تکنولوژی موجودات فضایی – یوفوها و جنگ امریکا و روسیه


برسی برخوردی بسیار نزدیک با موجودات بیگانه
برسی شواهد و اسنادی تکان دهنده از یوفوها در قرن جاری
حکاياتي اسرارآميز از تماسهاي فرازميني اگر واقعيت روشن بيان ميشد ، جامعه امروز ما از هم مي پاشيد پيامهايي سرّي، از موجوداتي غريبه …
اگر اين تکنولوژي ما نبوده ، و قطعاً تکنولوژي روسيه هم نيست ، پس تکنولوژي کي بوده؟
و رويدادهايي غير قابل توضيح که از مردم پنهان نگاه داشته شده اند صِرف اينکه چيزي را بپوشانيد ، به معني اين نيست که حقيقت آشکار نميشه در سرتاسر زمين، شواهدي وجود دارد که نشان از اثبات وجود ميهماناني غير زمينيست اما دولت همچنان وجود آنها را انکار مي کند.
بيشترشون از موضوع وحشت دارند و از اون فراريند هيچي هم درباره اش نمي دونند به همين دليل هم تنها کاري که مي کنند اينه که مرتب دروغ بگن.ميليونها نفر در سرتاسر دنيا معتقدند که ما در گذشته با موجوداتي بیگانه ملاقات داشته ايم.
اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد چطور؟
آيا بیگانگان باستاني حقيقتاً در شکل گرفتن تاريخ ما دست داشته اند؟
در اينصورت، حقيقت نهفته در وراي داستان “بیگانگان و سرپوش گذاريها” چيست؟
“اوماها” ، “نِبراسکا” فرماندهي استراتژيک هوايي پايگاه هوايي “آفِت” اکتبر 1973 با داغتر شدن جريان تنش ميان ايالات متحده و روسيه جهان در آستانه نگراني قرار ميگيرد.
در همين هنگام ، مشاهده شيئي بر روي رادار SAC پايگاه را به حالت آماده باش کامل در مي آورد.
گروهبان “کن استورچ” مسئول بخشي از عمليات فوق سري نيروي هوايي قواي سه گانه بود.
اين هشدار روي کامپيوتر ظاهر شد و در بالاي صفحه اين کلمات مشاهده شد : آماده باش، آماده باش، آماده باش اين يک تمرين نظامي نيست
پنج شئ ناشناخته ديده مي شد که از فراز شمال غربي اقيانوس اطلس نزديک مي شدند .
رييس ستاد مشترک ، فکر مي کرد که اين بايد حمله زيردرياييهاي روسيه باشه و اونها حتماً در حال پرتاب موشکهاي بالستيک هستند.
طبق گفته “استورچ” اين اشياء ناشناس سرتاسر حريم هوايي کانادا را ظرف دو دقيقه پيمودند.سپس اين “يو-اف-اوها” مسير خود را به گونه اي تغيير دادند ، که کاملاً مغاير با قوانين جاري فيزيک بود.
آيا آنطور که برخي از نظريه پردازان تئوري غريبه هاي باستاني مدعيند ممکن است که اين اشياء ناشناخته ، وسائط نقليه هوايي فرازميني باشند که به زمين رسيده بودند؟
هر پنج شئ ناشناخته، از “درياي بِرينگ” به سمت روسيه رفتند.در اين زمان “ريچارد نيکسن” رييس جمهور بود. او طي يک مکالمه تلفني که ما اون رو “تماس خفاش” مي خوانيم، با “کرملين” تماس گرفت و به اونها گفت که
“اين از طرف ما نيست” آيا ممکن است که هر دو کشور آگاه بوده اند که اين فضاپيماهاي ناشناخته به دست موجوداتي فرازميني هدايت ميشوند؟
آيا ممکن است که اين فضاپيماهاي غريبه در واقع مايل به ديده شدند بوده باشند؟
اما، چرا؟ روز بعد “سي آي اي” و ماموران تحقيق پايگاه ، انتشار خبر را مسدود کردند من مجبور به امضاي فرم عمليات سري احتمالي شدم اين فرم فقط مخصوص همين رويداد بود که من اجازه نداشتم تا حدود 30 سال درباره آن حرفي بزنم.
و دهانم را ببندم که البته همين کار را هم کردم آيا ممکن است رويدادي که موجب دخالت دو قطب قدرت جهاني شد يکي از صدها اتفاق مشابهي باشد که براي اين دولتها آشنا بوده اما از مردم پنهان نگاه داشته شده است؟
همانطور که نظريه پردازان فضانوردان باستاني مدعي آنند؟ آيا اين مي تواند شاهد ديگري در تاريخ درازمدتِ تلاش فرازمينيها براي تماس و ارتباط برقرار کردن با نوع بشر باشد؟
“لس انجلس” ، کليفرنيا بيست و پنجم فوريه 1942 در ساعات اوليه بامداد، توده اي آتشين آسمان را روشن کرد.
لس انجلس” ، کليفرنيا بيست و پنجم فوريه 1942
اين همون نبرد معروف “لس انجلس” بود اين عکس که در همه جاي دنيا منتشر شده ، نورافکنهاي ما رو که بر روي اين شئ متمرکز شده اند نشون ميده.
طبق نقل قول شاهدان عيني اين نورافکنها روي يک شئ لوزي مانند متمرکز شده بودند ….
نزديک به 2.000 ضد هوايي توپخانه ارتش با هم شليک ميکرد. خودشون مي دونستند که هيچ کدام بهش اصابت نميکرد .
انگار که يک ميدان انرژي در اطرافش بود هزارها بار بهشون شليک کرديم متاسفانه عده اي از هموطنانمون هم جان خودشون رو از دست دادند.اما روز بعد ، هيچ نشانه اي از اين فضاپيماها در کار نبود .
آيا اينها فرازميني بودند؟
همه شواهد، حاکي از وجود نوعي وسيله پرواز غير زميني بود طبق قول محققين ، پنج سال بعد در جولاي 1947 يک “يو-اف-او” در خارج “رازول” واقع در “نيو مکزيکو” با زمين برخورد کرد .
تکنولوژی موجودات فضایی شواهدی از برخورد فرازمینی در تاریخ 1947
به دنبال اين رويداد و مشاهده موارد متعدد ديگر “يو-اف-او ” مردم ، خواستار اطلاعاتي درباره آنچه که در وراي اين اشياء ناشناخته آسماني نهفته بود شدند .
برخورد دولت، به جاي پاسخ به مردم ، يک اعلاميه امنيت ملي بود شش هفته پس از رويداد “رازول” مصوبه امنيت ملي که به دست “هري ترومن” امضا شده بود به شما … به عنوان يک شهروند امريکايي … ميگفت که بنا به مصالح امنيتي دولت ناچار به پاسخگويي به اين سوال نيست.
مشاهدات و برخوردهاي نزديک ، همچنان ادامه داشت و اين ميهمانان اسرارآميز ، بيشتر آشکار مي شدند.
اما آيا پيامي در اين افزايش برخورد با آنها نهفته بود؟
“واشينگتن دي-سي” نوزدهم جولاي 1952 بر فراز آسمان قلب دولت ايالات متحده چندين شئ ناشناخته هوايي، به وسيله رادار فرودگاه ملي واشينگتن و پايگاه هوايي “اندروز” رد يابي شدند.
جتها به هوا بلند شدند تا مقابل اونها بايستند وقتي جتها به محل مي رسيدند ، اونها ناپديد مي شدند و وقتي جتها فرود مي آمدند ، باز پديدار مي شدند اين خبر در همه رسانه ها و در همه دنيا مخابره شد.
بنابراين ، دوبار و در دو آخر هفته متوالي اين اتفاق رخ داده معني اون اين هست که مردم بيشتر و بيشتري ، شئ مشابهي رو ديده اند .اينها روي قلب واشينگتن در پرواز بودند اين در واقع به معناي فرود روي زمين چمن مقابل کاخ سفيده.
بر اساس نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني ، دليلي وجود داشت که اين موجودات غريبه “پايتخت” را براي ايجاد ارتباط انتخاب کرده اند.
ما يک سري مشاهدات “يو-اف-او” داشته ايم که حول کاخ سفيد و پايتخت امريکا به وقوع پيوسته.
من فکر مي کنم اين تلاشي براي ارسال يک پيام سمبليک و مستقيم بوده تا اعلام کنند که : هي… ما مي خواهيم با شما گفتگو کنيم اما اينطور به نظر مي رسه که ما پيام رو نگرفتيم.
در روزهاي متعاقب مشاهده اشياء غريبه بر فرا پايتخت دولت ايالات متحده هر نوع اعتراف به تماس فرازميني را رد کرد.






