تاریخچه خون آشام ها و پنج خون آشام واقعی

افسانه خون آشام‌ها ریشه در سال‌های بسیار دور دارد، ‌می‌گویند این داستان بر می‌گردد به قرن پانزدهم میلادی و اروپای شرقی

چیزی که مادرهای اسلاو، زمانی با آن بچه‌هایشان را می‌ترسانند، بعد از گذشتن از صافی قرن‌ها به موجودی ترسناک و وهم انگیز تبدیل شده است که کمتر نویسنده یا سینماگری می‌تواند از خیرش بگذرد.

لغت ومپایر (vampire) در اصل یک لغت صرب است، با تلفظ ویپیر. در زبان صرب‌ها، وم یعنی دندان و پیر یعنی نوشیدن ومپیر یا برگردان انگلیسی‌اش ومپایر یعنی کسی که با دندان می‌نوشد (واژه دمفیر،‌ Dhampir، که در سینما به عنوان بچه خون آشامبه کار می‌رود هم یک لغت آلبانیایی است؛‌ دقیقا با همین ترکیب و همین معنی) حالا «موجودی که با دندان می‌نوشد» چه جور موجودی بوده؟ جوابش برمی‌گردد به افسانه‌های اسلاو که به روایت دایره‌المعارف بریتانیکا،‌ به موجودی خونخوار گفته می‌شود. همین تصور دیگری از این که این موجود، چه جور ماهیتی دارد؟ انسان است یا موجودی دیگر؟ در همین جهان زندگی می‌کند یا از جهان دیگر می‌آید؟ چه شکلی است؟ خون را می‌خورد برای چه منظوری؟ … جواب سوالاتی از این دست را نمی‌دانیم. حتی مهم هم نیست که بدانیم.

چیزی که مهم است بدانیم، ظهور یک فرمانروای سنگدل در رومانی در قرن پانزدهم (ولاد سوم، معروف به «ولاد به میخ کشنده»)، یک کنتس پولدار دیوانه در مجارستان در قرن شانزدهم (الیزابت بتوری) و دو قاتل زنجیره ای در صربستان در  قرن هجدهم (پیتر پلگوویتز و پل آرنولد) بود که هر کدامشان در زمان خود به عنوان یک خونخوار یا همان ومپایر شهرتی به هم زدند و هر کدام به چهره امروزی خون آشام،‌ چیزی اضافه کردند. مثلا ولاد سوم، چون بیماری پرفوریا (حساسیت به نور) داشت و کم از قصرش بیرون می‌آمد، افسانه نورترسی خون آشام‌ها را ساخت. الیزابت بتوری که رعایاش را به قصرش می‌برد و آن‌ها را سلاخی می‌کرد،‌ اختلالات روانی را به افسانه خون آشام‌ها اضافه کرد. در مورد آن دو قاتل زنجیره ای هم که در ابتدای قرن هجدهم در صربستان اعدام شدند، چون بعد از مرگشان قتل‌ها متوقف نشد، این عقیده خرافی شکل گرفت که آن‌ها از آن دنیا برگشته اند.

دهه‌های ۱۷۲۰ و ۱۷۳۰،‌ دهه‌هایی بود که در صربستان به «عصر ترس از خون آشام» معروف شده. «لولو» حالا نمونه‌های عینی و بیرونی هم پیدا کرده بود. نمونه‌هایی که از نور می‌ترسیدند، اختلالات روانی داشتند و بعد از کشته شدن هم دوباره به این دنیا بر می‌گشتند و وقتی که بر می‌گشتند، چون دیگر جان نداشتند مجبور بودند برای جست وجوی ماده حیات، از خون دیگران تغذیه کنند.

اما هنوز چیزی کم بود. یک افسانه محلی،‌ هر چقدر هم که ترسناک باشد، برای جهانی شدن نیاز به دستان جادویی یک نویسنده دارد. شاعران آلمانی، اولین کسانی بودند که پیشقدم شدند. اولین اثر ادبی با موضوع خون آشام سال ۱۷۴۸ سروده شد، بعد هم شاعران دیگر آن قدر روی سوژه کار کردند تا گوته معروف از راه رسید و در سال ۱۷۹۷ «عروس کورینث» را سرود که داستان زن جوانی بود که از گور بر می‌گشت تا نامزدش را ببیند و بعد که متوجه اعمال خدا ناپسندانه او می‌شد،‌ دیوانه می‌شد و به سرش می‌زد و تبدیل به خون آشام می‌شد.

توی این دسته از اشعار، ماجرا بیشتر حول محور دوگانه مسیحیت/ بی‌ایمانی می‌گردد که معلوم است واکنشی بوده به رواج دین‌های جدید در مسیحیت و تنبیه و تحذیری که کلیسا نسبت به «این بدعت‌گزارها» می‌داده. در واقع، در این اشعار آلمانی،‌ خون آشام نماینده ای است از جامعه بی‌دین‌ها که باید با کمک دعا و کلیسا بر او غلبه کرد.

ورود خون آشام‌ها به ادبیات انگلیسی، کار لرد بایرون شاعر بود. در سفرهای متعددش به شرق اروپا،‌ با مفهوم خون آشام آشنا شد و در شعری درسال ۱۸۱۳ از لغت خون آشام استفاده کرد. اولین کسی هم که داستانی درباره خون آشام‌ها نوشت، دوست صمیمی و پزشک مخصوص بایرون، جان ویلیام پولیدوری بود که در سال ۱۸۱۹ رمانی با عنوان «خون آشام» نوشت و در آن خون آشامی به اسم «لرد ورتون» را معرفی کرد که به گفته خودش از روی لرد بایرون شخصیتش را ساخته بود (کلا بایرون به گردن ادبیات ترسناک حق بزرگی دارد. او علاوه بر معرفی خون آشام‌ها، با دست انداختن مداوم ماری شلی، محرک او در نگارش«فرانکشتاین» هم بود.)

ایده موجود شر نامیرایی مثل خون آشام، آن قدر برای ادیبان انگلیسی قرن نوزدهم جذاب بود که خیلی زود داستان‌های متعددی درباره خون آشام‌ها نوشتند و در واقع ژانر را ارتقا دادند. تا جایی که در «بلندی‌های بادگیر» امیلی برونته (۱۸۴۷) هم که مربوط به ژانری کاملا متفوت است،‌ می‌بینیم که شخصیت اصلی داستان (‌هیثکلیف) به خدمتکار خانه اش مشکوک است که آیا او خون آشام است یا نه؟ (آیا ظهور پدیده جدیدی به اسم استعمار و امپراتوری‌های وسیع ماورایی بحار که در آن زمان ابدی و شکست ناپذیر می‌آمد، در این توجه به ادبیات ترسناک و موجودات شروری مثل خون آشام نقش نداشته؟)

در این سال‌ها،‌ هر کدام از ادیبان انگلیسی چیزی به اسطوره خون آشام اضافه یا کم کردند، تا این که ظهور یک نویسنده ایرلندی به نام برام استوکرو کتابی که او با عنوان «دارکولا» نوشت (۱۸۹۷) به یکباره ژانر را  تکان داد و تصویر دراکولا را به عنوان نمادی ابدی از یک خون آشام کلاسیک در ذهن‌ها ماندگار کرد. دراکولای برام استوکر،‌ نه تنها موجودی دیوانه و خشن نبود بلکه بسیار هم مودب و مبادی آداب بود. کتابخانه ای بزرگ داشت و مدام بر از دست دادن دوستانش در طی قرون متمادی افسوس می‌خورد. در عین حال هم مکار و حقه باز هم بود و قربانیانش را با روش‌های مختلف به دام می‌انداخت.

چیزی نگذشت که دراکولاترسی، در سرتاسر انگلستان و بعد هم اروپا و آمریکا همه گیر شد؛ طوری که در نخستین سال‌های اختراع سینما،‌ در سال ۱۹۰۹ اولین فیلم درباره دراکولا ساخته شد و دراکولا موجودیت سینمایی هم پیدا کرد. حالا دیگر افسانه کامل شده بود؛ افسانه خون آشام.

اما آیا خونخوارهای واقعی دنیا هم خون آشام بودند؟

با ظهور مشارکت های عالی ادبی چون مجموعه گرگ و میش و خاطرات خون آشام ها در فرهنگ عامّه کنونی، این طور به نظر می‌رسد که وسواسی جهانی و فراگیر را در این رابطه با خود به همراه آورده است. نتایج مثبت به دست آمده از خون آشما های نسل جدید سبب شد تا نگاهی به مبنای تاریخی این موجودات افسانه ای داشته باشیم و تاریخ را در این رابطه ورق بزنیم.

داستان خون آشام ها در قصه های فولکلور و افسانه ها از صدها سال پیش وجود داشته است. و به طور مداوم پیروان قبیله ای شوریده را با خود همراه می‌کند (اگرچه آنها پیشتر با میخ تجهیز شده و مصلوب می‌گشتند، به جای آنکه بر روی تی شرت ها نقش ببندند و طرفدارانی نیز داشته باشند). جالب توجه است که هرچند شخصیت های تاریخی که در ادامه معرفی می‌شوند، بر مبنای حقوق خود شخصیت هایی بسیار جذّاب و فوق العاده می‌باشند. با این وجود، هر زمان که فردی تصور می‌شد که جان داده است، به طور روانی عمل کرده و رفتار می‌کرد، یا فقط دیوانه تلقّی می‌شد، به آنها افتخار خون آشام شدن را می‌دادند.

خون آشام ها چگونه نابود می شوند :

با اینکه تاریخ گواه است که خون اشام ها موجوداتی تخیلی هستند اما در قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی ترس از این موجودات به شدت فراگیر شده بود و در پی آن بودند افرادی که با ایجاد وسایل مرگبار و سم های عجیب و غریب سعی در کشتن این موجودات داشتند . سوال اینجاست آیا بالاخره خون اشامی دیده شد که توسط این ابزار آلات خطرناک کشته شوند یا خیر

۵ خون آشامی که واقعا وچود داشته اند

  1. ایمپالر، ویلاد سوم (نوامبر ۱۴۳۱- دسامبر ۱۴۷۶)

با رجوع به تاریخ خون آشام ها، ویلاد الهام بخش دراکولای برام استوکر بوده است (هرچند او شباهت کمی‌ به شرّیرهای گوتیک دارد که در رمان ها آمده است؛ جدا از نام خودمانی دراکولا، در واقع، این طور به نظر می‌رسد که استوکر، از طریق داستان های خود، اطلاعات کمی‌ درباره این شخصیت تاریخی داشته است). ویلاد شاهزاده والاچیا بود که در سن یازده سالگی به عنوان گروگان زندانی شد تا وفاداری پدر او به سلطان عثمانی ثابت شود (و اطمینان از این موضوع که والاچیا پول ادای احترام سالانه خود را پرداخت می‌کند). در اینجا بود که تنفر او نسبت به ترک ها شکل گرفت، که سبب شد تا او کشتار دیووانه کننده ای را بعدها در زندگی اش انجام دهد. پس از بازگشت به کشور جنگ زده خود، برای اجرای قانون و حفظ نظم در کشور، او روشی خشن را در پیش گرفت.

ویلاد گاهی اوقات به عنوان همکار برای او می‌نوشت، و گاهی اوقات به خائن ماتیاس کوروینووس؛ برای مثال در سال ۱۴۶۱: من مردان و زنان را کشتم، پیر و جوان … ۲۳۸۸۴ نفر ترک و بلژیکی. بدون آنکه کسانی را که در خانه هایشان زنده در آتش سوختند یا سربازان سرهایشان را از تن جدا نکردند، بشمارم. این نقل قول دوست داشتنی تا حدّ زیادی تفریحات دیگر ویلاد را مدّ نظر قرار می‌دهد، که شامل موارد زیر است: آویختن مردم بر چوب های نوک تیز، میان بدن های آویزان شده و رو به تباهی مردم غذا خوردن، شکنجه ها از تمام نوع ها، و سوزاندن، پوست کندن، برشته کردن، یا پختن مردمی‌ که در مسیر او قرار می‌گرفتند. ویلاد با پشتکاری مثال زدنی، توانست بین ۴۰ تا ۱۰۰ هزار انسان را پیش از مرگ خود در سال ۱۴۷۶، با دست خود به کام مرگ بفرستد.

  1. کنتس الیزابت باسوری دی ایکسید (آگوست ۱۵۶۰- آگوست ۱۶۱۴)

بیشتر اوقات در تاریخ، او را به عنوان یکی از پُرکارترین زنان قاتل سریالی معرفی می‌کنند. الیزابت برچسب خود به عنوان یک خون آشام را با توجه به واقعیتی ادعایی به دست آورد که بر اساس آن، او در وانی پر از خون دختران باکره، حمام می‌کرد تا جوانی خود را حفظ نماید. بنابراین دو نام خودمانی به دست آورد: “کنتس خون”، و “بانوی خونین کاستیک”.

اگرچه در جزئیات قتل های سادیسمی‌ او جای شک و تردید وجود دارد، امّا نمی‌توان حقایق موجود در این رابطه را کتمان نماید. هنگامی‌ که همسر کنتس در جنگ بود، او غالب اوقات را تنها سپری می‌کرد. و با ابزار خود سرگرم بود و سبب شد تا او شروع به شکنجه زنان جوانی کند که در اطراف او قرار داشتند.

او با وعده و وعید زنان را به داخل می‌کشاند، قول شغل را به زنان دهقانان می‌داد و روش آداب و رسوم را به کسانی که از طبقات پایین جامعه بودند، یادآوری می‌کرد. او مجموعه ای از قوانین غیر ممکن را برای آنها ایجاد کرده بود که پیروی از آنها امکان پذیر نبود؛ و هنگامی‌که آنها (به طور حتم) در اجرای این قوانین شکست می‌خوردند، آنها را با روش های جدید و جالب توجهی مجازات می‌نمود. از جمله این مجازات ها – محدود به این موارد نیست- می‌توان به موردهای زیر اشاره کرد: ضرب و شتم شدید، سوزاندن/ یا قطع کردن دست ها، صورت، یا اندام تناسلی، خوردن گوشت زنان، گاز گرفتن صورت ها یا دست ها، فرو کردن آنها در آب و فرستادن این زنان به بیرون تا از سرما یخ بزنند، انجام جراحی های آماتورگونه بر روی آنها، گرسنه نگاه داشتن آنها، و سوء استفاده جنسی.

شوهر او، هرچند بیشتر اوقات در خانه نبود، از نبوغ همسر خود احساس رضایت می‌کرد و به او پیشنهادهایی را ارائه می‌کرد تا شیوه های کاری اش خلاقانه تر باشد (برای مثال، پوشاندن بدن دختر با عسل و سپس او را در فضای آزاد رها کند تا حشرات او را نیش باران کنند). در مجموع، بر اساس دست نوشته های او، و انچه که محققان یافته اند، الیزابت پیش از آنکه دستگیر شود، بیش از ۶۵۰ زن را کشته است. ۴ همراه او در محل محاکمه شده و سپس به قتل رسیدند. او تحت بازداشت خانگی قرار گرفت و چهار سال بعد در همان محل از دنیا رفت.

۳ و ۴٫ آرنولد پاول (متوفی ۱۷۲۶) و پیتر پولوگوجوویتز (متوفی ۱۷۲۵)

این دو به طرز مرموزی به یکدیگر شبیه هستند، طوری که احساس می‌کنید، داستانی یکسان در دو روستای مختلف رخ داده است. و هر دو، اوّلین نمونه های مستند از هیستری خون آشامی‌ را به تصویر می‌کشند. آرنولد یک یاغی صربستانی بود، که ادعا می‌شود پس از مرگش، بیش از شانزده نفر را در روستای خود در مدوگونا کشته است. پیتر یک کشاورز صربستانی بود که با کمین کردن، نُه نفر را در روستای خود در کیزولوا به کام مرگ فرستاد.

هر دو کشتار، مانع هجوم ناگهانی بیماری های ۲۴ ساعته به روستاهای مجاور شد، و در نتیجه این طور فرض شد که آنها تبدیل به خون آشام شده و روستائیان را به عنوان شکار و طعمه در نظر گرفته بودند.

هر دو مرد ادعا می‌کردند که پیشتر مورد حمله خون اشام ها قرار گرفته بودند، و پس از چنین حمله ای اقدامات احتیاطی را انجام داده اند- در خون خون آشام حمام کرده اند، و خاک قبر این خون آشام را نیز خوردند. با توجه به حمله هایی که به خون آشام ها صورت می‌گرفت، روستاییان را عصبی کرده و دچار جنون نمود. و خواستار نبش قبر و تشریح جنازه این دو شدند.

مستندهای پلیس اتریش که درگیر این پرونده بود، درک کاملی را اتفاقاتی که پس از مرگ این دو و هدف قرار دادن آنها رخ داد، مشخص ساخت. در مورد آرنولد، بیماری واگیردار مدیکووس گلایر (در واقع، یک بیماری ویروسی) برای بررسی مرگ مرموز آنها مدّ نظر قرار گرفت. و به این نتیجه رسیدند که علّت آن سوء تغذیه در منطقه بوده است. همچنین تاثیرات مضّر روزه های شدید ارتودکس شرقی نیز وجود داشته است.

با این وجود، روستائیان گرفتار این بیماری نبودند و اصرار داشتند که جنازه ها باید مورد بررسی قرار بگیرند. مطالعات صورت گرفته نشان داد که هر دوی اینها خون آشام بوده اند و این را از طریق بدن تجزیه شده انها دریافتند؛ از جمله: مو، و ناخن. آثاری از گوشت تازه و خون لخته نشده در دهان آنها یافت شد (ممکن است به دلیل فساد بدن یا مایعات بدن به وجود آمده باشد). بدن آرلوند بر میخی چوبی گذاشته شده و سوزانده شد. بدن پیتر نیز قطعه قطعه شده و سپس سوزانده شد.

  1. گریگوری راسپیتون (ژانویه ۱۸۶۹- دسامبر ۱۹۱۶)

راسپوتین مشاوری قابل اعتماد برای آخرین رومانوف ها محسوب می‌شد؛ بخصوص برای تریزا الکساندرا. او بدین دلیل این موقعیت را در دست گرفت که توانایی عجیب او در درمان جادویی هموفیلی تزاروویچ الکسی (شاید به اندازه کافی خوب به نظر نرسد … امّا به نظر می‌آید پس از اینکه او خود را برید، توانست خون را بند آورد؛ و به او آسپرین و داروهای ضد انعقاد داد).

او متعصبی مذهبی بود که به نوشیدن بیش از اندازه الکل، بی بند و باری جنسی، و دریافت رشوه، علاقه زیادی داشت. هرچند، زندگی او سرشار از جزئیات عجیب و غریب است.

وابستگی خون آشام گونه به راسپوتین، ناشی از رویدادهای معجزه آسایی است که مانع از مرگ او شده اند. او به دلیل تاثیر مخرّبی که بر آلکساندرا داشت، تحت تعقیب دولت مرکزی قرار گرفته بود؛ راسپیتون دعوت شد تا با مقامات حکومتی غذا بخورد، از جمله شاهزاده ایرنا. همسر ایرنا، شاهزاده فیلیکس یوسوپوف، طرح ترور او را ریخته بود.

شام، با مشروب قرمز و کیک آغاز شد، که در آن سیانور ریخته شده بود. با این وجود، راسپوتین تحت تاثیر سیانور قرار نگرفت. یوسوپوف، نگران شد که مدّت زمان زیادی طول بکشد تا راسپوتین جان خود را از دست دهد. به همین دلیل، هفت تیر خود را آورد و چند بار از پشت او را هدف قرار داد. یوسوپوف فکر می‌کرد که کارش را انجام داده است، به همین دلیل به شادی با مهمانان پرداخت.

هنگامی‌که برگشت تا ژاکت خود را بردارد، مورد حمله راسپوتین زنده قرار گرفت (که ظاهرا در گوش یوسوپوف نجواکنان گفته بود: “تو پسر بدی هستی”).  پیش از آنکه راسپوتین، شاهزاده را خفه کند، توطئه گران دیگر وارد شدند و بارها به او شلیک کردند و با چوب او را زدند. او فرصتی نداشت. توطئه گران او را با طناب بستند، در قالیچه ای پیچیدند و به رودخانه نیوا پرتاب کردند. جنازه او نوزدهم دسامبر پیدا شد، سه روز پس از طرح ترور، بدون قالیچه و طناب. مامور جنایی، علّت مرگ او را غرق شدن اعلام کرد.

سال ۱۷۲۵میلادی است. در وین نامه ای دریافت می شود که حاوی گزارشی است از مرگ اسرار آمیز چند تن از اهالی روستایی در مرز بوسنی، که در فاصله زمانی کمی نسبت به یکدیگر به شکل مرموزی کشته شده اند. از مردی به نام پیتر پلوگویوویچ (Peter Plogojovic) نیز به عنوان متهم نام برده می شود، و اینکه قربانیها را در خواب به قتل رسانده است. شگفت اینکه این شخص در زمان اتفاق این وقایع، خودش  مرده و به خاک سپرده شده بود. در این زمان، بوسنی بعد از پیروزی بر عثمانیها در سال ۱۷۱۸ متعلق به اطریش است. از طرف سازمان ارتش اطریش، گروهی برای بازرسی و روشن کردن این قتلها به بوسنی فرستاده می شوند. پزشکی نیز همراه این گروه است که وظیفه دارد گزارشی تهیه کرده و آنرا به مرکز بفرستد. آنچه در گزارش این پزشک در مورد جسد پلوگویوویچ آمده است، بی شک باور نکردنی است: ” جسد، به غیر از بینی که کمی تغییر شکل داده است کاملا تازه است. ناخنها افتاده اند و به جای آنها ناخنهای تازه رشد کرده اند.

همینطور ​پوست کهنه که رنگی متمایل به سفید دارد، جای خود را به پوست تازه داده است.دستها، پاها و بقیه اعضای بدن در زمان حیات نمی توانستند بهتر از اکنون باشند. در دهان جسد مقداری خون جمع شده است که احتمالا از بدن مقتولین مکیده شده است.” خبر خون آشامهایی که با مکیدن خون گروهی، آنها را به قتل رسانده اند، در تمام اروپا پخش می شود. گزارش مرگهای مشابهی در سالهای ۱۷۲۷،۱۷۳۱و۱۷۳۲ به دست می رسد. کم کم بسیاری از عالمان غرب درباره “جویدن و مکیدن مردگان” بحث می کنند. کلمه ومپایر (Vampire) در مدت کوتاه چند سال، وارد زبانهای کشورهای غربی می شود و به این صورت یکی از هراس انگیز ترین هیبتها، از درون قبر تاریک خود وارد دنیای زندگی مردم عامه می شود   وامپایر، نه یک هیولا است و نه یک روح، بلکه یک جسد زنده است، مرده ای که مرتبا باز می گردد، از قبر خود بیرون می آید برای کشتن. او نیروی زندگی را از وجود دیگران می گیرد و قادر است به موجودات دیگری مانند خفاش، گرگ یا موش تغییر شکل دهد.

شکل ظاهری او به یک مرده شبیه است، و البته جسدی که اعضای آن سالم مانده است؛ چشمهای خیره و تشنه خون، دندانهای نیش تیز و برنده، دهان آمیخته با خون، ناخنهای بلند. به نور بسیار حساسیت دارد و تنها شبها از قبر خود بیرون می آید و به شکار می رود. چطور یک انسان تبدیل به یک خون آشام می شود؟ طبق داستانهای رومانی، رعدو برق شدید هنگام تولد، یا تولد نوزاد با موی خیلی زیاد می تواند دلیل باشد، یا اگر هنگام دفن مرده اشتباهی روی دهد یا شخصی از طرف یک وامپایر مورد حمله قرر گیرد، در همه این حالتها جسد او می تواند تبدیل به یک خون آشام شود. افراد خارج از فرم جامعه، بیشتر در معرض خطرند؛ دزدها، جنایتکاران، فاحشه ها، کسانی که بسیار دیر یا خیلی زود می میرند و خلاصه هر فرم غیر نرمال بودن. وامپایرها بسیار به سختی می میرند، قابلت زنده ماندن آنها تقریبا بینهایت است. تنها نابود کردن آنها راهی برای نجات از دست آنهاست. برای این منظور، اهالی روستا به دور هم جمع می شوند (معمولا یک کشیش نیز در بین آنها هست)، و تابوتهای مردگان را از قبر بیرون می آورند و در جسدها به دنبال نشانه های وامپایرها می گردند، اگر جسد متلاشی شده باشد، دوباره آنرا به تابوت و قبر خود بر می گردانند، در غیر این صورت یک چماق که سر آن تیز شده است را به قلب آن فرو کرده و بعد از آن سر جسد را قطع می کنند و باقی مانده جسد را سوزانده و خاکستر آنرا به روی قبر پخش می کنند.

هنوز قرن ۱۸ میلادی است. بحثها درباره خون آشامها همچنان ادامه دارد و ظاهرا موضوع آسانی نیست! حتی از این پدیده به عنوان نشانه ای برای زندگی ماورای طبیعی نام برده می شود و بحث در این باره با بحث زندگی پس از مرگ همراه می شود یا حتی آنرا داغتر می کند. به خصوص این سوال مطرح می شود که آیا پس از مرگ، جسد از زندگی خالی می شود یا اینکه تا مدتی هنوز نشانه های زندگی در آن وجود دارد امروز وقتی به گزارش پزشکی که در سال ۱۷۲۵ در باره جسد “سالم” نوشته شده، نگاه می شود، می توان گفت که اطلاعات آن زمان درباره بیولوژی و دوره پوسیدگی جسد، بسیار کم بوده است. امروزه می دانیم که در بدن انسان مرده، گازهایی تولید می شود که آنرا مانند بادکنک باد می کند و تا مدتی ظاهرا جسد سالم یا حتی کاملا تازه به نظر می رسد. در طی پروسه پوسیده شدن، مایعاتی نیز در سینه جسد جمع می شوند و که گاهی از دهان یا بینی به بیرون تراوش می کنند و این تصور به وجود می آید که در دهان مرده خون جمع شده است یا از جسد صداهایی شنیده می شود. به علاوه پوست در طی همین جریان کم کم به عقب کشیده می شود و به این علت به نظر می رسد که ناخنها رشد کرده اند. کم کم ناخنها از جای خود جدا می شوند و پوست صورتی رنگ زیر ناخنها این تصور را به وجود می آورد که ناخنهای تازه در حال روییدن هستند. در سال ۱۷۵۶ برای اولین بار گزارش جرج تالار(Georg Tallar) وجود خون آشامها را یک تعبیر اشتباه از نوعی بیماری که بر اثر بد غذایی و پر خوری به وجود می آمد دانست و اظهار کرد که در اثر این بیماری و تبهای تند، خون آشام مانند کابوسی به سراغ این بیماران می آید و کل داستان خون آشامها چیزی جز یک خرافه مردم عامه نیست، و به این ترتیب خون آشام برای اولین بار از دنیای واقعیت به جرگه خرافات پیوست.

بسیار بعد، در سال ۱۹۸۴لیونل میلگرام  پزشک آمریکایی نیز سعی کرد به وجود آمدن این پدیده را از راه علمی توضیح دهد. او در این سال مقاله ای درباره نقش هموگلوبین و تاثیر کمبود وجود آن درخون نوشت و از بیماریی به نام “مربوس گونتر”  نام برد، که باعث حساسیت زیاد در برابر نور، پیوره(که دندانها را درازتر به نظر می رساند) و قرمز شدن دندانها در برابر نور،کم خونی (و در نتیجه سفیدی پوست) و تولید زیاد موی بدن می شود. او حتی حساسیت “خون آشام” در برابر سیر را نیز به این ترتیب توضیح داد که سیر دارای آنزیمی است که علائم این بیماری را شدت می دهد و برای همین این بیماران نسبت به سیر حساسیت دارند. مشکل این توضیح در اینجاست که این بیماری بسیار نادر است و تا به حال تنها ۲۰۰ مورد آن شناسایی شده است و نسبت دادن آن به تعداد کشته شدگان روستای بالکان در آن زمان نمی تواند از نظر رقمی کاملا درست باشد. در اینباره توضیح متخصص پوست اسپانیایی ژوان گومز آلونزو  در سال ۱۹۸۲ که این پدیده را به بیماری هاری نسبت داد، درست تر به نظر می رسد. شخصی که به بیماری هاری دچار می شود، دچار توهم، کابوس، بی خوابی و رفتار غیر طبیعی است. اثر زخم گاز گرفتگی در بدن او ابتدا دردناک است و بعد کم کم این درد به تمام بدن متقل و بدن دچار گرفتگیهای شدید ماهیچه ای می شود که چهره او را به طور هراسناکی به نظر می رساند و چون بیمار نمی تواند آب دهانش را فرو دهد، در دهانش کف و مایعات دیگر جمع آوری می شود. به این ترتیب می توان این را نیز توضیح داد که چرا پدیده خون آشامی به طور پریودی در طو​ل این چند دهه ظاهر شده است، چرا که هاری بیماریی است که گاهی بیشتر و گاهی کمتر در بین مردم ظاهر می شود. با همه اینها یک توضیح کامل علمی برای به وجود آمدن تصور پدیده خون آشام در بین مردم آن زمان وجود ندارد مدتها بعد از اینکه وامپایر از دنیای واقعیت بیرون رانده شد، در قرن ۱۹ میلادی دوباره در عالم ادبیات و سینما متولد شد. در سال ۱۸۷۵ برام استوکر رمان معروف “دراکولا” را نوشت و به این ترتیب داستان فراموش شده خون آشامها دوباره در تاریخ فرهنگ غرب یاد آوری شد. دراکولا در رمان استوکر، یک کنت بسیار جذاب و در عین حال رعب آور است. نام دراکولای رمان، برگرفته از نام فردی تاریخی به اسم “ولاد دراکول” است که شاهزاده ای رومانی بود و از طریق پدر خود وارد گروه “اژدها” شد که برای جنگ صلیبی با عثمانیان تشکیل شده بود و به همین خاطر نیز صاحب این نام ش.

ولاد دراکول به معنی “اژدهای کوچک” است. از آن گذشته، “دراک” در زبان یونانی شیطان نیز معنی می دهد. نام ولاد دراکول به عنوان فرمانده ای بیرحم در تاریخ ثبت شده است؛ طبق روایتی او نزدیک به ۲۴۰۰۰ ترک عثمانی را به چوب کشید. امروزه قصر محل سکونت او در ترانسیلوانیا  تبدیل به مکانی توریستی شده است که روزانه بازدیدکننده های بسیاری دارد. وامپایر. دراکولا. آیا او در ادبیات تنها یک موجود خیالی نیست؟ البته. اما این پدیده، محتوی سوالهای مهمی در رابطه با بیماری، تغذیه، ….، مرگ، قدرت، جاودانگی یا خدا است. وامپایر همیشه “آن دیگری”  است، و به این عنوان، نماد متفاوت بودن و جدایی و مرز بندی است. با این وجود او دائم با جامعه سالمها و نرمالها در ارتباط است.

به عنوان فیگوری که در مرز قرار دارد، دائم بین دو دنیا در حال نوسان است: بین مرگ و زندگی، این دنیا و آن دنیا، بین انسان و حیوان، بین رویا و بیداری، بین نرمال بودن و انحرافی بودن، بین سالم و دیوانه. حتی زمانهایی که در آنها تحول در جسد رخ می دهد و او تبدیل به دراکولا می شود نیز زمانهای مرزی هستند؛ نیمه شب، غروب و طلوع خورشید. از آنجا که وامپایر همبستگی نزدیک نرمال بودن و غیر نرمال بودن را به تصویر می کشد، همواره باورها و دانش ما را تحت سوال قرار می دهد و این موضوع را مطرح می کند که کجا زندگی خاتمه می یابد و کجا مرگ شروع می شود و چه محدوده ای بین این دو نقطه وجود دارد، اینکه خون به عنوان نیروی زندگی چه نقشی برای ما بازی می کند و ما چگونه تولید مثل می کنیم. در قرن ۱۹ میلای،موضوع خون آشام و دراکولا، موضوعاتی از مسائل جنسی را نیز در بر می گیرد که در آن زمان جز نزد پزشک از آنها صحبتی نمی شده است، موضوعاتی مانند تجاوز، سادیسم جنسی(تمایل وامپایر برای جویدن و مکیدن و آزار دادن) و مازوخیسم جنسی (تمایل به آزار بینی پنهان در وجود قربانیان زن او)، یا نکروفیلی( تمایل جنسی به مردگان). یکی از بارزترین نشانه های دراکولا فرو کردن دندانها در گردن زنهای قربانی اش است، و گاز گرفتن گردن یک رفتار جنسی است.

دراکولا تنها بدن قربانیهای خود را در بر نمی گیرد، بلکه روح آن ها را نیز تسخیر می کند، او آن ها را وارد حالتی خلسه وار می کند( چیزی که با هیپنوتیزم قابل مقایسه است)، طوری که در آن اختیاری از خود ندارند، نیروی اراده شان فلج می شود و خود را به دست تمایلاتی که در ضمیر نا خودآگاهشان قرار دارد می سپارند. در اینجا می شود رد پیدا شدن ایده “ضمیر نا خود آگاه”را نیز دنبال کرد، همینطور رابطه نابود کننده بین عامل و قربانی و رلهای جنسیتی آن زمان ، وقتی مرد در جایگاه عامل سادیست، و زن در نقش قربانی مازوخیست قرار می گیرد. آنچه می خواهم بگویم این است که به عنوان داستانی برخیزنده از روحیه آن زمان، می توان به بسیاری از خواسته ها، مشکلات، مسائل و سوالهای مردم آن زمان پی برد. اگر فیلمهای مربوط به دراکولا را دنبال کنیم ، می ببیبینم که این تاثیر روحیه زمانه، خود را در سینما، در طی گذشت سالها با تغییراتی که در ماهیت وامپایر به وجود می آید، به خوبی نشان می دهد؛ در حالیکه در اولین فیلمهای ساخته شده، وامپایر به عنوان موجودی کاملا خبیث و بدون کوچکترین فکر و اراده ای که مانند حیوانات از روی غریزه دست به کشتار می زند، نمایش داده می شود، در فیلمهای جدیدتر، مانند فیلم “دراکولا”، او با همه خصوصیت های خونخوارانه مخصوص به خود ، عاشق است و با نیروی عشق دوباره “جوان” شده و حتی یافتن معشوق برای او تبدیل به یک میسیون می شود، و در فیلم “مصاحبه با یک خون آشام” ، وامپایرها دارای دنیای درونی خیلی پیچیده تری هستند و سوالهایی فلسفی را در پیش می کشند، به دسته های خوب و بد تقسیم می شوند، گاهی حس انسانی دارند، بر خلاف غریزه طبیعیشان نمی خواهند باعث قتل بشوند، تنها هستند، و از جاودانگی خود ناراضی اند. دختر وامپایر کوچک از اینکه نمی تواند هیچگاه بدن زنانه ای داشته باشد به سر حد مرگ ناامید است و با اینهمه مرگ را پیدا نمی کند.(حالا که صحبت از فیلم مصاحبه با یک خون آشام شد، این را هم بگویم که این فیلم بر اساس رمانی از آنا رایس ساخته شده است، که گفته می شود در آغاز با به فیلم کشیده شدن رمان خود مخالف بود، اما بعد از دیدن اولین صحنه های ساخته شده و بازی عالی تام کروز در نقش “لستات”، نه تنها موافقت کرد بلکه خود نیز در کار ساختن فیلم کمک کرد).

وامپایر البته همیشه موجودی خارج از اجتماع و در لب مرز نیست، بلکه می تواند نقش پادشاهی را داشته باشد. ولتر از کلمه خون آشام، به عنوان صفتی برای خون آشامهای واقعی جامعه استفاده کرد- بدون دلیل نیست که وامپایرهای ادبیات، معمولا از خانواده های سلطنتی هستند. یک عنصر جدانشدنی از وامپایر، خون است. وامپایر خون قربانیان خود را می مکد و با این روش تولید مثل می کند، نوعی پارادوکس تولد برای مرگ، که برای نمایش دادنش از نقش سنتی و سمبلیک خون به عنوان نیروی زندگی استفاده می شود. اما این مکیدن خون جنبه دیگری نیز دارد: وامپایر با این عمل نه تنها دستور انجیل را زیر پا می گذارد ( طبق کتاب مقدس قدیم، نوشیدن خون حرام است)، بلکه از سنن انجیلی برای خود استفاده می کند و به عنوان مثال با نوشیدن خون ، تبدیل به یک “نامرده” می شود و عمر جاودان پیدا می کند، چیزی که در انجیل برای مسیح در نظر گرفته شده است؛ بیدار شدن دوباره گوشت و زندگی جاودان. به این ترتیب، وامپایر به عنوان موجودی زاده شده در جهنم نمایش داده می شود و به این خاطر مخالفان او با حربه های خدایی به جنگ او می روند، مانند صلیب یا آب مقدس. به خصوص در رمان استوکر، دراکولا یک یاغی در برابر خدا است. آبراهام ون هلسینگ در رمان دراکولا مرتب تکرار می کند که: “نگران نباشید خانم مینا، دراکولا برای همیشه مرده است!” و چه اشتباهی می کرد! کنت نامردنی در برابر تعقیب کننده های خود ایستاده و می گوید: «تصور می کنید که مرا رانده اید، اما من خیلی بیش از اینها هستم. انتقام من تازه آغاز شده است. من آنرا بین دهها قرن تقسیم می کنم و زمان نیز به نفع من کار خواهد کرد.»

مطالب مرتبط

۶۳۸ دیدگاه‌

  1. SRK گفت:

    یه کلمه میگم خون آشام وجود داره و دلایلی به اثباتش دارم و همچنین گرگینه و الان دنبال راهی هستم که تبدیل بشم نصف راه رفتم نصف دیگه ش مونده لطفا اگه کسی راه تبدیل شدن یا ایده ی داره بیاد تل بهم بگه منم تا جای که بتونم بهش کمک میکنم اینم آیدی تل م ?@SRK555555

    • lyas گفت:

      من میخوام انجامش بدم راهش چیه؟ تلگرامت قطع شده

    • پرنیان گفت:

      دلایلت رو بگو

    • Eli گفت:

      یعنی واقعا میشه یه خون اشام شد با عقل جور در نمیاد من خودم میدونم خون اشام وجود داره ولی تا حالا ندیده بودم که بشه تبدیل به خون اشام شد

    • کانر مورفی گفت:

      ببینید رفقا من از بچگی علاقه ایی بیش از هر چیزی به خون اشام شدن داشتم و الانم دارم من اونقدر علاقه داشتم که از مدرسه فرار کردم و تا سه روز نرفتم خونه رفته بودم که فقط ببینم یه خون اشام وجود داره تا منم تبدیل بشم و الان هم دست از خون اشام شدن نمی کشم فقط دارم هر کاری میکنم تا تبدیل بشم و از گوگل پیدا کردم که میگن گرده ی نرگس با خاک رس رو با خون خودت و خون یه انسان دیگه قاطی کنیم بزاریم تو دندون مار تا سه روز بمونه ومن الان دا م اون کار میکنم و رگ دستمم باید بزنم و من اینجا رو دا م همین الان انجام میدم و امید و ارم کارم درست انجام بشه

      • Zahra گفت:

        واقعامیش خون آشام شد؟ راهش چیه؟؟؟؟

      • Mahdi گفت:

        احیانا دیوونه نشدی برای یه خون اشام شدم میخوای رگ دستت رو بزنی شاید اصلا نشدی و مردی

      • "𝖒𝖆𝖍𝖘𝖍𝖆𝖉" گفت:

        چرت و پرته این کارو نکن فقط ی خون آشامه اصیل میتونه تبدیلت کنه ک الان تعداد انگشت شماری ازشون هست و خون آشام ها اصن خودشون رو نشون نمیدن.چون اجازشو ندارن .با این کار زندگیه خودشون وو خطر میوفته.
        البته اسپل و طلسم و نفرین هم هس ک بتونی تبدیل بشی ولی زندگی جاودانگی رو فقط اصیل ها دارن و قدرت های اصیل هارم‌نمیتونی هیچ‌ جوره ب دست بیاری/=

      • محمد گفت:

        خفاش های خون اشام یا همون ومپایس ها یا ومپییرها هرکی یع اسم میزاره اونا زیر زمین زندگی میکنن چون تحمل نور رو ندارن وخیلی راحت میتونن به شکل انسان در بیان

    • محمد گفت:

      ببین گرگینه وجود داره اونم شب چهاردم وقتی که ماه کامل هست باید بری تو جنگل چهار دست وپا بشینی وزوزه بکشی

    • میعادیس گفت:

      چطور میتونیم تبدیل شیم

  2. Elmira گفت:

    یعنی چی تبدیل بشی…یعنی میخوای تبدیل ب یه گرگینه بشی یا یک خون آشام

  3. Elmira گفت:

    یعنی چی تبدیل بشی…یعنی میخوای تبدیل ب یه گرگینه بشی یا یک خون آشام …من فک نکنم ب همین راحتی باشه منم ایمان دارم وجود داره ولی مال گذشته های دوره ن الان پس خودتو خسته نکن

  4. Blood گفت:

    سلام من یک خون اشام هستم و تازه به گروه پیوستم قابل توجه کسایی که میخوان به گروه بپیوندن خیلی سخته و خیلی خیلی خیلی شرط های زیادی داره

  5. m گفت:

    برید بمیرید با این مسخره بازیاتون. این جفنگیات چیه برید درس بخونید ورزش کنید تفریح کنید علم یاد بگیرید. اومدید جفنگیات میگید واسه خودتون

  6. سارینا گفت:

    نه داری چرت میگی.یعنی چی که میشه،گرگینه وجود نداره اما خون آشام شاید وجود داشته باشه.

    • Mahdi گفت:

      گرگینه که وجود داره ولی تبدیل به یه گرگ نمیشه موهاش پر پشتی داره و رو صورتشون هم رشد کرده و بعضی اوقاد میگن که تو نور ماه قدرتشون بیشتر میشه

  7. سارینا گفت:

    اگه راهی داره دوست دارم بدونم؟چطوری میشه خون آشام شد

    • Sepehr گفت:

      اگه دوست داری میتونی به من پیام بدی من راهشو دارم بهت میگم این آیدی من تو تل هستش

      @

    • الیس گفت:

      نه نه دوست نداشته باشید که ی خون آشام بشید خیلی بده من خودم هستم من فقت شبو میبینم نه خورشید ونه آسمون آبی فقت شب

    • Mahi گفت:

      این ایدی تلگرامم masireroya
      اگر اطلاعات بدردبخور برای تبدیر دارین بهم پیام بدین
      کاملا جدیم پس اگر حوصلت سر رفته بهم پیام نده
      اطلاعاتی میخام که تو نت نباشه یچیزی یا یه کسی برای کمک به تبدیل
      مرسی

    • امین گفت:

      من واقعا نمیتونم باور کنم که ایشون میتون در مورد ادم ها بگ شاید علی وشما باهم دوست باشید و من نمیتونم این حرفتون باور کنم لطفا در مورد من هم بگوید چون خودت درک کن نمیش باور کرد لطفا در مورد منم یه توضیح بده دوست دارم خودم بیشتر بشناسم لطفا بگو ممنونت میشم

  8. ستایش گفت:

    مردم این همه سوال پرسیدن مطمئنن اگه واقعیت داشت یکی جواب می داد

  9. نیمه خون آشام گفت:

    سلام و خسته نباشید مطالب سایتتون عالی بود خسته نباشید آدمین💙
    یه کلمه میخوام بگم خون آشام و گرگینه وجود داره و دلایلی به اثباتش دارم و حتی میدونم چه جا های هستن
    و الان خودمم میخوام تبدیل بشم دقیقأ نصف راه رفتم و نصف دیگه مونده اگه کسی میتونه بهم کمک کن کاملش کنم بیاد تل م منم تا جای بتونم بهش کمک میکنم اینم آیدی تل م👇SRK555555
    آیدی اینستا گرام👇
    shahrokhi.4

  10. امیرابراهیمی گفت:

    آیایک روزخون آشام برمیگردد؟

  11. Eli گفت:

    یعنی واقعا میشه یه خون اشام شد با عقل جور در نمیاد من خودم میدونم خون اشام وجود داره ولی تا حالا ندیده بودم که بشه تبدیل به خون اشام شد

  12. Mri گفت:

    همشون وجود دارن اما دست ما نیست تبدیل شدن…اونا انتخاب میکنن

  13. kimisha watson گفت:

    این مسخره بازیا چیه،به اون خدای بالا قسم که همتون رد دادین،این چرت و پرتارو ول کنین و توی جهل و نادانی نمونید،همتون دیوونه اید

  14. الیس گفت:

    و مرسی که راجبه ما تو گوگل میزارید

  15. الیس گفت:

    هرکی میخاد راجبه من خون آشام ها بدونه به۰۹۳۷۴۴۷۰۴۲۰پیام بده ولی زنگ نزنه چون من جواب پیام میدم نه زنگ

    • Neda گفت:

      یعنی واقعا وجود داره.من خیلی دوست دارم تبدیل بشم ولی همه بهم میگن خون اشام و گرگینه وجود نداره. ولی من ایمان دارم که اونا وجود دارن و امیدوارم خودم هم یه روزی تبدیل بشم به یه خون اشام کامل.

      • الیس گفت:

        آره وجود دارن ولی اسلا دوست نداشته باش که ی خون آشام باشی چون خیلی خیلی بده خودم هستم می تونی بهم زنگ بزنی و بای خون آشام حرف بزنی اینم شمارم ۰۹۳۷۴۴۷۰۴۲۰

  16. الیس گفت:

    نه می تونی پیام بدی

  17. نرگس گفت:

    واقعا این موجودات خورافاتن

  18. نرگس گفت:

    اگه بودن دیده میشدن؟ مثل افسانه رستم الان اگه رستم از کتاب حافظ اومد بیرون خوناشامم میاد 😒😒😒😕😕😕😕😕

    • **** گفت:

      اول یاد بگیر تا فرق حافظ و شاهنامه رو بتونی تشخیص بدی.

