فرازمینی ها و مثلث برمودا – حقیقت مثلثی بسیار پر رمز و راز


حقیقت مثلث برمودا
نقل قل از مطلب پیشین
در سال 1881، يک کشتي به نام “اِلن آستين” در “درياي سارگاسو” با يک قايق بادباني سرگردان برخورد کرد.
گروهي سوار قايق شدند تا اون رو به لندن برگردانند و چند روز هم در راه بودند دو روز بعد همان قايقي که بدون سرنشين پيدا شده بود و حالا سرنشين داشت دوباره سرنشينان خودش رو از دست داد.
همه شون ناپديد شده بودند انگار سرنشينانش دود شده باشند و به هوا رفته باشند.
جالبه اين نکته رو هم در نظر داشت که “درياي سارگاسو” درست در تماس با منطقه ايست که ما به اون ميگيم :
“مثلث برمودا”ممکنه که يک جور فعاليت معابر کيهاني در اين منطقه وجود داشته باشه آيا گزارش ناپديد شدنهاي “درياي سارگاسو” و نيز در ا”مثلث برمودا” که فصل مشترکي با اين گستره آبي دارد را مي توان با وجود يک معبر کيهاني توضيح داد؟
نظريه پردازان فضانوردان باستاني معتقدند که شواهد بيشتر را ميتوان در اعماق يکي از بزرگترين درياچه هاي امريکاي شمالي يافت.
“درياچه ميشيگان”
گستره اي آبي با وسعت 22,300 مايل مکعب
از “مانيتواک” ايالت ويسکانسين تا “لادينگتن” و “بِنتِن هاربِر” ايالت ميشيگان يکي ديگر از مناطق اسرارآميزيست که به نام “مثلث ميشيگان” معروف است.
اين درياچه وسيع آب شيرين نيز همچون “درياي سارگاسو” با ناپديد شدگيهاي عجيب و مرموزي مربوط است.
در 1937، کشتي باري کوچکي به نام “مک فارلين” از “مثلث ميشيگان” عبور کرد.
کاپيتان کشتي به کابينش رفت تا کمي بخوابه و به دستيارش گفت که در زمان معيني او رو بيدار کنه.
وقتي دستيار کاپيتان در زد، هيچ جوابي نيامد در از داخل قفل بود در را شکستند و ديدند که کاپيتان کلا ناپديد شده هيچکدام از روزنه ها و پنجره ها باز نبود.
امکان نداشت که کاپيتان از کشتي خارج شده باشه هيچوقت نتونستند اين مرد رو پيدا کنند .
از کشتي پريده بود بيرون؟ کي ميدونه؟
ولي کشتي درست در مثلث درون “درياچه ميشيگان” قرار داشت اما کشتيها تنها وسائط نقليه اي نيستند که تحت تاثير اين منطقه از “درياچه ميشيگان” واقع مي شوند.
گزارشاتي از ناپديد شدن 40 هواپيما نيز در محدوده “مثلث ميشيگان” در دست است.
در سال 1950 و 13 سال پس از گم شدن کاپيتان کشتي “مک فارلين” پرواز 2501 خطوط هوايي “نورت وست” با 55 سرنشين و سه خدمه ضمن عبور از فراز “مثلث ميشيگان” ناپديد شدند.
بقاياي آن هرگز کشف نشد و تحقيقات پيرامون آن تا به امروز ادامه دارد .هيچ قطعه اي از هواپيما پيدا نشد خانواده ها به خاطر اين ماجرا غمگين بودند .
جستجوها براي پيدا کردن بقاياي هواپيما ادامه پيدا کرد بناي يادبودي براي اونها در ساحل “درياچه ميشيگان” وجود داره اما هيچ ردي پيدا نشد ….
نه يک سگک، نه يک کيف پول، نه يک صندلي .هيچ چيزي از اين هواپيما پيدا نشد
منطقه تا 6 روز تحت جستجو بود از اون زمان تا دهها سال بعد هم جوينده ها به طور مستمر منطقه رو جستجو کرده اند ولي هيچکس تا به حال هيچ چيزي پيدا نکرده کشتيها به اين منطقه رفته اند و ناپديد شده اند.
با توجه به اين که اونها کلا ناپديد شده اند من به اين فکر مي افتم که احتمالا اونها به درون يک کرمچاله مکيده شده اند و متاسفانه در سوي ديگري گير افتاده اند آيا ممکن است که آبهاي تيره “درياچه ميشيگان” طبق نظر برخي از محققان ، ورودي يک کرمچاله را در خود نهان کرده باشد؟
و آيا اين موضوع مي تواند توضيح دهد که چرا چنين پديده هاي ويژه اي همچون شمار زيادي از اشياء ناشناخته پرنده بر فراز آن يا در زير سطح درياچه گزارش شده است؟
شاهداني بوده اند که ديسکهاي سبز درخشاني را ديده اند که از درياچه بيرون آمده اند و گويهاي آبي رنگي را ديده اند که به درون درياچه فرو رفته اند دروازه هاي فضا-زمان ، داراي خاصيت تابندگي هستند
به شکل گوي پلاسمايي ظاهر مي شن ظاهرا گستره هاي آبي به خصوصي مکان شکل گرفتن طبيعي اين معابر هستند ممکنه که فرازميني ها به اين منطقه دسترسي داشته باشند و در حقيقت ممکنه که اين گذرگاه همين حالا هم فعال باشه و براي همينه که ما شاهد اينهه “يو اف او” و اين ناپديد شدنهاي غريب هستيم .
دسترسي به اين مناطق خيلي دشواره اين که بعضي از اين دروازه ها و گذرگاهها در زير آب هستند، کاملا قابل درکه.
احتمالش هست که يک شبکه از معابر زيرآبي در سرتاسر دنيا گسترده باشه ممکنه که موجودات فرازميني به اين معابر دسترسي داشته باشند و از اونها براي آمد و رفت به فضا استفاده کنند آيا ممکن است گذرگاههايي در آبهاي درياچه ها و اقيانوسهاي ما پنهان باشند.
که فرازميني ها تا به امروز هم در حال استفاده از آنها هستند؟
در اينصورت، آيا ممکن است روزي انسان بتواند به يکي از اين گذرگاهها دسترسي پيدا کند؟
برخي از دانشمندان معتقدند که ما نه تنها قادر به سفر از طريق کرمچاله هايي که پيش از اينها وجود داشته خواهيم شد ، بلکه ممکن است خود ما نيز به مرحله توليد آنها نزديک باشيم.
دانشگاه “فولرتِن” ايالت کليفرنيا ، سال 2013
اينجا و در آزمايشگاه کوچک اين دانشگاه عمومي فيزيکداني به نام “جيم وودوارد” دست به آزمايشاتي مي زند که معتقد است روزي روش سفر کردن ما به فضا را دگرگون کند.
من اصولا علاقمند يافتن راهي براي سرعت بخشيدن به اشياء بودم براي انجام اين کار هم بايد استاد نيروي محرکه باشيد.
براي غلبه بر مشکل نيروي محرکه و رسيدن به سرعتي که تقريبا برابر با سرعت نور است بايد بتونيد “اينرسي” يا سکون اجسام را دستکاري کنيد.
اينطوري بود که من علاقمند جاذبه و اينرسي شدم چيزي که به اون رسيدم اين بود که شايد واقعا بشه به سرعت ، به فضا-زمان دسترسي پيدا کنيم.
کار “دکتر وودوارد” تلاشي براي اثبات تئوري بحث برانگيزيست معروف به “اصل ماخ” ، که ميگويد : ارتباط مستقيمي ميان حرکت اجرام روي زمين و مواد دور دستي که در کيهان هستند، وجود دارد.
“وودوارد” ميگويد که اگر اين موضوع اثبات شود مي تواند کليد باز کردن قفل سفر از طريق معابر کيهاني باشد .
در سال 1883 فيزيکداني به نام “ارنست ماخ” اين ايده را براي اولين بار مطرح کرد .
اصل ماخ در ساده ترين سطح ، قاعده ايست که ميگه: دليل اينکه در زمان هل دادن يک شئ اون شئ هم متقابلا شما را هُل نميده حرکت گرانشي دورترين ماده کيهانيست که بر اين شئ تاثير داره
بنابراين ، ماده مورد نظري که در دور دستهاي فضاست تعيين کننده کيفيت اينرسي (سکون) در اشياء ثابت هست اصل ماخ در واقع ميگه که همه ستارگان، همه سيارات ، همه منظومه هايي که در فضا هستند.
روي ما زميني ها تاثير ميذارند دليل اون هم به خاطر منحرف کردن فضا-زمان هست
بنابراين با وجود اونکه شما نمي تونيد ببينيد اما جهان پيرامون شما به وسيله پتانسيلي که سالهاي نوري زيادي با شما فاصله داره، تعيين ميشه.






