کریستال های فرازمینی – راز جمجمه های کریستالی

نیروهای موجود در جمجمه های کریستالی

جمجمه کریستالی

جمجمه کریستالی

يک جمجمه کريستالي 20 پاوندي در محل زندگي يک افسر عاليرتبه اس اس نازي يافت شد برخي از محققين معتقدند که اين جمجمه زماني متعلق به “هاينريش هيملر” هوادار شرور “آدلف هيتلر” بوده است .

مردي که نابودي ميليونها نفر از مردم را در دوران جنگ جهاني دوم پيش بيني کرده بود .

من شخصا فکر مي کنم که شايد “هاينريش هيملر” براي خودش يک جمجمه کريستالي فراهم کرده نازيها به شدت علاقمند به دست آوردن دانش باستان بودند و بخشي از اين دانش باستاني هم در جمجمه هاي کريستالي نهفته بود.

در روزهاي آخر جنگ جهاني دوم نازيها به شدت درگير توليد سلاحهاي عجيبي بودند و اين ميتوانست سرنوشت جنگ را تغيير داده و آنها پيروزمند جنگ بشوند.

نازيها و خصوصا “هيتلر“، عاشق جادو بودند

جاي هيچ سوالي هم نيست که همه بربريت و ديوانگي او، در جادو به کار مي رفت و نا اميدانه اسيرش بود.

چون معتقد بود که قدرت بي نظيري براي نازيها به ارمغان مياره اونها در اصل به دنبال شکار هر چه بيشتر اين آثار و عتيقه ها بودند تا امتحان کنند و بفهمند .

که آيا اين آثار مقدس مذهبي حاوي قدرتهاي خارق العاده اي هستند که بتونند از اونها بر عليه متفقين در جنگ جهاني دوم استفاده کنند يا نه نازيها بسيار علاقمند به پجمجمه و تصويرهاي اون بودند.

خصوصا علاقمند به دانش باستاني بودند گزافه گويي نيست که علاقه اونها به افسانه هاي جادويي و روايات قومي اين بود که از قدرت بي نظير جمجمه هاي کريستالي با خبر بودند.

آيا ممکن است که طبق اعتقاد بسياري از نظريه پردازان فضانوردان باستاني هوادار “هيتلر”، “هاينريش هيملر” به يک جمجمه کريستالي دست يافته بود تا آن را مستقيما بر عليه مخالفان رايش سوم به کار ببره؟

نقل است در حکايات که بشر بايد با موفقيت براي دانش نهفته در جمجمه هاي کريستالي آماده باشه چون اين دانشي نيست که بشه از اون سوءاستفاده کرد يا به نفع خود از اون بهره برد.

در ماجراي “هاينريش هيملر” ما مردي را مي بينيم که ميخواد قدرت خودش را به ديگران تحميل کنه و سوال اين هست که آيا او ميخواد از اين جمجمه ها استفاده کنه تا ديگران را به کارهاي به خصوصي وادار کنه؟

گفته شده که جمجمه هاي کريستالي ميتونند نيت انسان را تغيير بدهند و اين سلاح بسيار قدرتمنديست که ميتونه بر عليه ساير انسانها به کار گرفته بشه .

آيا جمجمه هاي کريستالي مثل همان که “هاينريش هيملر” آن را به دست آورد حقيقتا تشديد کننده انرژيهاي خوب و بد هستند؟ در اينصورت مي تواند به مالک آن قدرتهاي بالقوه ويرانگري ببخشد؟

شايد پاسخ را بتوان با مطالعه دليل ممکن براي اينکه اصولا چرا اين آثار مذهبي اسرارآميز به شکل جمجمه انسان طراحي شده اند به دست آورد.

ممکنه که ساختن يک کريستال به شکل دقيق جمجمه انسان يک جور کيفيت انرژي زايي داشته باشه .

اعتقاد بر اين بوده که جمجمه کريستالي انسان به معناي برتري روح نسبت به مرگ است حتي ميتونيم اين احتمال رو بديم که جمجمه کريستالي وقتي روي ميدان انرژي انسان تمرکز کنه.

بتونه به عنوان فرمي از نيروي محرکه فردي مورد استفاده قرار بگيره تا يک تجربه فرافيزيکي را شکل بده و او بتونه فرکانس ميدان زيستي خود را در داخل مغز خودش بالا ببره و به اين سطح فرافيزيکي برسه .