      • بی نام گفت:

        اول اقای متخصص به تو چه بعدم منظورم این بود که خوناشاما قبلا وجود داشتن مثل رستم که وجود داشته نویسنده یکم خیلی بزرگش کرده بعدم تو که منظور منو نمیفهمیم برو گمشو 🤬

  19. نرگس گفت:

    چرا عالیس مسدودم کردی ؟ میخواستم باها حرف بزنم

  20. نرگس گفت:

    عالس خطط جواب نمیده چرا نرگسم چرا مسدودم کردی

  21. نرگس گفت:

    چرا کسی جوابمو نمیده؟

  22. نرگس گفت:

    عالیس ممنون جواب😘😘

  23. نرگس گفت:

    سلام عالیس و بچه ها این پیامای قبلی از دوستم بود ببخشین من نرگس واقعیم به وجود خوناشاماهم باور دارم

  24. اوینا گفت:

    سلام ایا تمام این مطاگلب واقعیت داره با چه سند مدرکی؟

  25. نرگس گفت:

    سلام به همگی یه کلمه میگم خوناشام وجود نداره همشون از تخیل نوسینده ها اومدن بیرون والا دنبالشون نگردبن کار بیخودیه

  26. الیس گفت:

    لطفا دیگه به من پیام ندید
    من خانوادم ام می‌گویند که به انسان ها پیام نده یا جوب پیام هاشونو نده
    و خواهش میکنم که دیگه به من پیام ندید یا زنگ نزدید

  27. Elina گفت:

    من اعتقاد دارم که خون اشام ها وجود دارند
    خیلی وقته دارم تحقیق میکنم در موردشون
    ولی همه سایتا و همه تحقیقا میگن ک خون اشام ها از بین رفتن
    کسی نمیتونه کمکی بهم بکنه ؟

  28. Kont گفت:

    کسانی که می‌خوان تبدیل بشن یا اطلاعات در مورد خوناشام ها به شماره من پیام بدن آلیس حتما به شماره من پیام بدن که کار مهم باهات دارم ۰۹۱۴۵۳۰۹۹۸۷

  29. Violet. گفت:

    ودف…….
    عاره میخواستم بگم اتفاقا دیروز تبدیل به گرگینه شدم. امروزم قراره خون آشام بشم. فردا هم یحتمل تبدیل به شبح میشم. برنامه ریزی نکردم.
    مرسی از همتون که به ما باور دارین. ://

  30. Sqi گفت:

    الیس سرعتت سریعه |؟

  31. الیس گفت:

    وسلام و نامه تمام

  32. الیس گفت:

    راستی لطفا الکی به من پیام ندید بگید من عاشقتم دیونتم آقا من با هم نوع خودم میتونم باشم نه انسان ها

  33. الیس گفت:

    اگه کاره واجب دارید پیام بدید و زمانی که کارتون تمام شد منو بلاک کنید یا خودم میکنم

  34. الیس گفت:

    الان بگم که همه نمیتونن تبدیل بشن بعضی افراد ها میتونن الکی به من پیام ندید بگید منو تبدیل کن
    مگه من بیکارم بیام شماهارو تبدیل کنم والا الان ی نفر اومده به من پیام داده تازه سلامم نکرده به من می تو باید منو تبدیل کنی منم گفتم همه نمیتونن تبدیل بشن لطفا نه الکی وقت منو بگیرید و نه وقت خودتونو من گفتم اگه کاره واجب دارید پیام بدی نه که پیام بدید بگید تو باید منو تبدیل کنی تمام

  35. مارال گفت:

    شما حالتون خوبه؟
    یه بچه مریض اومده میگه من خون آشامم و یکی میگه رگمو بزنم و باهاش یه چی قاطی کنم تبدیل به خون آشام میشم.شما همتون باید برین تیمارستان بستری بشین یا برین پیش یه مشاور. (عقل که نباشد جان در عذاب است)
    باورم نمیشه تا این حد پیش رفتین 😂😂 واقعا قوه تخیلتون خیلی قویه🤞🏻😂 راستی آلیس خون آشامه رفته نت خریده میاد اینجا شمارشو میده بعدم میگه نمیتونم با آدما در ارتباط باشم 😒🤣🤣 واقعا شما ها چند سالتونه؟

  36. بی نام گفت:

    الان که عالیس میگه خوناشامم .
    مگه خوناشاما هویتشون مخفی نمکینن برای انسانا پس چطور عالیس هویتش که خوناشام معلوم کرد🤔

  37. MANI گفت:

    چجوری تبدیل شدی

  38. MANI گفت:

    آلیس تو تلگرام پیام دادام لطفادجواب بده یا اصلا اینجا

  39. MANI گفت:

    من می‌خوام تبدیل شم آلیس لطفادجواب بده

  40. بی نام گفت:

    کسانی اینجا اومدن مسخره میکنن عالیس واقعا خوناشامه شما ها که باور ندارین اصلا نباید میومدین این اطلاعات درمورد خوناشاما میخوندین

  41. الیس گفت:

    کسایی که پیام دادن به اون شماره من شمارمو به خاطر شماها عوض کردم دیگه هم نمیتونم شماره بدم فقت شماره میگیرم
    درضم کسایی که میگن من خون آشام نیستم آیا چیزی میدونن و کسایی که میگن اینا خرافاتن پس چرا اومدن و دارن اینارو میخونن و کسیم که میگه چرا باید ی خون آشام بیاد و خودشو نشون بده منم در جوابش میگم که من میخام کل دنیا بفهمن که ما هم وجود داریم اگه خواستین شماره بدید تا اگه وقت کردم بهتون پیام بدم

    • شهرام گفت:

      سلام اگه واقعا خون آشام باشی مرحبا باید بگم تو آسمونا دنبالت می‌گشتم اینجا پیدات کردم من هم اطلاعات می‌خوام و هم احتمال زیاد بخوام تبدیل شم حاضری کمکم کنی فقط اگه واقعا خون آشام هستی تو رو خدا بهم پیام بده یا زنگ بزن و اگه نه خودت میدونی که همه رو سرکار گذاشتی وقتمو نگیر که خیلی تنهام و افسردم ودحال ندارم و اگه واقعا هستی خیلی ممنون میشم کمکم کنی با کمال احترام و تشکر 🙏🙏🙏 ۰۹۰۱۹۲۸۲۵۴۴

      • میعادیس گفت:

        اون بقیرو سرکار نزاشته به اون خدایی که میپرستم عالیس داره واقعیت میگه
        اون واقعا خوناشامه این یه واقعیت

    • بی نام گفت:

      بله عالیس واقعا خوناشامه 🌹🌹🌹

      • الیس گفت:

        از کسایی که به وجود ما اعتقاد دارن تشکر میکنم و یادشون باشه که هرچی بیشتر از حق خون آشام ها دفاع کنن خون آشام ها هم ی کاری میکنن که همیشه در آرامش باشید

      • شهرام گفت:

        سلام آلیس خوبی منم شهرام ببخشید که زیاد زنگ زدم و پیام فرستادن میدونم بعضی وقتا یکم دیونه میشم ولی اول که بهت پیام داده بودم هم سوالاتی درباره خون آشام ها داشتم و هم میخواستم تبدیل شم ولی تو حتی نذاشتی سوال بپرسم از وقتی که مسدودم کردی تا الان داشتم دنبال این وبلاگ می‌گشتم خواهش میکنم از مسدودیت درم بیار لطفاً اگرم موقعی که حرف زیادی زدم بگو بسه ساکن میشم خون آشام می‌تونه هیپنوتیزم کنه درسته اگه این طور هست از راه دور هم میشه اگه عکسو یا تصویر زنده رو ببینی درسته الان که تو میگی خون آشام چاره ندارم تو تنها راه کمکمی لطفاً خواهش میکنم ،🙏🙏🙏🙏🙏🙏🌺🌹🌹🌷💐🌸🌺🌺💐🌸⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩

    • میعادیس گفت:

      عالیس خوشحالم حالت خوبه 😘

  42. Acl.82 گفت:

    دوستان در اینکه تمام موجودات افسانه ای وجود دارن شکی نیست،مثل خون اشام،گرگینه،روح و…. ولی ما نمیتونیم ببینیمشون ،اونا خودشوو نو ب ما نشون نمیدن،چون انسانها اینقدر بی رحمن،ک میخان همه چیو برای خودشون داشته باشن،پس برا حفظ جونشون هم ک شده چیزی نمیگن،افرادی که ادعا دارن ک موجود خاصی هستن ،قابلیت باور کردن نداره ،پس اگر اطلاعات خاصی دارید در اینجا ب اشتراک بزارید که بقیه هم بخونن و بفهمن ،ممنون.

    • الیس گفت:

      بله درسته همه ی موجودات افسانه ای وجود دارن و ما ی شهری داریم به نام شهره وحش اونجا همه ما کنار هم زندگی می‌کنیم دور از دست انسان ها

  43. الیس گفت:

    من ی خبر خوب دارم براتون من میتونم فعلا با انسان ها در ارتباط باشم

  44. شهرام گفت:

    آلیس لطفاً جوابمو بده 🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏. ⁦❤️⁩
    ⁦ ⁦❤️⁩ ⁦ ⁦❤️⁩
    ⁦ ⁦ ⁦❤️⁩ ⁦

  45. شهرام گفت:

    ⁦❤️⁩ ⁩
    ❤️⁩ ❤️⁩
    ❤️⁩ ‌ ‌ ‌ ⁦ ‌❤️⁩⁦
    ❤️ ❤️⁩⁦❤️⁦❤️⁦ ❤️⁩⁦
    ⁦ ❤️ ⁦❤️⁩⁩
    ⁦❤️ ❤️⁩
    ⁦. ❤️⁩⁦‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌❤️⁩

  46. شهرام گفت:

    این بالایی یارو به شکل آ A در آورده بودم ولی وقتی زدن ارسال خراب شدن 😁

  47. میعادیس گفت:

    سلام دوباره به همگی عالیس قدرت این داره که اینده رو ببینه اون یه خوناشام واقعیه ❤❤❤❤

  48. میعادیس گفت:

    عالیس این افسانه درسته که یه روز خوناشاما علیه زامبیا میجنگن ؟

  49. شهرام گفت:

    آلیس برگرد تورو خدا از مسدودیت درم بیار

  50. شهرام گفت:

    آلیس برگرد تو رو خدا از مسدودیت درم بیار

  51. شهرام گفت:

    آلیس درم بیار عاشقتم ببین دارم جلوی همه میگم دوست دارم

  52. شهرام گفت:

    سلام بچه من فهمیدم که آلیس خون آشام نیس چون خیلی باهاش حرف زدم و از خیلی از سوال هام طفره می‌رفت و دلایل زیادیم دارم
    چون هرچی میپر سیدم اونو جواب میداد که منم میدونم و توی اینترنت هست گوگل درزم عکسشم فرستاد مثلاً و لی تو نور خورشید بود بخصوص که میگه از نوع بت پایرز هست ولی اینم بدونید که خون آشام های بت پایرز و کت پایرز فقط به نور خورشید حساس هستند و صدمه می‌بینند بعدشم دوتا شماره داره اونم ایرانسل کد خوزستان دیگه ماشاالله همتون اهل ایران هستید و میدونید که خوزستان بعضی از شب خاش چقدر گرمه و انسان تحمل ندارم چه برسه به یه خون آشام اونم حساس به گرما در خوزستان پس گرمای روزش رو چکار میکرد بخدا منم میتونم لایه شماره دیگه بیام بگم من خون آشام هستم شماره بدم گولتون بزنم هر سوالی هم که داشتین میپرسیدین به راحتی جواب میدادم چون که خودمم یک وبلاگ دارم و در مورد ماورا داخلش می‌نویسم اینم باید بدونید که خون آشام ها شب ها بیدار هستن و کل روز خواب ولی دوست شما آلیس نه روزا بیدار شبا خواب به زهنتون نرسید واقعا درزم خوب میدونید که خیلیا تو ایران هستن متخصص هیپنوتیزم و انسان هستن ولی آلیس جون بلد نیست خودش بهم گفت قدرتش هست ولی نمیتونه آخه واقعا. بچه نیازی نبود من اینارو بهتون بگم
    چون چیزای آسونی هستش یه نیمه خون آشام اگه بیاد توی ایران از گرمای شبش میسوزه اونم تو خوزستان. چه برسه به آلیس که به گرما حساس هست و یه خون آشام کامل هست یعنی
    واقعا فهمیدنش براتون اینقدر سخته بسه یا بازم بگم اگه سوال دیگه ای داشتید بیاید واتساپ از من بپرسید در مورد خون آشام ها فقط اطلاعاتی زیاد هست درزم احتمالا آلیس یه پسره چون میگه زنگ نزیند و تماس تصویری نگیرید میترسه قیافش با صداش لو بره کسی سوالی داشت بیاد واتساپ فقط شماره تماس

    ۰۹۰۱۹۲۸۲۵۴۴

  53. شهرام گفت:

    سلام بچه من فهمیدم که آلیس خون آشام نیس چون خیلی باهاش حرف زدم و از خیلی از سوال هام طفره می‌رفت و دلایل زیادیم دارم
    چون هرچی میپر سیدم اونو جواب میداد که منم میدونم و توی اینترنت هست گوگل درزم عکسشم فرستاد مثلاً و لی تو نور خورشید بود بخصوص که میگه از نوع بت پایرز هست ولی اینم بدونید که خون آشام های بت پایرز و کت پایرز فقط به نور خورشید حساس هستند و صدمه می‌بینند بعدشم دوتا شماره داره اونم ایرانسل کد خوزستان دیگه ماشاالله همتون اهل ایران هستید و میدونید که خوزستان بعضی از شب خاش چقدر گرمه و انسان تحمل ندارم چه برسه به یه خون آشام اونم حساس به گرما در خوزستان پس گرمای روزش رو چکار میکرد بخدا منم میتونم لایه شماره دیگه بیام بگم من خون آشام هستم شماره بدم گولتون بزنم هر سوالی هم که داشتین میپرسیدین به راحتی جواب میدادم چون که خودمم یک وبلاگ دارم و در مورد ماورا داخلش می‌نویسم اینم باید بدونید که خون آشام ها شب ها بیدار هستن و کل روز خواب ولی دوست شما آلیس نه روزا بیدار شبا خواب به زهنتون نرسید واقعا درزم خوب میدونید که خیلیا تو ایران هستن متخصص هیپنوتیزم و انسان هستن ولی آلیس جون بلد نیست خودش بهم گفت قدرتش هست ولی نمیتونه آخه واقعا. بچه نیازی نبود من اینارو بهتون بگم
    چون چیزای آسونی هستش یه نیمه خون آشام اگه بیاد توی ایران از گرمای شبش میسوزه اونم تو خوزستان. چه برسه به آلیس که به گرما حساس هست و یه خون آشام کامل هست یعنی
    واقعا فهمیدنش براتون اینقدر سخته بسه یا بازم بگم اگه سوال دیگه ای داشتید بیاید واتساپ از من بپرسید در مورد خون آشام ها فقط اطلاعاتی زیاد هست درزم احتمالا آلیس یه پسره چون میگه زنگ نزیند و تماس تصویری نگیرید میترسه قیافش با صداش لو بره کسی سوالی داشت بیاد واتساپ فقط شماره تماس

    ۰۹۰۱۹۲۸۲۵۴۴

  54. شهرام گفت:

    اینم بدونید که کارم در آوردن دروغ این افراد سود جو هست و دروغ گو

    • میعادیس گفت:

      اون واقعا خوناشام حالا بنا بر دلایلی گفتی نمیشه ثابت کرد

    • میعادیس گفت:

      باشه اقای متخصص اون خوناشام اینو بدون لازم نبود الکی بهش بگی عاشقتم چون اون با هم نوع خودشه نه باانسان بناربراین توهم دروغگو هستی

      • الیس گفت:

        واقعا ممنونم که ازم حمایت میکنی نمیدونم چطوری جبران کنم🥺

      • شهرام گفت:

        خب اینجارو بدون که اگه یکی بزاری تو فکر کلماتی که واسش بفرستی از دقت هوش و دروغ میفته و در حالت آنی . ناخودآگاه لو میده وگرنه منم میدونم خون آشام ها با هم نوع خودشون هستن و مجبور نیستم باهاشون باشم که تو یکی از شب فاتحه خودمو بخونم

      • شهرام گفت:

        ببینم خون آشام و اصلا نمیخوابی خون آشام ها که روزا خوابن ولی تو روزا بیدار و شب ها نزدیکی ساعت ۳الا ۴ بعضی وقت ها هم ۲ خوابیدی از کی تا حالا خوابتون برعکس شده

      • میعادیس گفت:

        من رد دندونای نیششو دیدم که یکیو تبدیل کرد بعد از ساعت دو به بعدم میره شکار تو تا حالا دیدی یکی دائما تو اینترنت اینا باشه بنابر این وقتی جوابتو نمیده نمیشه گفد که عالیس خوابه اون زمان داره به کارایه دیگش میرسه

      • میعادیس گفت:

        خوب اقای محترم عالیس واقعا خوناشام من باورش دارم اون دوستمه و میدونم خوناشام

      • میعادیس گفت:

        عالیس در واقع من باید ازت معذرت بخوام منو ببخش🙏

  55. شهرام گفت:

    ببین یک خون آشام نمیتونه روزا بیدار بمونه درد می‌کشه اگه بیدار بمونه و فقط شبا بیدار میمونه و میگی رد نیشاش بر چه مدرکی میتونسته از اینترنت بیاره درضمن عکسش هم رنگ پریده و سفید گچی نیست اینو بدون خون آشام ها رنگ پوستشون سفید گچی هست

  56. شهرام گفت:

    ببین آنم میدونی که خون آشام ها ناخن بلند و قوی دارند و خودشنون نمیتون کوتاهشون کنن چون لازم میشه یه صلاح هست واسشون تو عکسی که فرستاده بود دستشم بود هیچ ناخونی نبود

  57. میعادیس گفت:

    عیصی به دینش موسی به دینش هرکسی تو این سایت یه نظری داره من نظر خودم دارم تو هم نظر خودت داری پس لطفا دهنتوبیند عالیس واقعا خوناشام هس

  58. الیس گفت:

    چون فقت من به نرگس اینارو گفتم

  59. الیس گفت:

    واییییییییییی شهرام شقدر حرف میزنی خستم سد نزدیک ۱ ساعت داشتم چتای تورو میخوندم یکم کم تر کن حرفاتو

  60. شهرام گفت:

    آلیس یه کاری باهات دارم فقط در حد سه یا چارتا پیام بیا و بعد برو ضروریه باشه

  61. شهرام گفت:

    روی شماره اولی برگرد باشه ۲۵۴۴

  62. الیس گفت:

    من زیاد مطالب میخونم ولی موندم که تو چطوری تونستی این همرو بنویسی

  63. الیس گفت:

    شهرام حر کاری داری همینجا بگو من نمیام واتساپ

  64. الیس گفت:

    مگه تو نمیگی من خون آشام نیستم پس چرا باید بیام واتساپ؟

  65. میعادیس گفت:

    شهرام چیزایی که تو فیلما سایت میبینی همه اطلاعاتش درمورد خوناشاما واقعیت فقط اونا دارن چیزای میگن اصلا مربوط به خوناشاما نیس تو این دنیا عالیس یه خوناشام واقعیه

  66. میعادیس گفت:

    به عنوان مثال بروسایت بزن خوناشامای اصیل زاده سرزمین خوناشام ها اونوقت میفهیی مطلبی که قبل گفدم

  67. میعادیس گفت:

    مطالبی که انسان از دروغ از خودشون در میارن درمورد خوناشاما میگن . ولی من اینو میدونم که عالیس یه خوناشام واقعیه اون دوسته منه ویک خوناشام واقعی

  68. میعادیس گفت:

    بعضی از انسامها مطالبی نادرست در مورد خوناشاما میگن این کار انسان باعث خشمگین شدن بعضی ازخوناشام شده

  69. الیس گفت:

    شهههههههراااااممممممم نیا التماس کن که از مسدودی درت بیارم هرکاره واجبی داری همینجا بگو فهمیدی؟

  70. الیس گفت:

    اینجا همه منو می‌شناسن هرکاری داری همینجا بگو من نمیام پیوی یا همون واتساپ

  71. میعادیس گفت:

    عالیس یه سوالی ازت بپرسم واقعا منو بخشیدی ؟🥺🥺🥺🥺

  72. شهرام گفت:

    بخدا می‌خوام اینجا بگم ولی نمیشه اگه میشد میگفتم اون چیزا هم باید بخونیش منم نمیتونم حفظش کنم بیام بنویسمش بازارسال شده هست

  73. بی نام گفت:

    عالیس حالا برو ببین چیکار داره حتما واجبه ها 🤨

  74. بی نام گفت:

    عالیس حالا برو ببین چیکار داره حتما واجبه ها 🤨

  75. الیس گفت:

    کسایی که منو می‌شناسن دستا بالا و اسم بدن ببینم به جز شهرام

  76. الیس گفت:

    اسم بدید ببینم

  77. الیس گفت:

    بی نام اسم بده

  78. الیس گفت:

    بچه ها هرسوالی که دارید اینجا بپرسید تا جواب بدم

  79. الیس گفت:

    خب چرا هیچی نمیگید من قبلا که میومدم نزدیک ۶۰ تا پیام داده بودید ولی الان ۱ دونه هم به زور میدید

  80. الیسَ گفت:

    من تصمیم گرفتم که دیگه هیچ وقت با انسان ها در ارتباط نباشم

  81. Fati گفت:

    ب نظر من همش دروغهههههه ه کسی واقعا خوناشامهههههه اگه راس میگیننننننن ۰۹۰۲۹۹۲۳۷۵۳ب این شماره پیام بده و خاهش میکنم ثابت کنین ک یه خوناشامیننننن دروغ بگین بلاک میکنم

  82. SDIAM گفت:

    الیس ازت دو سوال میپرسم اگه جواب دادی تمام حرفاتو باور میکنم اما اگه ندادی قِید همه چیزو میزنم حتی ژن خودم

  83. SDIAM گفت:

    گرگینه ها ژن دارن …
    مثلا انواع دارن ؟

  84. SDIAM گفت:

    خودت گفتی بپرس منم پرسیدم…
    الان جواب بده خوب…

  85. SDIAM گفت:

    امکان نداره که یه خوناشام در مورد بزرگ ترین دشمنش چیزی ندونه…
    حتی اگرم تو ندونی یه ومپ دیگه باید بدونه…
    حتی اگه همتون ندونید یه گرگینه صد در صد میدونه ، برو از اون بپرس

  86. SDIAM گفت:

    الیس جواب بده …
    حداقل یه چیزی بگو بدونم نمُردی…

  87. SDIAM گفت:

    اگرم میخوای بیا پیویم تو واتساپ شمارم اینه…
    ۰۹۲۲۵۳۵۰۵۶۸…
    حالا یا این جا جواب بده یا بیا پیویم

  88. SDIAM گفت:

    روبیکا هم دارم ام تلگرام ندارم

  89. SDIAM گفت:

    حالا بیخیال …
    سوالم رو جواب بده

  90. SDIAM گفت:

    قویترین ژن بین گرگینه ها کدومه ؟…
    ۲ تا رو بگو…

  91. الیس گفت:

    واااییی آلیس مرد خودم هزار تا کار دارم باید بیام اینجا سوال جواب بدم حال داریدا شکارچی جامونو پیدا کرده باید جابه جا بشیم دوباره فعلا نمیتونم جواب سوال بدم

  92. SDIAM گفت:

    اگه جواب سوالم رو بدی کاملا مطمئن میشم که یه خوناشام اصیل زاده هستی …
    اگه نمیدونی برو از کسی بپرس…
    تازه چطور ممکنه یه خوناشام ، اونم اصیل زاده در مورد بزرگترین دشمنش چیزی ندونه…
    جواب سوالم رو بده و تفره نرو

  93. SDIAM گفت:

    اگه جواب سوالم رو بدی شاید بهت گفتم من چی هستم …
    البته باید اول جواب سوال دومم رو بدی …

  94. SDIAM گفت:

    الیس انقدر تفره نرو و جواب سوالم رو بده …
    اون وقت به من و شاید به همه ثابت میشه که تو یه خوناشامی و اگه کسی گفت نیستی من خودم جوابش رو میدم

    • الیس گفت:

      دست از سرم بردارید دد دارم دیونه میشم
      من به کسایی که نیاز بود ثابت کنم ثابت کردم دیگه نیازی ندارم به تو ثابت کنم هر فکری میخای بکن من برام مهم نیست

  95. SDIAM گفت:

    جوابش کلا ۴ کلمست…

  96. SDIAM گفت:

    مگه تو نگفتی ما هیولاها داخل یه شهر بزرگی به اسم شهر وحش زندگی میکنیم ، خو برو از یه گرگینه بپرس یا شماره یه گرگینه رو بهم بده تا خودم ازش بپرسم

  97. SDIAM گفت:

    تو فکر میکنی که تنها موجودی هستی که توی اینترنته…
    برام مهم نیس باور کنی یا و برام مهم نیس که چی هستی اما من قویترین ژنه یه گرگینه هستم که قابلیت تبدیل داره ، چون دیگه هیچ گرگینه ای نمیتونه تبدیل بشه…
    به جز چشم سفید که قویترین ژنه و من یه چشم سفیدم و تو الیس ، یه خوناشام نیستی …
    میدونم که نیستی

  98. SDIAM گفت:

    باش ولی به نظرم به هر کسی نگو که چی هستی مخصوصا داخل کانالا چون مسخره ات میکنن و حرفت رو باور نمیکنن اینو از یه گرگینه چشم سفید یادگار داشته باش…

    • الیس گفت:

      تو ی گرگینه ای ما با هم دشمنی پی بجایی که بیای نصیحتم کنی برو به گله ات خبر بده که دیگه سراغ ما نیان وگرنه هرچه دیدی از چشم خود دیدی

      • SDIAM گفت:

        من برا تو نمیگم ، برا همه هیولاها دارم میگم فعلا کسی نباید حضور ما رو بدونه اگه وقتش برسه همه با هم میریم البته ما و شما باید از هم درو باشیم و گرنه همه شما رو میکشیم

  99. SDIAM گفت:

    اگه داخل دنیای بیرون به کسی گفتی بگو اما به کسی داخل فضای مجازی نگو…
    من یه گرگینه آلفا و چشم سفید هستم و تو دنیای واقعی به بقیه میگم نه دنیای مجازی ، به نظرم تو هم همین کارو بکن…

  100. SDIAM گفت:

    تو نمیدونستی که چشم سفید و غول پیکر قویترین ژن هستن پس یا نمیدونستی یا باهاشون رو برو نشدی…

  101. SDIAM گفت:

    یه چشم سفید ضد تموم خوناشاماس و هیچ خوناشامی نمیتونه بهش و بهم نزدیک بشه…
    اگه خواستی بیشتر بدونی بیا واتساپم…
    که البته بهتره نیای…

  102. الیس گفت:

    جای ی گرگینه اینجا نیست اینجا جای خون آشام هاست چون درمورد خون آشام هاست

  103. SDIAM گفت:

    انگار واقعا دیگه هیچکی نیست که پیام بده

  104. SDIAM گفت:

    اگه میتونی بیرونم کن

  105. SDIAM گفت:

    نمیخوام …
    تازه قراره بد تر بشید…
    نابودتون میکنیم…

  106. SDIAM گفت:

    تا الان خو خوب ازتون کشتیم…
    بازم میکشیم…

  107. SDIAM گفت:

    اگه ما حمله میکنیم تقشیر خودتونه…
    شما شهر رو کردین مال خودتون…
    فکر میکنید قویترین در حالی که ما قویتریم…
    و آخرش میمیرید…
    همه تون رو میکشیم…

  108. SDIAM گفت:

    تقصیر خودتونه…

  109. SDIAM گفت:

    الیس چرا چرتو پرت میگی من تو حرف زدیم

  110. SDIAM گفت:

    اونی که بالایی ها رو نوشت من نبودم…
    بتام بود

  111. SDIAM گفت:

    الیس چرا چرتو پرت میگی من مگه بهت نگفتم که فقط یه بتا دارم و اونم خودم تبدیل کردم…
    تازه من داخل اون حمله ها نیستم و جایی که شما هستید شماله ما کلا یه جای دیگه هستیم پس الکی حرف نزن و تحدید نکن و الا به گله اونجا میگم که همه تون رو از دَم بکشن…
    چون من یه آلفام پس حرفم رو راحت قبول میکنن.

  112. SDIAM گفت:

    خو بیا بیرونم کن

  113. SDIAM گفت:

    خو من نمیرم …
    همیشه یه نگاهی به این کانال میندازم

  114. SDIAM گفت:

    حیف از هم دوریم و الا بهت نشون میدادم یه چشم سفید چه بلایی سر خوناشام میاره…

  115. SDIAM گفت:

    خو بیا پیشم تا بهت بگم…
    الیس میگه معذرت خواهی کن…
    اره حتما ازتم معذرت خواهی میکنم😂😂👎🏼👎🏼

  116. میعادیس گفت:

    عالیس مگه من حرفم بد بود ؟ منظورم اینه که عالیس که الان به گرگینه کاری نگرفته که هی تهدید میکنه

  117. SDIAM گفت:

    چی میگی حالت خوبه ؟

  118. SDIAM گفت:

    خو پس خوبی😂😂😂

  119. SDIAM گفت:

    نه ده شوخی بسه…
    فکر کنم الیس مُرد…
    کشتنش…

  120. SDIAM گفت:

    چند روزه که جواب نمیده…
    فکر کنم مرده…

  121. SDIAM گفت:

    من دوستای خوناشام زیادی دارم و از همه شون قویترم اما خوشم از الیس نمیاد…
    ادعا داره…
    میگه که اصیله اما نیست…
    خوناشام هست اما اصیل نیست…

  122. SDIAM گفت:

    تازه با روداری میگه معذرت خواهی کن…
    من به بابامم معذرت خواهی نمیکنم چه برسه به یه پشه خون خوار …

  123. SDIAM گفت:

    من یه گرگینه آلفام…
    یکی از قویترین گرگینه ها…
    چشم سفید…

  124. SDIAM گفت:

    من یه روز الیس رو میبینم…
    اما اون روز من از یه اصیلم قویتر میشم و اون روز من با گله خودم که البته خوناشامم داخلشه ، میریم سراغ الیس…

  125. SDIAM گفت:

    اینو بتام نوشت نه من…
    تا ۵ دقیق گوشیمو میدم دستش یه کاری میکنه

  126. SDIAM گفت:

    من اگه کاری به خوناشاما ندارم به خاطر رفیقامه که خوناشامن و الا تا الان خیلی ها رو کشته بودم…

    • میعادیس گفت:

      الان دیگه به من مربوط نمیشه که تو از عالیس خوشت نمیاد اینا همه مربوط به خودت میشن عزیز جان من فقط میگه نیان تو سایت باهم بحث دعوا کنین
      بعدم چند روزیه حالم اصلا خوب نیس
      اذیتای جنا تمومی نداره. پس هر کاری دوس داری انجام بده برو با هرکسی دوس داری دوشمنی بکن

  127. میعادیس گفت:

    یه سوالی داشتم تمام خوناشام اصیل زاده ، از چیزی زاده میشن یانه؟

  128. SDIAM گفت:

    خوناشامای اصیل اصلا زاد و بلد نمیکنن ، برا همین میگم که الیس اصیل زاده نیست…
    اما اونایی که اصیله اصیل نیستن زاد و بلدم میکنن…

  129. SDIAM گفت:

    اگه جن دنبالته خو بدبخت شدی ….
    چون هیچ خوناشام یا گرگینه یا هیچ موجودی به جز انسان از جن قویتر نیست…
    الیسم که گفته که جنا براشون کار میکنن زر مفت زده…
    فقط ۳ راه وجود داره که جن دیگه نیاد سراغت و البته دلیلای زیادی هم هستن که جن بیاد سراغت…
    جن از هر چیزی که تا الان دیدی قویتر و ترسناک تره…
    اینو یه گرگینه آلفا داره بهت میگه که خودش جن دیده…

  130. SDIAM گفت:

    امید وار باش که قیافیه اصلی یه جن رو ندیده باشی چون اون موقع یا باید بمیری یا باید بمیره…

    • میعادیس گفت:

      من قیافه اصلی جنارو ندیدم فقط شبیه یه سایه خاکستری به شکل انسان که سریع از جلو چشمت غیب میشن میبینمشون
      گاهی وقتام صدای خنده مزخرفی میشنوم
      اون موقع یه حس بدی بهم دست میده
      بعضی اوقاتم وقتی خوابم بدن قفل میشه تو خواب سه نفر میبینم که دارن منو میزنن یا با شکلای عجیب هستن جوری که هرچی بسم الله یا دعایی که دعا نویسه بهم داده کار نمیکنه

  131. SDIAM گفت:

    اگه یکی از این ۲ تا کارو انجام دادی خو بدبخت شدی چون یک یا چند تا جن قوی و به قصد کشت میان سراغت و اون قدر میترسوننت تا سکته بزنی و بمیری..

    یک . یه راهی برای تبدیل شدن…
    دو . باز کردن ۷ چاکرا…
    اگه یکی رو انجام دادی بدبخت شدی اما اگه ندادی من میدونم باید چیکار کنی تا از شر اون جنا خلاص بشی…
    البته اگه اون ۲ تا رو هم انجام دادی باز میدونم باید چیکار کنی …
    اینو بدون که جن به سراغ خانوادتم میره…
    خیلی نامردن…

    • میعادیس گفت:

      من فقط ۹ سالم بود رفتم جایی که مادر بزرگم گفده بود جن داره به خیال خودم می خواستم ببینم جن چیه🤦🏻‍♀️😅 از همون موقع یا یکی میزنه به شونم نامرئی هم هست یا به شکل مادرم جلوم ظاهر میشه یا با یه قیافه عصبانی. حس بدی بهم دست میداد گاهی اوقات کلمات نامفهومی یا حرفای عجیبی میشنوم
      صدای مرد یا زن اما صداشون کلفته
      یه بارم که وقتی صبح از خواب بیدار شدم
      قفسه سینم جوری درد میکرد انگار یکی پرتم کرده باشه جایی

  132. SDIAM گفت:

    احتمالا نتواستی تبدیل بشی…؟
    یا ۷ چاکرا تو باز نکردی…؟

  133. SDIAM گفت:

    ببین جنم مثه خیلی از موجودات دوست داره ترس ادما رو ببینه پس هر موقع خواستی باهاشون رو به رو بشی نترس اما هیچ وقت خودت به سراغشون نرو چون میمیری یا حداقل جن میگیرت…
    اگه بسم الله میگی نمیرن بدون که اونا یا جن نیستن چون جن از بسم الله میترسه و یا جن خیلی قدرت مندی هستن که اون موقع باید بری پیش یه جنگیر داخل قم…
    اما هیچ وقت به جن اهمیت نده…
    مثلا اگه یه صدایی از داخل خونه اومد خودتو بزن به بیخیالی اما اگه دیدی خیلی خیلی صدا میاد اون موقع یه کاری بکن که‌ حواست پرت بشه…
    مثلا کارای خنده دار بکن ، جوک بخون…

  134. SDIAM گفت:

    ببینم اصلا شیعه هستی ؟…
    اصلا خدا و اماما رو قبول داری؟…
    .
    همه فکر میکنن هیولا ها باید یه موجود کافر سنگدل و احمق و بی اعصاب باشن…
    من همه رو دارم به جز کافر بودن ، من شیعم.

  135. SDIAM گفت:

    یه نصیحت میکنم به کسایی که میخوان چاکرا رو باز کنن…….
    همه فکر میکنن که چاکرا یه علمه و خطری نداره اما نه چاکرا خیلی خیلی خیلی خطرناکه…
    چاکرا یه انرژی به شدت منفی و قدرتمنده که از تبدیلم قویتره اگه باهاش بلد باشی…
    اما به جز بدبختی هیچی نداره…
    همه فکر میکنن چاکرا درمانه اما نه ، از سرطانم بد تره و یه مریضی هایی رو میندازه به جونت که فکرشم نمیکنی . چاکرا همش بدبختیه و اگه کسی داره بازش میکنه سریع ببندش تا جن و دردو مریضی و کابوس و ……نیاد سراغش…

    • میعادیس گفت:

      سه سال پیش که دیدمشون شب ساعت ۱۲ شب بود نشسته بودم یه به پشت سرم نگاه کردم دیدم که یه نفر با یه لباس سفید کنفی بلند تا پشت پاش پشتمه اون موقع ترسیدم بعد حالت روانیا شده بودم همین چند ماه پیشم فقط پنج شنبه جمعه دوچار افسردگی شدید شده بودم ولی بازم با این همه دعا دارم میبینمشون دلم نمی خواد جنی دیگه ببینم😔

  136. SDIAM گفت:

    تبدیل شدنم به اندازه چاکرا خطرناکه…
    مثه اون پسره احمق نباشید که میخواد برا تبدیل شدن به خوناشام رگه خودشو بزنه و با یه چیزی بخوره…
    تبدیل شدن فقط ۲ راه داره…
    یک . یه ژنی از اول تو وجودت باشه…
    دو . یکی که هیولا هست تبدیلت کنه…
    اگه به جز این ۲ تا کاری بکنید بدبخت شدین مثه چاکرا….

  137. SDIAM گفت:

    نمیخواد کار سختی انجام بدی فقط باید بهشون فکر نکنی(اما اگه فکر کردی باید خودتو با یه چیزی مشغول کنی)از سروصداهایی که درست میکنن نترسی و از اونجا بری(به هر صورتی که شده نباید بترسی چون اگه بترسی دیگه وِلِت نمیکنن)بسم الله بگو و سوره حمد رو بخون ، اما اگه با اینا خوب نشدی باید بری پیش یه جنگیر …

  138. الیس گفت:

    من زندم ولی به زودی میمیرم با شکارچی ی احدی بستم که به دنیا ی ما نره و بجاش منو بکشه اونم قبول کرد قراره ۱۰ مهر ماه برم به ی قبرستون و اونجا جونمو به‌خاطر خانوادم بدم
    نرگس دوست خوبی بودی همیشه هم میمونی دوست دارم اجی جون جون ❤️
    اینم اخرین پیام منه بای گرگینه بای به همه

  139. SDIAM گفت:

    دروغ خوبی بود…
    اونوقت اسم اون موجود چیه ؟

  140. SDIAM گفت:

    به همین راحتی….
    ببین من خو خودم میدونم شکارچی در کار نیست اگرم باشه خیلی کمن و اونا نمیان سراغ شما…
    سراغ اون تنها ها و ترسیده ها میرن…
    اگرم راس بگی نشون میده چقدر احمقی…

  141. SDIAM گفت:

    واقعا برا یه اصیل خیلی خیته که بره به حرفه یه شکارچی گوش بده.‌..
    حدثم درست بود…..
    تو یه اصیل نیستی

  142. میعادیس گفت:

    خداحافظ به همگی دلم برات عالیس خیلی تنگ میشه ابجی جون❤🌹 واقعا از این شرایطی که برات پیش اومده خیلی نارحتم😔😔😔😖

  143. SDIAM گفت:

    بابا چی میگی میعادیس…
    قرصا تو خوردی…
    رفتم به الیس راه حل دادم و گفتم چی کنه که زنده بمونه…
    اگه کاری که بهش گفتم رو انجام بده حالا حالا ها زنده میمونه

  144. سیماا گفت:

    هیعععع اینجا چ خبرههه اخ جون خوناشام هسسس اینجا واقعا؟؟؟

  145. SDIAM گفت:

    اره هست البته اگه تا الان نمرده باشه …

  146. میعادیس گفت:

    خیلی دلم می خواد یه گرگینه رو از نزدیک ببینم

  147. SDIAM گفت:

    خو که چی..‌.
    توقع نداری که بیام پیشت…

  148. SDIAM گفت:

    ببین قیافه ما هم مثه ادمائه…
    مثلا ناخونای قوی و مثلثی و دندونای بزرگ و موهای بلند نداریم…
    مثه ادماییم اما قویتر از هر لحاظی و عصبانی تر و میتونیم تبدیل به گرگ بشیم

  149. SDIAM گفت:

    شکارچی نه تنها برا گرگینه و خوناشام هست بلکه برا تمام هیولاها هست…
    خیلی رو مخن…

  150. Z گفت:

    اخه چجوری میشه همین طوری بگین ما خون اا
    شام یا گریه هستیم و بقیه باور میکنن
    امم
    یه دلیل برای اینکه موقعیتتون رو اثبات کنه بگین:\\
    ممنونم

    • SDIAM گفت:

      اولا . من بخاطر گوه کاری الیس خودمو لو دادم…
      دوما . من برام مهم نیست که بقیه در موردم چی فکر میکنن و من به خیلی ها گفتم…
      سوما . ما خودمون میخوایم که مردم ما رو باور کنن چون داریم از حد افسانه هم میگذریم…
      چهارما . اکه خواستی بیا داخل روبیکا یا واتساپ تا کاملا بهت ثابت کنم که من یه گرگینه ام…
      اما اولش باید بهم بگی برا چی میخوای بدونی…

  151. SDIAM گفت:

    الیس مُرد…

  152. الیس گفت:

    زندم و ما بلاخره پیروز شدیم ببخشیدا اما شکارچیو کشتم
    و الان ی جنگ بین ما و شکارچی هست تا تک تکشونو نکشیم دست از پا خطا نمی‌کنیم

  153. omid گفت:

    منم هستم الیس واقعا خوناشام وجود داره خودت هم خوناشامی دروغ میگی omid

  154. omid گفت:

    عالیس توواقعا راست میگی خوناشامی

  155. نازنین گفت:

    آقا منم آرزومه خوناشام باشم چطوری بشم؟ میشه یکی راهنماییم کنه

    • میعادیس گفت:

      چرا انسان بودن دوست نداری
      من واقعا می خوام بفهمم چرا دوست دارین به موجودات ماورایی تبدیل بشین؟🧐🤔

  156. ایمان گفت:

    قیافه من بعد از خوندن کامنتا 😑😐

  157. SDIAM گفت:

    الیس واقعا احمقی…
    من بهت گفتم چی کار کنی و بهت گفتم که نکشش…
    چرا مثه احمقا عمل کردی…
    الان یه جنگ بزرگ درست کردی برا خودت…

  158. SDIAM گفت:

    الیس باید حرف بزنیم…
    من به دشمنم که تویی کمک کردم و تو به حرفم گوش نکردی…
    باید باهات حرف بزنم…
    یا روبیکا یا واتساپ…
    زود…

  159. میعادیس گفت:

    الفا وقتی تو الیس باهم میبینم که باهم دشمنین بهم کمک میکنین خیلی جالب میشین😂😂😂😂

  160. SDIAM گفت:

    اولا . الیس تاحالا به من کمک نکرده اما من به اون کمک کردم و اگه الان زندس به خاطر کمک منه…
    دوما . من با اینکه با تمام خوناشاما ذاتا دشمنم اما در کل ازشون خوشم میاد باحالن…
    اما قیافه هاشون موقعی که ازم میترسن خیلی خنده دار میشه…
    من تاحالا الیس رو ندیدم اما بیشتر خوناشامایی که تاحالا دیدم و باهاشون جنگیدم ، همه ازم ترسیدن و فرار کردن یا اینکه سوختن …

  161. SDIAM گفت:

    خوناشاما رفیقامن…
    ولی در عین حال دشمنیم…
    چیز عجیب و باحال و در عین حال مزخرفیه…
    نمیشه گفت که چجوریه…

  162. SDIAM گفت:

    نرگس به الیس بگو کارش دارم…
    البته اگه هنوز نمرده باشه…

  163. SDIAM گفت:

    میعادیس الیس جواب میده یا نه ؟…

  164. SDIAMI گفت:

    اگه جوابت رو میده خو یعنی مرده…
    یا تو جنگ بزرگیه…

  165. SDIAMI گفت:

    اگه جوابتو نمیده یعنی مرده یا در حال مردنه یا داره میجنگه و یا داره فرار میکنه …
    غیر اینا نیس…

  166. SDIAM گفت:

    اگه جواب میده بهش بگو که یه نقشه دارم…

  167. الیس گفت:

    من دیگه نمیخام کمکم کنی برام مهم نیست که رفیقات خون آشامن یا نه من به خاطری که با تو چت کردم میدونی چه مجازاتی شدم
    من نیازی به کمکت ندارم من ی کت پایرز هستم میتونم خودم از پس خودم بر بیام نیازی به کمک هیشکی ندارم آلفا چه بخای چه نخای ما با هم دشمینم و تا آخر عمرمون هم دشمن میمونیم و با هم باید بجنگیم از زمانی که تو به من هی کمک کردی مجازات های سختی داشتم یکیش این بود که منو دادن دست شکارچی مثل ی سگ باهام رفتار می‌کرد به گردنم قلاده بسته بود غذا هم که بهم نمی‌داد از عمد می‌بستم داخل آفتاب دیگه کمک هیچ گرگینه یا هرچیز دیگه ای که دشمنام هستنو نمیخام
    من کت پایرز هستم این تو خون منه من ی قاتلم اونم از اون نوع بد ترینش
    من آدم کشتم حالا که میگم کم ولی نه خیلی کشتم من شبی نزدیک ی ۱۰ تایی آدم میکشم تا بتونم غذا بخورم کسایی هم که سلاح بدونم تبدیل میکنم
    من دارم بقیه شکارچی هارو فریب میدم بخاطری که یکیشونو کشتم بقیه افتادن دنبالم منم دارم فریبشون میدم الان ی ۲۰ باری هست انداختمشون تو تله های خودشون خودم میدونم چیکار کنم

  168. الیس گفت:

    درضم من خون آشام خوبی نیستم من بد ترینسون هستم تو این همه مدت داشتم نقش ی خون آشام خوبو رفتار میکردم ولی الان با رفتار خود خودم رفتار میکنم

  169. SDIAMI گفت:

    تو فکر میکنی برا من اهمیتی داره که بهت کمک کنم .
    این رفیق احمق من بود که بهم میگفت تورو خدا کمکش کن چون ممکنه بمیره…
    من خودمم میدونستم خوناشام قوی نیستی…
    تو اصلا در مورد اُچیها چی میدونی.؟…
    من یه خوناشامی ازم ترسیده که یه اچیها رو شکست داده و اون اچیهائه شارینگان داشته…
    و همین الانم دوستم داره بهم میگه که کمکش کن…
    اما دیگه مگه سرم بره…
    الان تو یکی رو کشتی که همش تقصیر منه…
    اصلا میدونی ادم کشتن برا من چقدر میتونه خطرناک باشه…
    باعث یه اتفاقای خیلی بد میشه که البته به خاطر آلفاییمه…
    خلاصه باید از یه خوناشام کمک بگیری والا میمیری…

    • الیس گفت:

      حالا که میبینی زنه مودم نیازی هی به کمک ندارم خودم از پس اینا برمیام
      و ی چیز دیگه قشنگ تابلو هست که گرگینه نیستی چون ی گرگینه داخل هر پیتمیش نمینویسه چون گرگینه ام چون الفام من این همه پیام دادم ولی فقت داخل یکی دوتاش نوشتم خون آشام نه داخل همش

      • SDIAM گفت:

        الیس اولا . من خو از همه بهتر میدونم که تو چی هستی…
        دوما . من یه گرگینه ام چون چیزایی رو گفتم که هیچ جا نیست و خودتم صحتش رو تایید کردی…
        سوما . اگه قرار باشه که کسی هیولا نباشه اون تویی چون اولش گفتی که در مورد چش سفیدا نمیدونی اما بعدش گفتی که باهاشون جنگیدی…
        چهارما . تو گفتی که تو جلوی افتاب نمیسوزی در حالی که هیچ خوناشامی جلوی آفتاب نمیسوزه…
        الیس اگه تمام حرفات راست باشه…
        هم تو میدونی من گرگینه ام و هم من میدونم که تو یه خوناشامی …
        پس الکی گوه نخور

      • SDIAM گفت:

        یه الفا همیشه الفایش رو به همه نشون میده ، مثه گرگی که همیشه دُمش بالاس…
        اما تو کسی هستی که اومدی گفتی من یه خوناشامم و مرسی که درباره ما میزارین…
        بعد شمارتو دادی برا رل…
        تازه چیزایی که شهرامم میگه بیشترش راسته

      • SDIAM گفت:

        الیس من ازت پرسیدم که قویترین ژن بین گرگینه ها چیه بعد تو گفتی برو اینا رو از یه گرگینه بپرس…
        من گفتم مگه نمیگی که تو شهر وحش زندگی میکنین خو برو از یکی بپرس بعد تو گفتی نه گرگینه ها اونجا نیستن…
        من میگم برو از معلمی یا یه تاریخ دانی یا یه چیزی بپرس اما تو کلا جواب ندادی…
        آخرشم که من گفتم چش سفیده تو گفتی اره چش سفیده اما اینو اینجا نگفتی…
        حالا کی دروغ میگه…

  170. SDIAM گفت:

    تو فکر میکنی برا من اهمیتی داره که بهت کمک کنم .
    من برا رفیقم که بهم میگفت بهش کمک کن بهت کمک میکردم و حتی الانم داره میگه ببخشش…
    و تازه من میدونستم که ضعیفی … حتی قبل از اینکه خودت بگی…
    و الان تو یکی رو کشتی که تقصیر منه…
    میدونی که ادم کشتن برا من چقدر خطرناکه…
    اصلا میدونی که چه بلایی سرم میاره…
    که البته به خاطر الفایی مادرضاده…

  171. SDIAM گفت:

    اون خوناشام احمقی که به من میگفت کمکش کن یه اُچیها رو شکست داده…
    اصلا تو درباره اچیها چی میدونی بچه…
    نمیدونم چرا میخواد کمکت کنه…
    خلاصه…
    اگه میخوای زنده بمونی باید بری پیش یه الفا خوناشام تا بهت یه راه حل بده والا باید تا ابد مثه موش بری تو این غار و اون غار …
    و اگر نری میمیری…

  172. SDIAM گفت:

    درسته که این کانال در مورد خوناشاماس…
    اما کسی در مورد گرگینه ها سوالی داشت بپرسه…

    • H گفت:

      سلام SDIAM میخواستم‌ شمارتو بدی تو تلگرام باهم صحبت کنیم من نمیخوام تبدیل بشم ولی یه خواسته ی معنوی ازت دارم میدونم که میتونی کمکم کنی ممنون🙏

  173. H گفت:

    سلام SDIAM میشه شماره یا آیدی تلگرامت رو بدی میخوام باهات صحبت کنم من نمیخوام تبدیل بشم یه خواسته ی معنوی ازت دارم که میدونم میتونی کمکم کنی ممنون

  174. H گفت:

    سلام SDIAM میشه آیدی تلگرام یا شمارتو بدی باهم صحبت کنیم من آیدی تلگرامم رو می ذارم لطفا بهم پیام بدهH_Aziznia@

  175. SDIAM گفت:

    من تلگرام ندارم اما واتساپ و روبیکا و اینستا دارم

  176. SDIAM گفت:

    شمارمو بالا بالا ها نوشتم…
    اگه از اولی که من اومدم بخونی پیداش میکنی

  177. SDIAM گفت:

    یکی هم از اون ور گفته الیس راسته که زامبی ها با خوناشاما جنگیدن بعد تو میگی اره راسته جنگیدیم…
    اول اونا برا ما کار میکردن اما الان جن ها برا ما کار میکنن…
    لامصب دروغ از این مزخرف تر…
    اخه جن ها انقدر بیکارن که بیان برا شما کار کنن…
    یه توله جن از یه خوناشام اصیلم قویتره…
    بعد انسان ، جن از همه ما قویتره …
    یه جن میتونه داخل ۱۰ ثانیه از شمال ایران بره به جنوب ایرانو برگرده اما یه خوناشام و گرگینه خیلی خیلی سریع باشن میتونن تا ۲۰۰ تا سرعت داشته باشن…
    اونوقت یه هواپیما از تهران که وسط ایرانه تا مشهد که اخر ایران نیس ، ۴۵ دقیقه تو راهه…
    دیگه فکر کن یه جن چقدر سرعت داره . تازه این فقط سرعت جنه . قدرتاش خو خیلی بیشتر از یه خوناشامه

  178. SDIAM گفت:

    این ادامه ۱۰ پیام بالاتره…
    اشتباهی فرستادمش اینجا

  179. میعادیس گفت:

    الفا شاهرخی میشناسی؟🤔

    • میعادیس گفت:

      پس میشناسیش 😁 هیچی بهم نگفده رفتم باهاش درمورد خوناشاما گرگینه ها حرف بزنم بعد مسدودم کرد تو کامالشم یه گروه بود که یه نفر درخواست کرد سه نفرو پیداکنن برای تبدیل شدن همه چیزو انکار کرد گفد من نمی دونم بعد تو گروه گفد که لینجا نگو ممکن شکارچی باشه بیا پیوی

  180. SDIAM گفت:

    من گفتم نمیشناسمش…
    دروغی ام باهات ندارم…
    فقط گفته که من شکارچی ام؟!؟

  181. میعادیس گفت:

    نه گفد که تو شکارچی هستی گفد تو گروه نگی چون مممکن شکارچی باشه خطر ناکه. بیا پیوی بهم بگو برات افراد پیدا میکنم تا تبدیل بکنی .

  182. میعادیس گفت:

    تمام مکالمش همین بود تو گروه که نوشتم بالا

  183. میعادیس گفت:

    من بیکار نیستم طرفمو سر کارش بزارم. فقط شما از زاهدان هستین یا فقط شاهرخی از زاهدانه؟

  184. میعادیس گفت:

    الفا اسمت چیه ؟ 😁

  185. میعادیس گفت:

    یه سوالی زامبی وجود داره یا موجود تخیلی هستش؟🤔

  186. میعادیس گفت:

    خوناشاما موجودات غیر قابل پیش بینی هستن
    😐

    • الیس گفت:

      آره چون تو دوست صمیمی ی من هستی و بهم یاد دادی که چطوری ی خون آشام مهربون باشم نمیخام بهت آسیب بزنم
      قبل از اینکه تو به من یاد بدی مهربون باشم ی خون آشام وحشی بودم که به هیچ کس رحم نمیکردم ولی تو مدتی که داشتم با تو چت میکردم عوض شده بودم و دوباره همون خون آشامی شدم که به هیچ کس رحم نمیکنه

  187. الیس گفت:

    سلام نرگس سلام به بقیه دیگه هرچی میخایین راجبه من حرف بزنید مسخرم کنید منو دوروغ گو فرض کنید دیگه برام مهم نیست من بعد ۱۰۲سال فهمیدم جای ما خون آشام ها پیش شماها نیست ما همه ی انجما خون آشام ها میخواییم بریم به دنیای خودمون به چند دلیل
    ۱ ی جنگ در راه هست و همه ی ما باید آماده بشیم
    ۲ پلیس ها فهمیدن ما تو دنیای اونا هستیم و دنبالمون هستن
    ۴ کی به پلیسا گفته نمیدونم
    ۵انسان ها برای ماها داستان میسازن ی شب همه ی خون آشام ها رفتیم بیرون جوری رفتیم که ی جمعیت بزرگ بودیم دوستم آلما یکی از انسان هارو گرفت و جلوی خودشون کشتش و خونشو خورد انسان ها هم زمانی گفتن خون آشام ها برگشتن بعد فرار کردن
    ما هم امشب ساعت ۳ حرکت می‌کنیم و به دنیای خودمون بر میگردیم دنیایی که هیچ وقت روز نداره و همه ی کسایی که اونجا هستن راضی هستن
    مثل پری های دریایی
    فرشته ها
    جادوگرها ما همه کنار هم خوشیم و اون قاری که به اندازه ی دنیا هست چندین ساله که خالی هست و ما دوباره میخاییم دور هم جمع بشیمو خوش حال باشیم و باهم احد ببندیم که دیگه نه کسی از قار خارج بشه و کسی وارد غار بشه
    ما اگه امشب ساعت ۳ هرکت کنیم دیگه ساعت ۵ که هنوذافتاب نیومده بیرون می‌رسیم

  188. میعادیس گفت:

    عالیس تا حالا بهم کسی نگفده بود من مهربونم
    همه اطرفیانم میگفدن من سرد رفتارم خیلی ازت ممنونم که اولین نفری هستی منو باور داری بهم گفدی مهربونم🌺❤❤❤

  189. میعادیس گفت:

    و خوش حالم از این که زنده هستی ارزو میکنم همیشه سلامت باشی دوست عزیزم 😍🤩

  190. SDIAM گفت:

    الان همه شاهدین که الیس داره میره داخل غار و داخل هیچ غاری انتن نمیده و اگه الیس بگه انتن میده دروغ گفته و تازه حق بیرون اومدنم ندارن…
    پس الیس دیگه نمیتونه پیام بده…

  191. SDIAM گفت:

    میعادیس اینو بیشتر با تو بودم که با الیس چت میکنی

  192. میعادیس گفت:

    مثلث خوناشاما یعنی چی؟

  193. میعادیس گفت:

    الفا یه سوال
    فقط خوناشاما عمر جاوید دارن جوون میمونن یا گرگینه ها شاملشون میشن؟

    • SDIAM گفت:

      عمر ما مثه خوناشاما جاویدان نیست اما خیلی درازه مثلا تا ۵۰۰ سالم میره اما یه نوع گرگینه هست که من قبولشون ندارم …
      لایکن ها…
      بعضی ها میگن وجود دارن اما من باورشون ندارم…
      اونا جاویدان و خیلی خیلی قوی هستن…

  194. میعادیس گفت:

    الفا توقع نداری به دوست صمیم از پشت خنجرش بزنم . برامم مهم نیست دیگران در موردش چی فکر میکنن.

    • الیس گفت:

      ممنونم نرگس
      هیچ وقت فکر نمیکردم از من آنقدر محافظت کنی
      دوست خوب من
      ۸ سال دیگه بهت پیام میدم تو واتساپ
      که دیگه با هم باشیم ولی باید قول بدی از چوب تیز خبری نباشه و از نور خورشید هم همین طور
      من ی ۵ سال دیگه همه باید از هم دور بشن و پراکنده بشن چون شکارچی ها جامونو پیدا کردن توسط جواد
      جواد کمکشون کرد ما باید پراکنده بشیم و هم دور باشین که پیدامو نکنن
      شبی که من شکارچی رو کشتم جواد اونجا بود من نکشتمش بقیه کشتنش من با جواد در گیر شدم
      الانم تو تاووت نمیزارن بیام بیرون میگن تو آسیب دیدی اگه تکون بخوری قدرتتو از دست میدی و دیگه نمیتونی بجنگی
      منم گیر افتادم تو تاووت

  195. الیس گفت:

    دیشب کنسل شد رفتنمون فردا شب میریم ساعت ۳ چون دیشب پلیس ها همه جا بودن و ما نمیتونستیم رد بشیم

  196. میعادیس گفت:

    چرا گفدی هشت سال دیگه یه حسی بهم میگی اون موقع قراره اتفاق بدی بیفته برای من و یکی از دوستای انسانم ؟
    عالیس پس منتظرت هستم میمونم ابجی🌻

  197. SDIAM گفت:

    چه جالب😂😂😂…
    یه گله خوناشام از پلیسا فرار میکنن…

  198. میعادیس گفت:

    ابجی موفق باشی 🌹 ❤❤

  199. SDIAM گفت:

    برو بابا…
    گور بابای خبر…
    از اینجا برین تا دیگه خبری ازتون نباشه..‌

    • الیس گفت:

      نه خیلی بقیه دوست دارن شماها باشین
      چرا متوجه نمیشی دوران ما تمام شده الان دوران انسان ها هست باید کنار بیای باهاش

  200. SDIAM گفت:

    والا تا الان که کسی از من بدش نیومده…
    الیس تو کلا یه دوس انسان بیشتر نداری که اونم معلوم نیس که چیکارش کردی…
    تازه مگه من مثه تو ام روزی ۱۰ تا ادم بخورم بعدم برم تو غار …
    قدیما ما بد بودیم و شما از مردم محافظت میکردین اما از زمانی که شما به خون خواری افتادین ، ما از مردم محافظت میکنیم …
    اما حیف که گرگینه ای دنبالتون نیس تا نذاره اون طور ادما رو سلاخی کنید…

  201. SDIAM گفت:

    ما ادم نمیکشیم …
    اون گرگینه هاییم که ادم میکشن یا کنترلشونو از دست دادن یا از دستشون عصبانی بودن…
    اما اگرم ادم بکشیم زجر کش نمیکنیم…
    شما اون بدبخت رو میگیرین بعد ۳ لیتر خونشو خالی میکنین و اخرشم مثه سگ جون میده…
    پدر بدبخت در میاد تا بخواد بمیره…
    اگرم بگیم که حداقل اون بدبخت رو بکشین بعد خونشو بخورین ، میگین که نه خونش دیگه تازه نیس یا میگین خونش سرد میشه…
    بعد توقع دارین نیوفتن دنبالتون تا در ارامش زندگی کنین ……

  202. SDIAM گفت:

    ولی خدا وکیلی احمقانه ترین کار عمرم این بود که شمارمو داخل این سایت نوشتم…
    الانم نمیتونم پاکش کنم…
    خدایی هر کی بلده بگه که چطور پاکش کنم…

  203. میعادیس گفت:

    عالیس بامن کاری نکرده . نه سحر نه جادو .
    فقط دوستمه که ازش طرفداری میکنم .

  204. SDIAM گفت:

    از کجا میدونی…
    اگه فقط به چشاش نگاه کنی میتونه کنترلت کنه . جوری که ممکنه همین حرفا رو هم از طرف اون بزنی و یادت نیاد…

  205. میعادیس گفت:

    ما اصلا همدیگرو ندیدیم حضوری 😂
    که بخواد کنترلم کنه

  206. میعادیس گفت:

    من اخلاقم کلا اگه به یکی اطمینان کنم تا اخر باهاشم و ازش دفاع میکنم ولی اگه یکی منو پس بزنه
    دیگه نه. یه دوستی انسان داشتم اسمش فاطمه بود منو پس زد منم دیگه ارطباتم قطع کردم باهاش.

  207. SDIAM گفت:

    میعادیس اون خوناشامه و تو از خونی پس تو غذاشی…
    تازه من میدونستم که هم دیگه رو ندیدین چون تنها دلیلی که زنده ای همینه…
    تازه به فرض که اصلا اون تو رو نخور…
    فوق فوقش ۱۰ بار میتونه تحمل کنه که تو رو نخوره اما آخرش که میخورت…
    تازه یه چیزی…
    خوناشاما اصلا خون نمیخورن…

  208. SDIAM گفت:

    تنها دلیلی که من خودمو توجیح میکنم که ممکنه که الیس واقعا خوناشام باشه . گرگینه بودن خودمه چون ممکنه که یکی هم مثه من داخل نت باشه و الا هیچ دلیلی نیست که بگیم الیس خوناشامه…

  209. SDIAM گفت:

    شما واقعا در مورد خوناشاما و به خصوص گرگینه ها خیلی خیلی مزخرف و فیلمی فکر میکنین…
    فکر میکنین ما مثه فیلماییم…
    در حالی که خوناشاما داخل افتاب نمیسوزن و خون نمیخورن و تبدیل به حیوون هم نمیشن …
    فقط بعضی مواقع مثلا ماه به ماه یه زره خون میخورن اما افرادی هم داریم که معتاد خون باشن که اونا خیلی خیلی کمن…
    و خیلی چیزای دیگه هست که شما نمیدونید…
    اما من متمئنم که الیس خوناشام نیس…

  210. SDIAM گفت:

    من خودمم نمیتونم داخل دنیای مجازی ثابت کنم که گرگینه ام چون نه میتونم از خودم عکس و نه فیلمی از تبدیل شدنم بگیرم…
    فقط میتونم اطلاعات بدم که برامم مهم نیس باورتون بشه یا نه …
    اینارم اگه تا الان نگفتم چون موقعیتش پیش نیومده بود…

  211. میعادیس گفت:

    یه لطفی بهم میکنی الفا لینک کنال شاهرخی بهم بدی لطفا ؟ همون کانالی که طلسم اینجور چیزا داشت تو تلگرام ؟

  212. میعادیس گفت:

    من میدونم فیلما براثاث واقعیت ساخته نشدن
    واقعیت چیزه دیگه ای هست
    که هم نوعای من انسان از این واقعیت خبر ندارن

  213. الیس گفت:

    نرگس چیزایی که آلفا گفت راسته من فقط ۱۰ بار میتونم جلوی خودمو بگیرم و تحمل کنم بعد ۱۰بار حمله میکنم
    نرگس ممنونم که از من طرفداری میکنی اما جای من پیش تو نیست و ببخشید که جن ها و میفرستم پیشت
    من تو این فکرم که دیگه با هیچ انسانی دوست نباشم
    چون کنترل خودمو از دست میدم و جون خودمو در خطر میندازم
    منو ببخش🙏🏻😔

  214. SDIAM گفت:

    مگه تو نرفته بودی…
    چی شد …
    حتما افتاده برا امشب😂…

  215. میعادیس گفت:

    عالیس من میدونستم که یک خوناشام هستی و اینکه من منبع غذاییت حساب میام و حدس زده بودم که کنترلت از دست بدی .اما باهمه این حرفا خطرشو پذیرفتم که باهات دوست باشم چون انسان اطرافم کمتر درکم میکردن اما تو بیشتر از اونا درکم میکردی . بقیه انسان فکر میکنن من عجیبم بعضی وقتا چیزایی حدس میزنم که خودم قبلا اونا نه ندیدم نه نشنیدم .
    اما عالیس با تمام این حرفا از ته قلبم دوست دارم شاید هم نوعت نباشم و اما حتی من که انسان هستم از غریضم استفاده میکنم هر شخصی انسان خوناشام گرگینه براثاث چیزی افریده شدن و غریضه وجودیشون هستند این که اشکال نداره 😊
    من دوست دارم چون تنها تو من درک میکردی نه بقیه❤ لطفا ۸ سال دیگه بهم زنگ بزن 🙏
    دوست دارم نارحت نباش

  216. SDIAM گفت:

    میعادیس…
    نرگس…
    فکر کردی باهات شوخی دارم…
    میگم که من شاهرخی نمیشناسم…

  217. SDIAM گفت:

    الیس تو خو داری دروغ میگی حد اقل بهترشو بگو…
    تو خوناشام نیستی …
    اگرم باشی خون نمیخوری…
    حتی اگرم خون بخوری دیگه جن ها رو که کنترل نمیکنی…
    حداقل یه چیزی بگو که با عقل جور در بیاد

  218. SDIAM گفت:

    میعادیس قبول کن که اون دشمنته و تو باید ازش دور باشی…..
    درسته که ما وحشی تر و عصبی تر از خوناشاما ایم اما این گرگینه ها هستن که دارن از شما محافظت میکنن و تازه این گرگینه های چش سفید بودن که حکومت اصلی رو از خوناشاما گرفتن …
    اگه این کارو نمیکردن شما الان باید مثه گوسفند داخل طویله بودین برا غذاشون…
    البته این قضیه حکومت داستانی داره که قبل از به دنیا اومدن منه ‌…

  219. میعادیس گفت:

    من نگفدم که شاهرخی میشناسی یانه گفدم اگه لینک کانال داری بده 🤦🏻‍♀️
    بعدم من شنیدم که خوناشام انسان تبدیل میکردن که برده شون بشن 🤔

  220. میعادیس گفت:

    چرا اینقدر برات ارزش داره که من بهم بفهمونی که دشمنمه عالیس ؟
    اسمم همون نرگس صدا کن

  221. میعادیس گفت:

    عالیس خودت مگه نگفدی اون دختررو تبدیل کردی تازه عکسشو بهم نشون دادی یا اون غذات بود ؟
    این موضوع هیچ وقت هیچوقت دوستیمون از بین نمی بره

  222. SDIAM گفت:

    بابا چرا نمیفهمی…
    من یه نگهبانم و اون دشمن منه و تو غذاشی …
    ما باید تمام تلاشمونو بکنیم تا شما از اونا دور باشین و الا میمیرین…
    فکر کردی بچه بازیه…
    تو با یه خوناشام خونخوار رفیقی که اگه ببینتت خونتو میخوره و بعد مثه سگ جون میدی…
    منم خو از اینجا ازم کاری بر نمیاد …
    اون دقیقا مثه کیک تولد خوشگل اما سمی میمونه که اگه ازش بخوری میمیری…
    خوناشامای کمی خونخوارن که شاید شاید الیس جزو اونا باشه…
    شاید

    • الیس گفت:

      آره من جز اونا هستم نرگس
      به این دلیل منو برای همه. ی جنگ ها حاظر میکنن
      چون کسایی مثل من کمیاب هستن
      اونا فکر میکنن من قوی هستم

  223. SDIAM گفت:

    تاحالا شده که چند نفر بیفتن دنبالت تا بزننت یا بکشنت.؟..
    نرگس…

  224. SDIAM گفت:

    نرگس من ساعت های زوج یه نگاهی به این سایت میندازم…
    تو هم ساعت های فرد …
    این طوری زود تر میتونیم حرف بزنیم…

  225. میعادیس گفت:

    عالیس راست میگه که جنارو کنترل میکنه چون یکیشون می خواست منو تسخیر کنه نتونست .
    از یهه نفر دیگه پرسیدم که کارش با جنه بود اظحار میکرد .

    • SDIAM گفت:

      بابا حتما یه بسم الله یا یه چیزی شده …
      این اصلا دلیل منطقی نیس…
      یه دعایی چیزی با خودت داشته باش تا دوباره نیان سراغت…

  226. میعادیس گفت:

    انسان نبودن یه باری تو خواب راه میفرتم رفتم پیش دعا نویس گفد کار جنه بود .
    اما مادرم سن من بود جنا دستاش حنا میکردن گاهی هم بدنش کبود میشد . به نظرم من که کار عالیس نمیتونه باشع ؟

    • الیس گفت:

      خب
      حرفی ندارم بزنم
      من اون موقع تشنه ی خون بودم و جن هارو می‌فرستادم تا ی منبع خون خوب پیدا کنن که ترو گزاشتن سره راهم
      خب نرگس من به یاماچ گفتم که ی کاری کنه که تو به من پیام بدی ولی هیچ وقت فکر نمیکردم که ی کاری کنی بتونم خودمو کنترل کنم

  227. الیس گفت:

    نرگس من از زمانی که بلاکت کردم دوباره تشنه ی خون شده بودم و کنترل خودمو از دست داده بودم
    من ی مدت یک ماه ما پدید شده بودم و تنها بودم که بتونم حال عادیمو پیدا کنم به مدت یک ماه چشمام از رنگ قرمز دیگه هیچ رنگی نمیشد
    بعد یک ماه چشمام به حالت عادی برگشت و منم برگشتم پیش بقیه و به شکار انسان ها شروع کردم
    نرگس من ی قاتلم اونم از نوع بدش
    هرکاری هم بکنم نمیتونم انسان نکشم و غذا نخورم و خودمو کنترل کنم

  228. الیس گفت:

    نرگس من نمیخام بهت آسیب بزنم ولی نمیتونم بیشتر از این خودمو کنترل کنم
    ممکنه که ی روز کنترل خودمو از دست بدم و بکشمت اونم شب نصفه شب موقع خواب لطفا ازم دور باش چون اگه کنترل خودمو از دست بدم دیگه سنگ رو سنگ بند نمیشه
    لطفا ازم دوری کن
    لطفا🙏🏻😔

  229. الیس گفت:

    آلفا چرا از انسان ها محافظت میکنین آخه
    انسان ها اونایی هستن که چندین سال مارو شکار میکردن و عذاب میدادن
    چرا ازشون محافظت میکنین انسان ها دشمن شماها و غذای ماها هستن و اسباب‌بازی جادوگرها

    • SDIAM گفت:

      جوری میگی که انگار ادما ، خوناشام و جادوگر شکار نمیکنن…
      ادما برا بقیه گرگینه ها مثه بازی میمونن…
      میفتن دنبال ادما اونا فرار میکنن و یا میترسوننشون😄

  230. SDIAM گفت:

    قدیم ما انسان ها رو میکشتیم و شما از اونا محافظت میکردین اما از وقتی که بعضی هاتون به خونخواری افتادین…
    ما دیدیم که خیلی بد جور دارین ادم میکشین پس ما از ادما محافظت کردیم و جالب اینه که انسانا ما رو پذیرفتن…
    الان من به خیلی ها گفتم و ازمم استقبال کردن…

  231. SDIAM گفت:

    اگه ما حکومت رو از شما میگرفتیم اونم به صورت کامل خیلی خوب میشد اما همون قضیه حکومت و جنگ باعث کم شدن نژاد ما شد…
    اونا وقتی به خوناشاما حمله کردن ، داشتن همه رو میکشتن و هیچ خوناشامی حریفشون نمیشد…
    اما خو یه مشکلی پیش اومد و چند گرگینه خیانتکار از نژاد های مختلف ، تمام نژاد های گرگینه رو به جون ما انداخت…
    و جنگ گرگینه و خوناشاما با گرگینه های چش سفید شروع شد…
    راستش چش سفیدا داشتن همه رو با هم میکشتن یعنی حتی گرگینه ها هم حریفشون نمیشدن تا اینکه بقیه گرگینه ها جادو یاد گرفتن…
    برا همینه که گرگینه های برقی و ذهن خوان و غول پیکر و خیلی های دیگه داریم…
    خلاصه با هزار بدبختی تونستن چش سفیدا رو شکست بدن و ما رو بیرون کنن…
    برا همینه که چش سفیدا دشمن اصلیه اصلیه خوناشاما هستن و با بقیه گرگینه ها هم نمیسازن…

  232. میعادیس گفت:

    عالیس به خاطر خانوادم که دوس ندارم از دستشون بدم باشه .
    فقط یه سوالم جواب بده یعنی شما نمی تونین انسان ها رو تبدیل کنین؟
    موقعی که اون جن می خواست من تسخیر کنه
    زمانی که از دعا نویسه پرسیدم گفد من یه محافظ از جن داشتم که شانس اوردم تسخیرم نکرد این درسته ؟

  233. میعادیس گفت:

    اینکه من خوابای مربوط به اینده میبینم دلیلش چیه؟
    همون اتفاق برام میفته ؟

    • الیس گفت:

      اونا کاره منه
      خب………
      بعضی شبا میام بالای سرت 😔
      ونمیدونم چرا من بالا سره هرکی میرم که خوابه خواب آینده رو میبینه یا به هر انسانی که دستمو داراز میکنم که بزنم به گردنش خون هاش میان روی صطح پوستش
      ببخشید که اعضیت میشی

  234. میعادیس گفت:

    عالیس لطفا مطلب بالا که گفدن توضیح بده؟

  235. SDIAM گفت:

    نرگس لطفا چرتو پرت نگو…
    اگه یه جن ازت محافظت کرده حتما به خاطر ایت الکرسی بوده و اینکه منم یه جن دارم که کمکم میکنه…
    اگه تو خوابای اینده رو میبینی به خاطر اینه وقتی که خوابی روح از بدنت جدا میشه و میره به یه عالمی دیگه که اونجا روحت آیندت رو میبینه و همه ما داریم اما یادمون نمیاد …
    اما انگار که تو یادت میاد…
    یه چیزی بگو که با عقل جور در بیاد…

  236. میعادیس گفت:

    دیدی چرت پرت نمیگم 😀
    من فقط دلیل اینکه اینده رو میبینم بدونم همین
    مرسی که گفدی .
    بعضی اخلاق تو عالیس شبیه هم میشه

  237. میعادیس گفت:

    خدائش الفا عالیس وقتی حرف میزنین منو گیج کردین موندم کدوم یکیتون هستین 😂

  238. میعادیس گفت:

    منظورت کدوم یکی از حرفام بود که گفدی با عقل جور در بیاد ؟ 🤔

  239. میعادیس گفت:

    الفا برات اتفاقی افتاده که جواب نمیدی؟

  240. میعادیس گفت:

    ولی من هنوز باور ندارم که عالیس ادمارو میکشه .
    هرچی کار میکنم نمی تونم خودم قانع کنم که این حرفایی که در مورد عالیس زدی حقیقت داره 🖤

  241. SDIAM گفت:

    نه بیرون بودم…
    من اصلا باور ندارم که الیس خوناشام باشه…
    فقط چند تا دلیل هست که اونام قانع کننده نیستن …
    ولی احتیاط شرط عقله …
    راستی تو متمئنی که جن ها دنبالتن ؟
    چون جن دنبال ادمای عادی نمیره…
    بیشتر دنبال اونایی هستن که ژن دارن…
    نرگس من فک نکنم تو عادی باشی . اینو از الیسم بپرس…

  242. SDIAM گفت:

    منو رفیقام جن خیلی دنبالمونه…
    همین پری شب خواب و قیافه یکیشونو دیدم…
    اما به چند دلیل جرئت نمیکنن به من نزدیک بشن…

  243. SDIAM گفت:

    اما جدی میگم…
    طوری که تو حرف میزنی انگار که واقعا یه ژنی داری…
    همین وفاداری و جنو این چیزا…
    راستش بهت مشکوک شدم

  244. میعادیس گفت:

    منظورت چیه یعنی من انسان نیستم 😳
    عالیس بهم گفده بود از بچگیم منو میدیده یا از دور باهام همچین چیزی گفد بهم گفد چون من خیلی شبیه به اونا بودم
    همینارو بهم گفد ولی الان بهم میگه تشنه خونم بوده که جنارو میفرستاده
    والا خودمم نمیدونم 🤷🏻‍♀️