پ پ

مقدمه ای بر سکس شناسی ۱

راز و رمزهای رابطه جنسی در خانواده های موفق

تهمت ها دردآورند «شما دیوانه سکس هستید» و یا «همه فکر و ذکرتان شده سکس». زمانی برتراند راسل نوشت: نویسنده ای که به موضوع سکس می پردازد همیشه در معرض اتهام قرار دارد؛ آنهم توسط کسانی که همراه با وسواسی مفرط بر این باورند که چنین موضوعی نباید مطرح شود.
آنانی که زنان را بخاطر دامن های کوتاه و رژ لب محکوم میکنند، و آنهایی که در کنار سواحل جاسوسی می کنند تا پوشندگان لباسهای غیر متعارف را بیابند، هیچکدام از این گروهها قربانی وسواس جنسی انگاشته نمی شوند. با این همه، در واقع، این افراد به احتمال قوی خیلی بیشتر از آن نویسندگانی که خواهان آزادی جنسی بیشتری می شوند، دچار وسواس جنسی اند. اخلاق جنسی دو آتشه عموما واکنشی در برابر احساسات بالهوسانه است و کسانی که اخلاقیات جنسی دو آتشه از خود بروز می دهند، خود معمولا مملو از افکار قبیح و هرزه می باشند. 

افراد ممکن است به چند دلیل به سکس شناسی علاقمند شوند:

۱- عده قلیلی از افراد در سکس شناسی خبره هستند و به مطالعه سکس شناسی می پردازند تا دانش خود را بروز کرده و یا بر آن بیفزایند. این عده همچنین می خواهند خدمات هدفمند و شرافتمندانه ای به دانش عمومی در حوزۀ سکسیت و جنسیت انسان و سکس شناسی در کل ارائه دهند.

۲- این امر غیر عادی نیست که گاهی افرادی که دارای مشکلی خاص هستند ، به آن موضوع علاقمند می شوند. این مسئله در مورد دیگر رشته های مختلف علمی نیز صدق می کند. این دسته از افراد در کل به مطالعات خود اهمیت داده و با جدیت به آن می پردازند و اکثر اوقات هم خدمات شایانی ارائه می دهند. بعضی از دانشجویان هم به شکلی در رابطه با سکسیت خود چندان مطمئن نیستند و در نتیجه به نوعی نگرانند. این دلیل خوبی برای مطالعۀ سکس شناسی است.

۳- امکان و دلیل دیگر اینکه آن دسته از افرادی که با سکسیّت و جنسیت خود هیچ مشکلی ندارند و با هویت جنسی خود راحتاند و با آن کنار آمده اند، نگران سلامت و بهداشت جنسی یک دوست، عضوی از خانواده و یا جامعه خود می شوند. این افراد به بهداشت، سلامت جنسی، شادی و سعادت انسان ها بها می دهند و می کوشند رنجها، دردها و محرومیت ها را التیام بخشند.

۴- عده ای سکس شناسی را بعنوان یک حرفۀ شغلی انتخاب می کنند. شکی در این نیست که با توجه به شیوع اچ آی وی و ایدز، و «از گنجه بدر آمدن انگاره های متفاوت جنسی»، همراه با اعتراف عمومی مبنی بر نقش مرکزی سکسیّت و جنسیت در زندگی انسان، در آینده نیاز به سکس شناسان، سکس تراپیست ها و مشاوران جنسی هر چه بیشتر خواهد شد.

همیشه نوعی ناهمخوانی و دوگانگی بین اعتقادات جنسی، باورها، احساسات و تجارب شخصی از یک سو، و مطالعه علمی و تخصصی سکس شناسی از سوی دیگر وجود خواهد داشت. سکس شناسی یک علم است و به همین دلیل از مجموعه کل باورهای فردی ما وسیع تر و بسیار فراتر می رود. سکس شناسی از خیلی جهات دو قطبی هم هست. هم علم است و هم هنر. سکس شناسی فراز و فرود و راز و رمز زندگی و مرگ را به اشکال مختلف بازتاب می دهد. سکس شناسی یک کل می باشد، در فاصله دو قطب و ورای آنها، یک علم کامل، جامع، بنیادی و مستقل.