يک مطلب جالب در باره جمجمه کريستالي اين هست که خود کريستال، يک شئ شفاف هست اما انديشه اي که پشت اون نهفته است، انديشه سياهيست .

و شما نور و تاريکي را در يک سمبل و در کنار هم مي بينيد و نوعي خرد از ديدن چنين در هم آميختگي حاصل ميشه.

يک پل بين نور و تاريکي مفهوم جمجمه در سرتاسر دنيا چيز رايجي هست براي تاکيد بر روي مرگ يا دنياي ديگر و يا همان دنياي پس از مرگ

در اين افسانه ها، يک دنياي ديگري همه بعد از مرگ به اونجا سفر مي کردند و اين دنيا کاملا به موازات دنياي ما بوده

در بين بوداييهاي تبتي ، جمجمه ها خيلي قدرتمند هستند .

معناي بسيار بسيار عميقي دارند چون سمبل مرگ هستند و همچنين سمبل برتري مرگ يا چيرگي نيستي هستند.

در عين حال سملبي هستند که به معناي اهميت حيات است آيا 13 شئ باستاني کريستالي به فرم جمجمه انسان تلاشي براي توضيح آن است که شايد آنها واجد قدرت مرگ و زندگي باشند؟

در اينصورت، منبع چنين قابليت شگرفي چيست؟ و چرا قرنها از دسترس بشر خارج بوده اند؟

نظريه پردازان فضانوردان باستاني معتقدند که شايد پاسخ را بتوان در يک تمدن باستاني گمشده يافت تمدني که يک شبه نابود شد :

آتلانتيس و اسراار جمجمه های کریستالی

آتلانتيس

آتلانتيس

در دو ديالوگ مشهور تيمائوس و کريتياس “افلاطون”، فيلسوف مشهور يوناني قرن چهارم از قاره اي گمشده به عنوان جزيره اي که به دست پوزيدون خداي درياها کشف شده است ياد مي کند.

اتلانتيس، حداقل آنطور که افلاطون توصيفش کرده به لحاظ تکنولوژيک بسيار پيشرفته بوده.

سيستم قضايي و قوانين بسيار پيشرفته اي داشته اما علاوه بر يک شگفتي تکنولوژيک ،مدلي اخلاقي و فلسفي از يک تمدن ميرا هم بوده بر اساس قول نظريه پردازان فضانوردان باستاني اتلنتيسي ها هم از اشيائي کريستالي استفاده مي کرده اند.

نه تنها براي مهار کردن انرژي، بلکه همچنين به منظور ذخيره کردن اطلاعات مهم چيزي بيشتر شبيه به يک کامپيوتر .يکي از حکايات و افسانه هاي اتلنتيس اين هست که روحانيون اشياء و دانش مقدس باستاني اتلنتيس را برداشته .

و اون رو به اشياء و از جمله جمجمه هاي کريستالي منتقل کردند و يا اونها رو رمز بندي کردند.

طبق افسانه ها، قاره اتلنتيس به شکلي اسرار آميز در هزاران سال پيش ناپديد شده است
اما اگر اتلنتيس واقعا وجود داشته باشد آيا ممکن است که تعدادي از شهروندان آن جان به در برده باشند؟

و آيا ممکن است که جمجمه هاي کريستالي نيز به همراه همانها نجات يافته باشند؟

آيا اين امر مي تواند توضيح دهد که چرا 12 تا از سيزده جمجمه ياد شده در اقصي نقاط جهان يافت شده اند؟

نظريه پردازان فضانوردان باستاني معتقدند که پاسخ اين سوال مثبت است و به عنوان شاهد اين مدعا ، به شباهتهاي عجيبي که بين ماياهاي باستاني و تبتي هاي امروزي موجود است، اشاره دارند.

آنچه که ما به آن برخورد کرديم اين هست که در همه مکانهايي در دنيا که به عنوان پناهگاه از اونها نام برده شده ، جمجمه هاي کريستالي هم يافت شده .

به خصوص در تبت به خصوص در تبت و در دنياي ماياها از اين دو منطقه خصوصا به عنوان پناهگاههايي که با تمدن اتلنتيس مربوط بوده اند .

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *