وایزهاپت, لویولا, و مردان عجیب و غیرعادی دیگری از همین دست, اختگانی بودن از مردی افتاده که با مهارت بسیار تمایلات حاصل از این اخته شدن را پشت ظاهر نهادهایی مردسالارانه مانند کلیسای کاتولیک و انجمن های سرّی معبدی پنهان میکردند, و این نهادها به نوبه خود پیروان متعصب انجمن خواهری باستانی اژدها بودند. جراحت وارد کردن به آلت جنسی نیز تقلیدی آیینی از زخم برداشتن لوسیفر در هنگام سقوط به اعماق جهان زیرین و محروم شدنش از نیروی مردانگی و اقتدارش است. هلال ماه و شهاب بالای سر جرج واشنگتن نیز قابل توجه هستند.

این یهودیان آتونیست نباید با کسانی که به طور عمومی یهودی خوانده میشوند اشتباه گرفته شوند. یهودیت به عنوان یک دین و صهیونیسم سیاسی تنها دو شاخه روییده شده از این درخت پوسیده و فاسد جادوگران هستند. در واقع مسیحیت که خود یک خدا-نور پرستی فاسد دیگر است توسط همین فرقه خورشید پرست فاوست منش ایجاد شده است. پل قدیس (سنت پاول) که نام دروغین جوزیفوس فلاویوس آرّیوس پیسو است توسط استادان آتون پرست خود که گائونی بودند مامور شد درباره عیسی کتاب بنویسد. دلایل من برای این ادعا در کتابم تحت عنوان ریشه های ایرلندی تمدن آمده است.

شاخه مهم دیگری از گائونی های آتون پرست خود را پشت عنوان کالج کاردینالهای کاتولیک مخفی کرده است. ماموران این گروهِ با پرستیژِ لوسیفری به نوبه خود عملیات سایر انجمن های سرّی فعال در نقاط دیگر جهان را اداره میکنند؛ انجمنهایی مانند شوالیه های مالت, شوالیه ها, میزبانان, اوپوس دئی, شوالیه های کلمبوس, انجمن مسیح, انجمن مقبره, انجمن گل تلخه, انجمن پاتریک مقدس, مردان ایرلندی متحد, انجمن ایرلندی ها و غیره. آنها حتی مخفیانه انجمنهای پروتستان مانند رزکراسی ها, انجمن جان مقدس, لوژ نارنجی, انجمن زیرشاخه شوالیه های معبد*** و غیره را نیز کنترل میکنند.

این نکته را به وضوح میتوان در نشان ها و سمبلهای آنها دید. عمده این سمبل ها نشانهای معبدی هستند. پشت درهای بسته لوژها و برای کسانی که در رده های بالای انجمن ها هستند, تابعیت ها و وفاداری های سیاسی که میان مردم عادی تفرقه ایجاد میکند معنایی ندارد.

اما درباره انجمن گائونی ها چه میدانیم؟ اگر از یهودیان مذهبی عامی بپرسید همان سفسطه هایی که به آنها خورانده شده را در پاسخ تکرار خواهند کرد. خواهند گفت گائونی ها احتمالاً پس از تخریب معبد اورشلیم درسال ۷۰ میلادی از فریسیان و صدوقیان جدا شدند. گاهی میگویند منشأ آنها به زمان انتقال شفاهی اسرار, یا تورات در کوه سینا از موسی به ۷۰ بزرگ اسرائیل میرسد, و گاهی میگویند زمانی گروهشان پایه گذاری شد که بنی اسرائیل از اسارت در بابل آزاد شدند, و یا در دوران سیزدهمین قبیله سرّی لوی ها. این مطلب تا حدودی درست است, تاریخ اجداد لوی ها به زمان اخناتون میرسد (با نام حلقه مخفی ملچزدیک مشهورند), و به اشرافیان قدرتمند هیکسوس که مورخین تمایلی به ارائه نظرات منسجم درباره شان ندارند. دلیل این اکراه عمدتاً این است که میدانند مردم عامی نباید بدانند که اشرافیت هیکسوس (و لوی ها) اصالتاً سیتی بودند و اهل ایرلند, انگلستان و اسکاندیناوی. بله, بسیاری از مطالبی که گفته شده سرنخ های اشتباه و مسیرهای بن بست بوده است. سالهای بسیار و مطالعات طاقت فرسا لازم است تا ورای این داستان پردازی های ماهرانه را که مانند پرده ای از دود است بتوان دید.

در نهایت با ترور شاهان مرووینجیان و شوالیه های معبد که نوادگان آتون پرستان هیکسوس بودند, گائونی ها (یا انجمن ملچزدیک) از خفا در آمدند و عنوانی جدید برگزیدند: فراماسون. یکی از معانی این کلمه «برادران خورشید» است. تحت پوشش یهودیت لوژهایی تشکیل شدند تا سنتهای قدیمی گائونی ها را پاسداری کنند, و به «برادران» اجازه دهند در خفا ملاقات کرده و نقشه بریزند. این نکته توضیحی است بر اینکه چرا بسیاری از استعاره ها و رفتارهای آیینی برگرفته از ریشه «یهودی» به نظر میرسند. محققینی که برداشتی عامیانه و روشی سهل انگارانه داشته اند به اشتباه معتقدند که سمبلیسم ماسونری همه ریشه یهودی دارد. منظور نیز همین بوده که چنین به نظر برسد. در حقیقت منشأ سمبلیسم ماسونی در ترکیب بندی هایش و استحاله هایش به دورانی بسیار قدیمی تر از طلیعه یهودیت میرسد. ماسونری چیزی بیشتر از مناسک دروئیدهای فاسد ایرلندی در قالب آتون پرستی مصری نیست, و یهوه یهودی چیزی بیش از آتون, خدای نور نیست.

بر خلاف آنچه ما را به پنداشتنش فریب داده اند ماسونری نهادی نیست که مطلقاً در اختیار مردان باشد. برعکس, انجمن های سرمجموعه و مردانه ماسونری توسط گروهی بسیار قدرتمند و مونث ایجاد شده و کنترل میشود, گروهی مونث که وجودش از ما پنهان نگاه داشته شده است. معتقدم ریشه های این خواهری مار یا اژدهای مونث را میتوان تا مصر باستان و حتی پیش از آن, دوران ماقبل سیل بزرگ و آتلانتیس ردیابی کرد.

این گروه های مخفی درنده خو هستند. هنگامی که حقایق را درباره ذات شیطانی واقعی آنها دریابیم میتوان با آنها رویارو شد و از بین بردشان. این درندگان درباره ما اطلاعات بسیاری دارند و به همین دلیل است که تا کنون برنده این بازی بزرگ بوده اند. جنگ علیه خودآگاهی ما هزاران سال ادامه داشته است, بر ما است که به این جنگ پایان دهیم.

پایان

*فرقه فریسیان

به معناى جدا شوندگان، در عصر مکابیان پیدا شدند. این فرقه که بخش بزرگى از کاهنان یهود آن را پدید آوردند، در برابر یونانى زدگى ایستادگى کردند و نسبت به اجراى بى چون و چراى شریعت موسى اصرار ورزیدند. این فرقه به معاد و روز قیامت اعتقاد داشتند و راه نجات مردم جهان را عمل به تورات و کلیه دستورات دین یهود مى دانستند. آنان گروه یا فرقه سنت گراى یهود بودند که به اصول و فروع مکتوب و منقول موسى و پیامبران بنى اسرائیل سخت اعتقاد داشتند. نفوذ این فرقه مذهبى یهود تا سال ۱۳۵ میلادى ادامه داشت. روحانیون این فرقه سخت تلاش ‍ داشتند تا یهودیان را از گرایش به عقاید فلسفى بیگانه برحذر دارند. آنان هر گونه تفسیر و تغییر در احکام مذهبى را نمى پذیرفتند.

**فرقه صدوقیان
منسوب به یکى از روحانیون یهود به نام صدوق. این فرقه را روشنفکران و یونانى گرایان تشکیل مى دادند. آنان منکر معاد و مخالف احکام و اصول و فروع غیر علمى – عقلى دین یهود بودند. این فرقه تنها به نبوت مویس باور داشت و انبیاء و کتب دیگر غیر از تورات را قبول نداشت. از تورات فقط اسفار پنجگانه را قبول داشتند. این فرقه به بقاى روح و جهان آخرت باور نداشت. و همین جهان را دار ثواب و عقاب مى دانستند.

***the Knights of Malta, Knights Hospitaller, Opus Dei, Knights of Columbus, Order of Christ, Order of the Holy Sepulchre, Order of the Thistle, Order of St. Patrick, United Irishmen, Ancient Order of Hibernians- the Rosicrucians, Order of St. John, Orange Lodge, Black Perceptory

 


پیشنهاد می گردد سایر بخش های این مقاله را نیز مطالعه فرمایید 

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش اول

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش دوم

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش سوم

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش چهارم

مختصری در باب ایلومیناتی مونث و سایر انجمن های سرّی- بخش پنجم

 

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*