موضوع مهمی که باید در نظر گرفت این است که هرچند سکس شناسی به نظر خیلی ها ممکن است ساده به نظر بیاید، اما قدر مسلم اینکه موضوع به هیچ وجه چنین نیست. سکسوالیته انسان همچون طبیعت او بسیار غامض و پیچیده است. سکسیت انسانها یکسری تشابهات کلی و عمومی با هم دارند، اما هر سکسیتی مقدار زیادی گرایشات، تمایلات و خطوط متنوع، متفاوت و منحصر بفرد هم در خود نهفته دارد. سکس شناسی از مطالعۀ صرف دستگاه اندام های جنسی، دخول و وضعیت و حالت های مختلف سکس بسیار فراتر می رود، و بیشتر در بارۀ کارکرد بیولوژیکی، غدد مختلف، روانشناسی و امثال آن می باشد.

ابعاد فیزیولوژیکی، اجتماعی، فرهنگی و معنوی سکسیّت هر کدام نقش مهمی در سکس شناسی ایفاء می کنند. هر فردی یک موجود انسانی منحصر به فرد باشد، حتی دوقلوهای در ظاهر کاملا مشابه هم، با یکدیکر متفاوتند. سکسیّت هر شخصی بشدت منحصر بفرد است و عامل رشد و شکل گیری شخصیت و دست یابی به خواستهها و آرزوهای اوست. سکسیّت هر فردی از بسیاری جهات متفاوت از سکسیّت دیگری است. مطالعه سکس شناسی اغلب کار سخت و پیچیده ای است. چون زندگی و انسانیت را بهم می آمیزد و رشته های تخصصی بسیاری را در بر می گیرد. سکس شناسی یک رشته نسبتآ جدید است و بخشی از پرسش های اساسی آن هنوز بی پاسخ مانده اند.

دکتر«بارات» که در موسسه سکس شناسی در میشیگان کار می کند، چنین می گوید: «سکسوالیته منبع رشد و پیشرفت هر نوع خلاقیت، معنویت، شور و پیوندهای عاطفی است. با این وجود، اغلب اوقات، لذت جنسی کانون شرم و گناه، و هسته محرمانه ترین تضادهای درونیمان می باشد و عرصه ای است که عمیق ترین صدمه ها، آزردگی ها و آسیب ها را از ناحیه آن چشیده ایم. بعد از فائق آمدن بر رنج دوران کودکی ام ، تعهد کرده ام که به دیگران کمک کنم تا به حداکثر توان خود در سلامت جنسی، تندرستی و شادی و خشنودی دست یابند.»

واژۀ «سکسولوژی» (سکس شناسی)

سکسولوژی از دو کلمۀ «سکس» و «اولوژی» ساخته شده است. «اولوژی» در واژۀ سکسولوژی خیلی راحت بدان معنا است که ما علم سکس را مطالعه می کنیم. درست همانطور که جامعه شناسی علم جامعه، و روانشناسی علم روان است، سکس شناسی هم علم سکس می باشد. این بدان معنا است که روش ما برای مطالعۀ سکس و سکسیّت یک روش علمی است.
شرط «علمی» بودن، تبعیت و پیروی از یکسری قوانین و مقرارات متداول علمی می باشد. کسی نمی تواند صرفا برداشتها و احساسات شخصی خود دربارۀ سکس را مطرح کند و آنگاه ادعا نماید که سکس شناسی یعنی همین. برداشتن قدم های علمی مشخصی ضروری است. برای شروع کار، انتخاب فرضیات، استدلالات، قیاس های منطقی و بکار گرفتن روش های شناخته شدۀ علمی برای مطالعه«سکس» ضروری است.
سکس شناسی دیدگاه شخصی فرد دربارۀ سکس نیست. همین طور باورها و نظرات عامه مردم دربارۀ سکس هم نمی باشد. سکس شناسی یک علم منسجم، همه جانبه و مستقلی است که به مطالعۀ سکس و سکسیّت انسان می پردازد. سکسیّت انسان آنچنان بخشی از زندگی روزانه انسانی است که سزاوار جایگاه و رشتۀ مستقل خاص خود همراه با ادارات و حوزۀ عمل در دانشگاهها و دیگر مؤسسات بین المللی می باشد. سکس شناسی به مطالعۀ سکسیّت «انسان» می پردازد و روی تولید مثل جانوران، حشرات و … تمرکز نمی کند.

ضرورت سکس شناسی

اچ.آی.وی / ایدز یک واقعیت هشدار دهنده است. خیلی ها سعی می کنند تا در حل «مشکلات جنسی» به دیگران کمک کنند، و اکثر آنها هم در تلاش های خود صادق اند؛ اما بدون آنکه آموزش و کار آموزی لازم را دیده باشند. اگر چه کار متخصصانی که از دیدگاه رشته های خود (پزشکی، روانشناسی، اجتماعی، مذهبی) سعی می کنند سکس شناسی را توضیح دهند، اما چنین کاری بی شک ناکافی است و رضایتبخش نمی باشد، و طبعا ناقص و پراکنده خواهد بود.
رویکرد آنها به موضوع از زاویه منافع رشتۀ خودشان جهت حل مشکل خاصی است (مثلا موضوع کشنده ای همچون اچ. آی. وی و ایدز، بچه بازی، تجاوز جنسی، بارداری ناخواستۀ جوانان، و یا در موضوعات مربوط به ناپایداری نعوظ ، اضطراب در عمل جنسی، تحریک نشدن / یا بی میلی ، بی انزالی ، انزال زودرس و غیره ).

راه رسیدن به یک جامعه برخوردار از بهداشت، شادی و تندرستی جنسی همانا از مسیر دانش قابل اعتماد علمی و تحقیق در سکس شناسی بعنوان یک رشتۀ علمی کامل و مستقل می باشد. این امر که تعداد زیادی از صاحب منصبان، که فاقد هر نوع دانش جنسی اند و یا دانسته هایشان از مسائل جنسی بسیار محدود و ناقص می باشد، بطور روزانه تصمیمات بسیار مهمی دربارۀ امور جنسی دیگران اتخاذ می کنند، جدا نگران کننده است. تقریبا هر فردی در هر مقامی (معلم، وکیل، قاضی دادگاه، پلیس، سیاستمدار، اولیای جامعه و یا رهبران مذهبی، دست اندرکاران وسائل ارتباط جمعی و غیره) در انجام وظایف و مسئولیت های روزانه خود با تصمیمات مهم و فرصت بیان دیدگاه ها و نظرات خود در انظار عموم حول امور جنسی روبرو می شوند. این افراد نیازمند فهم و دانش جدی پیرامون همه ابعاد سکس شناسی می باشند تا قضاوتها، انتقادات و محکومیت هایشان باعث زخم زبان، تحقیر، توهین و رنجش دیگران نشود. اغلب اوقات، زندگی شخصی این افراد (همراه با تصوراتشان از افکار عمومی) تنها منبع و معیاری است که آنها با آن اندازه می گیرند و حکم صادر می کنند.
باید این افراد را تشویق و کمک کرد که به تحصیل سکس شناسی رو آورند، تا به کمک دانش و تجارب علمی، به وسعت نظر در دیدگاه و قضاوت خود نائل شوند. هر کسی که می خواهد به اجتماع خود خدمت کند، نمی تواند به این امکان (تحصیل سکس شناسی) که در خدمت رسانی به همنوعانش بدرد او می خورد، بی اعتنا باشد و به آن پشت پا بزند. فکرش را بکنید که اگر آن دسته از پزشکان، روانشناسان و کارکنان خدمات اجتماعی که اطلاعاتی از سکس شناسی دارند و از این امتیاز برخوردارند که به شادی و سلامت جنسی جامعه کمک کنند، به تحصیل عمقی و همه جانبۀ سکس شناسی می پرداختند، چه تاثیرات مهمی می توانستند به جا بگذارند.

اغلب مردم سکس را بعنوان «داشتن سکس» تلقی می کنند. آنها مفهوم سکس را به عمل سکس محدود کرده و از محدودۀ وسیع سکس یا سکسیّت در کل غافلند. از محدود کردن سکس به «عمل جنسی»، «دخول جنسی» ، یا «تجربۀ جنسی» گذشته، عدهای حتی از این هم فراتر می روند و سکس را فقط به عمل دخول خلاصه می کنند. برای این دسته از افراد، سکس زیاد طول نمی کشد، فقط آن چند دقیقه ای که دخول و خروج و انزال طول می کشد و نه بیشتر.
تحقیقی در سال ۱۹۹۹ در ایالات متحدۀ آمریکا انجام شد. طبق نتایج تحقیق منتشره در ژورنال پزشکی آمریکا ، دو سوم پاسخ دهندگان به پرسشنامه تحقیقاتی پاسخ داده بودند که تماس دهانی-تناسلی جزء «داشتن سکس» محسوب نمی شود، و یک پنجم پاسخ دهندگان هم معتقد بودند که دخول مقعدی به معنای «داشتن سکس» نمی باشد.

سکس همینطور درک ها و استنباط ها از زنانگی و مردانگی (مرد بودن یا زن بودن) را هم برملا می کند. بسیاری از افراد کلمه «سکس» را بکار می برند در صورتی که منظور آنها «جندر» (جنس) می باشد. مشخصا لغت «سکس» برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد، و برداشت ها و ادراک های ثابت و متفاوتی را با خود حمل میکند. عده ای سکس را به معنای دخول می دانند، عده ای آن را گناه، و بعضی ها هم سکس را بعنوان لذت تعریف می کنند، باز عده ای سکس را جنس (جندر) می دانند، عده ای آن را عشق می نامند، و این لیست همچنان ادامه می یابد.
طبق گفتۀ دکتر روث وستایمر : سکس، واگویی و روایت فانتزی ها، رؤیاها، و ناخودآگاه است، و به سیاست، مذهب، روانشناسی، پزشکی، ادبیات، هنر، فلسفه، تاریخ، قوم شناسی، و جامعه شناسی مربوط می شود. همچنین بخش مهمی از هر دوره ای از زندگی- از نوزادی تا کهولت- هم می باشد.

اغلب مردم وقتی که به سکس فکر می کنند، سکس دخولی را مد نظر دارند. وقتی که در خلال عشق ورزی، تن و روان دو انسان در هم می آمیزند و با هم یکی می شوند، سکس دخولی می تواند عالی و معرکه باشد و تجربه صعود به عرش اعلا را تداعی کند. از طرف دیگر، آنگاه که یکی مورد تجاوز واقع می شود، سکس دخولی می تواند منزجر کننده ترین و وحشتناک ترین تجربه باشد. دخول واژنی، دهانی و مقعدی فقط یک بعد سکسیّت است. سکس همینطور عشق ورزیدن، لمس کردن، بوسیدن، استمناء، یا مالش آلت تناسلی جهت لذت بردن نیز هست. نکته مهم این است که در اندرون خویش احساس هوس و شهوتی بودن بکنیم و در بیرون نسبت به آنچه که احساساتمان را بر می انگیزاند، حس خوبی داشته باشیم.
ما باید روی آن جنبۀ سکسیّت که مثبت و بهبود بخش زندگی است، تمرکز کنیم. کارل جاسپرز زمانی گفته بود: «به نظر می رسد که زندگی و سکسیّت متعلق به هم باشند.»

سکسیّت، هم موضوع زندگی است و هم موضوع مرگ. بسیاری از روانشناسان و فلاسفه به این مسئله پرداخته اند. در قرون گذشته بر جنبۀ «غیر طبیعی»، تاریک و مرگ زا و نابهنجار سکس آنچنان تأکید می شد که آن جنبۀ سکسیت که «طبیعی»، سالم و تعالی بخش زندگی است، مورد غفلت، بی توجهی و سهل انگاری قرار می گرفت. علوم پزشکی، روانشناسی، جامعه شناسی و حقوق تا حدود زیادی کماکان تحت تسلط گفتمان اختلال، بیماری، نابهنجاری (پاتولوژی) و «غیر طبیعی» هستند و نیازمند گفتمان تازه ای برای رسیدن به یک دیدگاه متعادل حول سکسیّت می باشند؛ طوری که سکسیّت مقدمتا نه موضوع مرگ بلکه موضوع زندگی شود.

نوشتن و تاکید بیش از حد لزوم پیرامون جنبه منفی سکسیّت، منفی نگری را دامن می زند. این بدان معنا نیست که ما واقعگرا نیستیم، جنبۀ تاریک سکسیّت واقعیت ترسناکی است ولی باید به شیوه ای مناسب، با رویکرد درمان و شفابخشی همراه با بهبود کیفیت شادی، سلامت و خیر و رفاه به مصاف آن رفت. سکسیّت ما هدیه ای است با ارزش و شگرف که با عشق، لذت، خوشی، هیجان، سلامتی، شادی، تندرستی و خود زندگی عجین شده است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید