پ پ

سومریان و خدایان فرازمینی

ایا فرازمینی های باستان براستی مسیر انسانیت را در گذشته ای دور تغیر داده اند ؟
به نیاکان ما کمک شده ؟ یعنی از جایی خارج از این تمدن آموزگارانی داشتیم.
عراق …. دهم اوریل سال ۲۰۰۳ ..ارتش امریکا به شهر بغداد پیشروی کرد و در این بل بشو کلی اشیا باستانی از موزه های عراق توسط خود شهروندان دزدبده و غارت شد .

غارتگران به زور وارد موزه ملی عراق شدند ، تمام وسایل را به غارت بردند مانند ابزار آلات موسیقی و لوحه هایی با خط میخی که گفته شده تاریخ آن ها به ۶۰۰۰ سال قبل بر می گرده …شجره نامه و تاریخچه خدایان فرازمینی باستانی آنجا بود و همینطور داستان های سیل نوح یا همان زیوسدرا ..

اما حال بسیاری از این متون از دستمان رفته است
اما مشامه هایی نشون میده دزدان و غارتگران افراد و مردم عادی تنها نبودند بلکه افرادی هوشمند با حرفه نفوذ پیدا کردند به مکآن هایی از موزه که هر کسی نمی توانسته وارد آنجا شود . اشیایی رو به سرقت بردند که قدمتی شش هزار ساله داشته و در واقع آغاز تمدن ما بوده است.

ایا چنین مساله ای از روی عمد بوده ؟ برای محو کردن دانش ممنوعه باستانی جهت جلوگیری از درز اخبار باستانی که عقاید را زیر سوال ببرد ؟
شاید بتوان پاسخ را به طوری دقیق تری با نگاه ویژه به خاستگاه این گنجینه های گرانب ها یافت ..بقول باستان شناسان قدمت بسیاری از اشیا گم شده و سرقت شده از موزه ملی عراق به دوره سومریان (مهد تمدن) برمی گردد .در بین النهرین که مرکز اصلی سومر و شکل گیری آن بود، ۴ امپراطوری اصلی وجود داشت :

۱- سومری که قدیمی ترین بود

۲- اکد

۳- بابلیان 

۴- اشوریان

هرچند گویش مردمان این چهار پادشاهی تا حدودی تغیر کرده …اما عقاید و فرهنگی که توسط سومریان تاسیس شد عملا در کل دوره ی بین النهرین ادامه یافت …شهر سومر قدمتش به ۴ هزار سال قبل میلاد بر می گرددریال در آن دوران لوح ها و تبلت هایی وجود دارد که نوشته هایی در روی آن ها به خط سومری نوشته شده حتی روی سفال ها و سنگ ها نیز این نوشته ها یافت می شود .سومریان اولین کسانی بودن که سیستم خطی و ادبیاتی رو اختراع کردند …بر روی لوح های که در تنور شکل می دادند و نوشته ها را بر روی آن ها حک می کردند .

کشف رمز نشانه های این لوح ها کاری غیر ممکن بود که سرانجام از میان هزاران لوح موجود در قصر آشوریان در مارس سال ۱۸۴۳ یافت شد …دانشمندی فرانسوی به نام “پاول امیل بوتا” این منطقه زیر زمینی رو در شمال عراق کشف کرد ..در خورساباد این اتاق های باورنکردنی رو بیرون آورد که با تندیس هایی از خدایان و شاهان پر شده بود و همه نوع گنجینه شگفت انگیز و بسیاری از کتیبه های خطی بر سرتاسر دیوار ها که همگی به خط میخی سومری نوشته شده بودند ..ظرف ده سال باستان شناسان هم ویرانه های پایتخت افسانه ای سومریان رو کشف کردند …شهر “اور ” ماوای شخصیت کتاب مقدس (ابراهیم ) یا ابراهام .در این مکان دانشمندان زیگورات بزرگی از خاک بیرون آوردند ..ساختاری پلکانی ماننده هرم که مرکز اداری شهر بود و نیز جایگاه لوحه های میخی و مقبره های مزین طلا.

وقتی به تمدن بی نظیر سومری نگاه میکنیم آن ها دارای علم کشاورزی و پزشکی و مدارس … ریاضیات و پادشاهی و قوانین و محکمه و دادرسی ..مدرسه و در یک کلام این ها دوران سومریان رو نمایان می نماید البته در شش هزار سال پیش در عصر حجر !!
بر اساس گفته محققان شهر اور توسط ایلامی ها ۲۰۰۰ سال قبل مسیح هجوم همسایگانش به یغما گرفت .. اما برخی معتقدند متون میخی چیزی فراتر از یک قوم باستانی رو نشون میدهد .آن ها برگروهی از موجودات مقدس تاکید دارند که به آن ها آنوناکی می گفتند. به اصطلاح شاهزاده ای از نسل خدا …و به قول سومری ها از آسمان نازل شده ها

سیستم مذهبی بین النهرینی چند خدایی بود ..آن ها صد ها خدای مختلف رو ستایش میکردند و هم مذکر و هم مونث، که اغلب به شکل انسان توصیف شدن دارای خصوصیاتی شبیه مردم، این خدایان نوعی سلسله مراتب سیاسی داشتند که تا حدودی توسط خود سیستم سیاسی بین النهرین مورد تقلید قرار گرفت . این یعنی شما خدایان عالی رتبه رو میبینید که در بهشت هستند.

طبق متون سومری خدایان بهشتی یا آسمانی یا همان آنوناکی ها، خدای خدایان بودند ، خدایان عالی رتبه .آنوناکی ها از جمله اسرار آمیزترین موجودات افسانه ای و سنن مذهبی هستند و سومریان آن ها را شبیه انسان معرفی می کنند که قادر به تغیبر و تبدیل هستند و می توانند شبیه انسان شوند . آن ها برای ماموریتی خاص و مهم به زمین آمده اند تا با خود برای انسان دانش بیاورند و همینطور برخی مواد را از زمین برای خود استخراج کنند.

در متون میخی آنوناکی ها یا جزئیات بیشتری توصیف شده اند مثلا چطور صدها سال عمر می کنند آن ها دانش و توانایی عظیمی رو نسبت به کل جهان ما داشتند آن ها همه چیز رو می دانستند  و شناختی کامل از علم و هنر داشتند . جایی که آن ها این دانش را بدست آورده بودند و همچنین جایی که از آن به زمین آمده بودند نوعی معما می باشد.

آیا ممکن است خدایان عجیبی که در متون میخی شرح داده شده عملا وجود داشته باشند؟ در اینصورت آیا آن ها فرازمینی بوده اند ؟ نظریه پردازان فضانوردان باستانی معتقدند جواب مثبت میباشد .

منبع صحبت ما در مورد آنانوکی ها و تمدن سومریان ۱۴ لوح گلی در سومر که در دهه ۶۰ پیدا شد است . آنانوکی ها ۴۴۵۰۰۰ سال پیش به زمین آمدند . آن ها در سیاره ای به نام نیبیرو زندگی می کنند که تقریبا هم اندازه زحل یعنی دو سه برابر زمین می باشد . این سیاره خارج از منظمه شمسی است. و در مدار ۳۶۰۰ ساله که یک شار محسوب می شود به دور خورشید می چرخد. در هر بار عبورش از میان مریخ و مشتری عبور می کند . در زمانی که آنانوکی ها به زمین آمدند آنو پادشاه نیبیرو بود .

آنو خالق ما نیست – آنو پادشاه سیاره ی نیبیرو بود و بعد از اینکه توسط آلالو خبر بهش رسید که در زمین طلای لازم برای ترمیم جو سیاره آن ها وجود دارد ، دو پسر و دخترش را با تعدای کارگر به زمین فرستاد که طلا استخراج کنند و به نیبیرو بفرستند . بعد ها که به خاطر سختی و زیادی کار ، کارگر ها شورش کردند ، انکی و خواهرش (نینماه) با دستکاری ژنتیکی انسان های نئاندرتال ( که قبل از آنوناکی ها در زمین زندگی می کردند و شعور کمی داشتن) ، انسان های کرومگنون (انسان های کارگر) رو به وجود آوردن . و بعد ها با آمیختن آنوناکی ها و انسان ها ، انسآن های هوشمند تری که خود ما هستیم (هموسایپین) به وجود اومدن که تا امروز زندگی میکنبم . آنوناکی ها ما را خلق نکردند بلکه دستکاری ژنتیکی کردند . شاید اگه این کار رو انجام نمی دادند چند میلیون سال بعد خود ما کم کم باهوشتر می شدیم، اما خیلی سریعتر این اتفاق افتاد و خدای هستی هم که خود آنوناکی ها رو آفریده بود با روندی که اتفاق افتاد موافق بود چون هیچ مانعی بر سر راه آنوناکی ها در مورد دخالت ژنتیکی ایجاد نکرد .

740566_fwzz5aTU

حتی در دو باری که آنوناکی ها تصمیم گرفتن کل انسان ها رو نابود کنند ( طوفان نوح حدود ۱۱ هزار سال پیش و همه سوزی هسته ای حدود ۴ هزار سال پیش ) این خدای هستی بود که با فرستادن گالزو مانع این کار شد تا ۴ هزار سال پیش هم چه انسان ها چه آنوناکی ها همه و همه خدای هستی رو قبول داشتن (اینگونه نبود که انسان ها آنوناکی ها رو خدا بدانند یا آنوناکی ها خودشان را خدا بدانند ) و عبادت و دینی در کار نبود. کل قضیه ادیان و عبادت و جهنم و … از ۳۵۰۰ سال پیش و با کتاب تورات آغاز شد که بر اساس شواهد موجود توسط انلیل به موسی گفته شد { پس از اینکه خدا در بوته به موسی ظاهر شد گفت من خدا هستم، موسی گفت کدام خدا ؟ (کدام آنوناکی) خدا گفت من همانم که خود را به پدران تو ابراهیم و اسحاق و یعقوب ال شدای معرفی کردم . ال شدای اسم دیگه ی انلیل بود به معنی خدای کوه یا خدای خشکی ها . متاسفانه این آیه در ترجمه به جای خدای کوه خدای قادر مطلق معنی شد و…} خلاصه اینکه یکتا پرستی باید سر جاش باشه و اینقدر بدونیم که خدای هستی حتی در مورد اینکه پرستیده بشه حرفی نزده – فقط دو بار پیام داد برای اینکه جلوی نابودی نسل بشر رو بگیره – همین و همین .
البته آن ها با اینکه به اکسیر حیات دست پیدا کرده بودند اما جاودانه نبودن – فقط اکسیر باعث میشد که پیر نشوند و جوان بمانند اما در  الواح انکی داریم که مثلا یکی از سفینه میفته می میرد یکی از بلندی و … طبق الواح و اسناد دیگه حدود ۴۰۰۰ الی ۳۵۰۰ سال پیش آنو می میرد و انلیل پادشاه نیبیرو می شوذ (پادشاه خشکی های زمین هم که بود) و تضمینی نیست که الان انکی و انلیل هم زنده باشند اما اگر هم زنده نباشند جانشینانی جایگزین آن ها شده اند.
آنوناکی ای که سرپرست گروه پزشکی (خصوصا ژنتیک ) بود پسر انکی “نینگیشزیددا” بود که بعد ها در مصر باستانتوت ” نامیده شد . که یک بار گالزو به انکی و یک بار به صورت انلیل ظاهر شد که در هر دو حالت هم بصورت آنوناکی ظاهر شد نه انسان . دلیل ظاهر شدن هم یک امر حیاتی بوده که اگر خدا در هر یک از این دو مورد دخالت نمی کرد نسلی از بشر نمی ماند . مه این نشان می دهد که فلسفه ی دعا , عبادت , استخاره و … از ادیان زاده شده و خدای هستی کسی نیست که صبر کند تا انسانی دعا کند و سپس جوابت را بدهد و …. یا بندگانمش را در حال خم و راست شدن ببیند یا تنبیهت نماید .  هر چیزی که شما برای زندگی نیاز دارید در اختیار شما قرار داده شده و طبق قانون جذب به چیزی که بخواهید می رسید و این امکان در هستی قرار داده شده قبل از اینکه کسی دعایی کند یا …. پس زندگی هر فرد در گرو بهره ای هست که از امکاناتش میبرد .
باتوجه به اینکه انسان های نئاندرتال آمیزش نمی کردند، آدامو و تیامات ( آدم و حوا ) در ابتدا عقیم بودند و قرار شد که این موجود (انسان های کرومگنون)(کارگر) چون کمی شعورش از حیوون بیشترایت عقیم بماند که نسل خود را زیاد نکند . اما بعد ها متوجه شدند برای تولد هر انسان عقیم باید یک لقاح مصنوعی در رحم یک زن آنوناکی چیزی حدود ۹ سال بماند که این کار بازده نداشت . به همین دلیل انکی ، نینماه ، آدامو ، تیامات – به اتاق پزشکی رفتند و هر ۴ نفر توسط یکی از آنوناکی ها که علم پزشکی بالایی داشت بیهوش شد و ژن انکی به دنده ی آدم و ژن نینماه به دنده ی حوا تزریق شد و از این زمان به بعد آدم و حوا و نسل آن ها قدرت تولید مثل پیدا کردند.
آنو به احتمال زباد هشتمین پادشاه نیبیرو بوده و اهالی نیبیرو نام پادشاه های قبل از آنو را روی سیاره های منظومه شمسی گذاشتند، آن , آنتو , آنشار , کیشار و …  آنشار پنجمین پادشاه نیبیرو و کیشار هم همسرش بود و …. در سیاره های منظومه شمسی هم اسامی به صورت زیر بوده است .
گاگا = پلوتو 

 آنتو = نپتون 

 آن = اورانوس 

 آنشار = زحل 

 کیشار = مشتری 

 لاهمو = مریخ 

 کی = زمین 

لاهامو = ناهید

کینگو = ماه 

و ....
در سال های اخیر ، نوشته های فرضی و خیالی بسیاری در مورد سیاره ایکس ( که به نیبیرو مشهور است ) منتشر شده است. بیشتر این نوشته ها بر اساس کتاب زکریا سیچین ، به نام سیاره دوازدهم  قرار دارند. سیچین به مانند داروین و ویلیکووسکی ، از تئوری های مربوطه خود استفاده می کند تا ادعای خود را اثبات نماید. سوالی که مطرح می شود این است
آیا نیبیرو واقعاٌ وجود دارد ؟ جواب به این سوال به طور یقین، بله است.
برخی بر این باورند که آنوناکی های نیبیرو بزودی مجدداٌ به زمین باز می گردند. آن ها عقیده داشتند که سیاره ایکس در ماه دسامبر سال ۲۰۱۲ مدار ۳۶۰۰ ساله خود به دور خورشید ما را تکمیل می کند. آن ها می ترسیدند که نزدیک شدن این سیاره موجب زلزله ها ، امواج خیزان و مدی ، سیل های شدید، قحطی ، بیماری ، انفجارات آتشفشانی و حوادثی از این قبیل روی زمین گردد. ترس آن ها از این رو بود که نزدیک شدن این سیاره خسارات جانی فراوانی بر اهالی زمین وارد نماید.
سیاره نیبیرو، در فرهنگ های مختلف اسامی بسیار دیگری نیز دارد از جمله ، سیاره ایکس، سیاره دوازدهم ، ماردوک، پارادیس، مامن آسمانی ، پادشاهی آسمآن ها و …. گرچه نیبیرو را سیاره دوازدهم خوانده اند، جالب اینست که این سیاره به منظومه شمسی ما تعلق ندارد. در حقیقت، سیاره ای است از یک منظومه شمسی دیگر است که ستاره دیگری ، خورشید آن بوده و خاموش شده است. نیبیرو هرگز از زمین قابل رویت نبوده اما ستاره ای که مرکز منظومه شمسی نیبیرو بوده است، از زمین قابل مشاهده بوده است. شکل مدار نیبیرو به آنانوکی ها این مزیت و برتری را بخشیده است که رصد خانه ای متحرک داشته باشند که از آن بتوانند بسیاری از سیارات دیگر نزدیک مدار خود را مشاهده کرده و مورد بررسی و مطالعه قرار دهند.
انسآن های اولیه در سومر و بابل به ترتیب نام این سیاره ایکس را نیبیرو و ماردوک گذاشته بودند. گفته می شود که مردم بین النهرین فکر می کردند که نیبیرو دوازدهمین سیاه منظومه شمسی است و همان بهشتی است که خدواندگاران و خدایان آن ها در آن اقامت داشته و از آن می آمدند.
نیبیرین ها ، مردم نیبیرو ، اغلب آنوناکی ، نفلیوم، الوهیوم ( معادل خدایان) ، و ماردوکی ها نامیده می شوند. من به آن ها با نام آنوناکی اشاره می کنم ، زیرا سومری های آن زمان و برخی نیز در حال حاضر ، این نام را به کار گرفته و می گیرند. کلمه آنوناکی به معنای : از آسمان بر زمین آمدگان می باشد. در انجیل عهد عتیق ، این ملاقات کنندگان آسمانی و بهشتی ، آناکیم خوانده شده اند.
نیبیرو ، را نژادی از خزندگان اشغال کرده بودند و حکومت آن در دست طبقه ممتاز اشرافی بود که به زبان عبری به آن ها نفیلیم یعنی کسانی که از آسمآن ها به زمین آمده اند ، می گفتند. در آن زمان ، آنوناکی ها از نظر تکنولوژی ، نژاد فضایی بسیار پیشرفته ای بودند. در حقیقت تمدن آن ها در زمان خود سرآمد دیگر تمدن ها بوده است. آنوناکی ها خورشید سیاره خود را زائوس “ZAOS می نامیدند.
آنوناکی ها نژادی جنگجو ، متخاصم و تسخیر کننده هستند. آن ها درنده و تندخو، اهریمنی و شرور، شهوانی ، غیر قابل اطمینان، تشنه به خون، مکار ، حسود و سلطه جو یودند. آن ها از کسانی که بر آن ها غلبه کرده و تحت فرمان خود در می آوردخ و همچنین کسانی را که به بردگی گرفته ، می خواهند که از بین دوشیزگان خود افرادی را قربانی کنند .
740566_p3aKIgFc
اگر بدترین صفات و ویژگی هایی را که در شیطان می توانید بدانید ، تصور کنید، آن وقت به درستی یک آنوناکی را فهمیده و شناخته اید. آن ها در امر کنترل فکر و ذهن متخصص هستند و تقریباٌ خیلی عالی با سیستم ربا و حرام خواری و همچنین رشد پول اقتصاد را کنترل می کنند. آن ها مهندسی ژنتیک گسترده ای را به انجام رسانیده و بین دیگر موجودات انجام داده اند، و نژادی از خزندگان را پدید آوردند که خود آنوناکی ها به آن ها دوکاز می گویند.
از دوکازها برای سلطه گری و کنترل ساکنان نیبرو و دیگر نژادهای تحت سلطه خود استفاده می کرده اند. پس دوکازها ، از خزندگان هستند. انواع گوناگونی نیز بین این دسته از خزندگان وجود دارد. اربابان آن ها ، نخبگان آنوناکی، خود دوکاز نیستند و به مانند هر چیزی که با آنوناکی ها در ارتباط است ، ساختار طبقاتی آن ها نامنصفانه و به دور از عدل می باشد.
این خزندگان یا دوکازها را اربابانشان یعنی نفیلیم ها یا الوهیم ها برای جنگ به میادین نبرد با دیگر نژادهای فضایی ، بعنوان جاسوس ، بادی گارد (محافظ) و نیروی پلیس بکار می گرفتند. بین خود آنوناکی ها نیز دسته ها و طبقات مختلفی وجود دارد. یکی از دشمنان سرسخت دوکاز ها خود را پرس-سییرز “Pers-Sires” , می نامند ، گروهی از فضاییان که من لغت کرکس را برای آن ها بکار می برم، البته نه به این دلیل که شبیه به کرکس هستند، آنطور که بعضی ها مدعی هستند. بلکه در حقیقت آن ها اصلاٌ شبیه به هیچ چیزی نیستند. دلایل بسیار و مناسبی وجود دارد که من آن ها را کرکس می نامم، و البته در اینجا وارد این بحث نمی شویم.
جالب این است که پرس-سییرز ها فقط دسته ای متفاوت از نژاد آنوناکی ها هستند. ولی ، دوکاز ها ( خزندگان) و پرس سییرز ها ( کرکس ها) همیشه تا به امروز سرسخت ترین و بدترین دشمنان یکدیگر بوده اند. خیلی از آن ها در حال حاضر ، در موقعیت های سیاسی ، مالی ، علمی ، مذهبی ، قانونی ، پزشکی ( علی الخصوص در بانک های خون ) ، سرگرمی ، نظامی ، ارضی و ملکی ، تجاری و همینطور صنعت روابط جنسی قرار دارند. بیشتر این فضاییان و بیگانگان خود به طور آگاهانه از منشاٌ فضایی خود خبر ندارند.
آنوناکی ها ، دارای بدن و خون هستند، و موجوداتی دوزیست می باشند با غروری وافر ، تکبر ، و امیال غیر قابل کنترل در برابر بزرگسالان و کودکان ( اجباری یا اختیاری) بوده و حرص بسیاری برای غلبه و کنترل بر دیگران دارند. نژاد جنگ دوست آن ها عطش دائمی و سیراب نشدنی برای کنترل دیگر موجودات و سلطه بر دیگر نژادها و همینطور هم طبقات پایین تر خود دارند.
آنوناکی ها نظام های جنسی و قالب های ستم پیشه و پیچیده ای را طرح و اجرا کردند. آن ها از زنان گریزان و بیزارند. به همین دلیل هم هست که پرستش مادر مقدس مردمان باستان زمین را که بر آن ها هنگام فرود بر زمین غلبه کرده بودند، از میان برداشتند. مقاومت بسیاری در برابر حذف پرستش مادر مقدس انجام شد و آنوناکی ها برای فرهنگ های متفاوت با مادران مختلفی جایگزین کردند مانند مادر زمین ، مادر طبیعت، بعدها تصور مادر مقدس را با نسبت نابجا و به دروغ او با صفات شهوت ، کینه جویی، و حسادت خراب کردند و خدشه دار نمودند. تعبیر کالی یکی از این صفات دروغ می باشد.
یک تصادم بزرگ ، بر زمین و دیگر سیارات و اقمار منظومه شمسی ما شدیدا خسارت وارد کرد. نیبیرو نیز در نتیجه این برخورد و تصادم آسمانی دچار خسارت و آسیب شد. و به همین دلیل آنوناکی ها در جستجوی مکانی دائمی به زمین آمدند. آن ها در جستجوی طلای فیزیکی به زمین نیامدند، آنگونه که سیچین در فرضیه خود آورده است. عجیب اینکه ، طلا ، یک ماده معدنی طبیعی زمین نبوده است ، بنابراین آن ها انتظارش را در زمین نداشته اند. همینطور هم برای این نیامده بودند تا از معادن طلا بهره برداری کنند و از آن به عنوان سپری برای محافظت از نیبیرو در برابر شرایط جوی نابودگر استفاده کنند ( اگر هم منظورشان این بوده است ، در نجات دادن سیاره خود موفق نشدند زیرا سیاره شان نابود شد . ) در هر صورت، آنوناکی ها از یافتن طلا روی زمین خشنود شدند، زیرا آن را برای پیرایش و تزیینات بکار می بردند. آن ها همچنین بردگان بسیاری با خود برای استخراج طلا آوردند، و از آنوناکی های طبقات پایین تر هم بدین منظور استفاده می کردند.
از آنجاییکه خانه آن ها ، نیبیرو ، نابود شده بود، نخبگان آنوناکی و مجموعه ای از حاضران مجبور به انتقال شدند، در حالیکه تعداد کثیری از آن ها در سفینه فضایی بزرگی ( که به مانند یک شهر می ماند، و به دور زمین می گردید) زندگی می کردند. تا آن زمان ، دیگر نژادهای آنوناکی در واقع در جهآن های مختلف تحت سلطه داشتند ، از جمله ، زمین ، مریخ و بقیه منظومه شمسی ما ، سکنی داده شده بودند.
آن ها همچنین در سراسر منظومه های خوشه پروین و اسب بالدار پراکنده شدند. بنابراین مشخص است آنوناکی ها بسیار نیرومند هستند و بسیاری ، از آن ها وحشت دارند. نخبگان و برگزیدگان آنوناکی و آن دسته از آن ها که اجازه سفر داشتند، از سفینه اصلی جدا شده و سوار بر فضاپیماهای کوچکتر برای دیدن زمین عازم شدند. آن ها همچنین وسایل حمل و نقل طبقه تاجر خود را نیز برای مقاصد تجاری و نظامی به زمین فرستادند. تجارت بین سیاره ای بردگان متداول و پر منفعت بود. تعجبی ندارد که مردم باستان از خدایانشان که مدعی بودند در آسمان زندگی می کنند، وحشت داشتند.
گفته می شود اکثر زمینی ها اکنون دیگر از نظر ژنتیکی و نمادی بخشی از تمدن فرا-سیاره ای آنوناکی ها هستند!!
کلاید تومباو پلوتو را درسال ۱۹۳۰ کشف کرد. کریستی از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا شارون قمر پلوتو را در سال ۱۹۷۸ کشف کرد. اما خصوصیات رفتاری پلوتو با توجه به فاصله از قمر خود این فرضیه را تقویت کرد که حتما باید یک جرم آسمانی بسیار بزرگ دیگر ماورای پلوتو وجود داشته باشد که هنوز کشف نشده است چرا که جاذبه و نیروی پلوتو نمی تواند به تنهایی موجب چرخش غیر عادی و زاویه کج سیارات اورانوس و نپتون بوده باشد. ماهواره ایراس( ماهوراه ستاره شناسی مادون قرمز) در درجه ۸۳-۸۴ تصاویری را از یک سیاره جدید نشان داد و کشف این سیاره تا جایی قطعی بود که فقط باید نامگذاری می شد. درهمین زمان کلیه اطلاعات در این زمینه مسکوت ماند و دیگر ازآن چیزی شنیده نشد. در سال ۱۹۹۲ دو دانشمند به نام های هرینگتون و فون فلندرن از رصدخانه نیروی دریایی آمریکا جداگانه روی این مبحث تحقیق کردند و گزیده اطلاعاتی را که به دست آورده بودند منتشر نمودند. آن ها مطمئن بودند که داده ها حاکی از این بود که حقیقتا سیاره دیگری وجود دارد و آن ها نامش را سیاره ” مزاحم” گذاشتند. تحقیقات درآسمان نیمکره جنوبی زمین ادامه یافت و هرینگتون از زکریا سیچین مترجم داستان آفرینش سومری “انوما الیش” دعوت کرد تا نگاهی به حال یافته های آن ها بیندازد. سیچین داده های ستاره شناسی مدرن را با داده های ستاره شناسی دوران باستان مطابقت داد.
نیبیروها ( آنوناکی) قصد دارند که حوادث زمین را وارونه جلوه دهند . به این معنی که خود را دوستداران مردم زمین معرفی می کنند و در عوض خدای یکتا را به عنوان آرکن سرنوشت به صورت یک موجود شیطانی نشان می دهند. سال های پربار و پربرکت زمین و بزرگترین و بهترین پادشاهی ها و پیامبرانی همچون سلیمان و داوود را به عنوان عصر سیاه زمین معرفی می کنند . و می گویند که آرکن سرنوشت قصد سوء استفاده از زمین را دارد.
این ها مدعی هستند که عیسی برای متوقف کردن خرابی ها روی زمین فرستاده شده بود در حالیکه موسی قرار داد خود را با آرکن سرنوشت در سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد بسته بود و اگر آن ها واقعا قدرتی داشتند و می خواستند کاری برای زمین کنند می توانستند طرح شاهزاده نانار را همان زمان اجرا کنند. پس چرا ۱۴۰۰ سال صبر می کنند تا سال ۱۰۰ قبل از میلاد و حالا می گویند که عیسی را ما درست کرده و فرستادیم که به شما کمک کند؟!
740566_ZilIKKtI
باید داستان آفرینش کتاب مقدس را از روی متون تمدن سومر باستان درک کنیم . اسناد خاور نزدیک و دخالت بیگانگان باستانی و همچنین تماس های نزدیک آن ها را چرا که در سومر ثبت وقایع اغاز شده است .
در کتاب مقدس به سومر Shine”ar گفته می شود، سرزمینی که نخستین بار پس از طوفان شناخته شده، مدرک کاملیست مبنی بر ظهور ناگهانی یک تمدن در زمانی حدود شش هزار سال پیش که در آن بعنوان اجزای جدایی ناپذیر از هر تمدن متعالی به نوع بشر تقریبا هر “اولینی” اعطا شده است  . سومر ساخته شد ، سرزمینی با نخستین کاتبان و تولید کننده خط کسایی که روی لوح های گلی که در کوره میپزیدن با دست خط گوه ای مانند و شگفت انگیز ترین داستان خدایان و انسان ها را (بعنوان الواح افرینش انسان )

کنکاش باستان شناسان در این منطقه باعث شد دید جدید تری روی متون سومری بین النهرینی باز بشه که موازی با داستان های کتاب مقدس در باره خلقت و طوفان نوح بوده است !

در ۱۸۷۶ جرج اسمیت از موزه بریتانیا که تکه های الواح شکسته شده ای را در کتابخانه سلطنتی نینوا (در عراق کنونیکه قبلا پایتخت اشوریان بوده ) پیدا شده بود کنار هم چید . داستان پیدایش کلدانی منتشر شد و بدون شک نشان داد داستان کتاب مقدس برای اولین بار قبل از اینکه اصلا دین و مذهبی بوجود بیاید در سومر تشریح شده بوده هزاران سال قبل از ادیان سه گانه .

در سال ۱۹۰۲ L.W.King هم از موزه بریتانیا کتاب الواح هفتگانه افرینش را پبدا کرده و متن کاملش را به بابلی باستانی منتشر نمود . هفت لوح گلی که متن طولانی و پر جزئیاتی را در خود داشتند .که تحت عنوان حماسه افرینش Enuma Elish شناخته شده اند، با رمز گشایی جملات شش لوح اول، آفرینش آسمان ها و زمین و هر آنچه روی آن هست از جمله انسان رو توصیف میکند ((توجه داشته باشید ۴ هزار سال قبل از اینکه دینی به وجود آید )) آن هم به موازات شش روز که در ادیان دیگر هم از آن سخن به میان آمده، ادیانی که ریشه فرازمینی دارند اما با افسانه های انسانی ادغام شدند . لوح هفتم اختصاص دارد به خدای متعالی فرازمینی، مردوک کسی که این کاردستی های حیرت انگیز از او بر آمده . به موازات هفتمین روز که خدا در آن استراحت می کند از آنچه که خود ساخته.

محققان امروزی می دانند که اسطوره ها در نسخه های بابلی و آشوری ترجمه متون سومری هستند . که حتی مورخ و محقق بزرگ ساموئل نواه کریمر در سال ۱۹۵۹ در کتابش به نام سومر آغاز می شود  به خوبی اشاره کرد .

برگرفته شده از محققان نظریه پردازان و مستند ما و فرازمینی ها

در متون سومری از خدایان آنوناکی صحبت شده که به زمین آمدند و رب النوع های سومری هم نام داشتند . گروهی از ۵۰ نفر از آن ها به رهبری E.A یا همان خدای آب ها به زمین آمدند کسی که بعدا در یونان باستان به پوزایدون معروف بود  .

در موقع فرودشان ایستگاه زمینی برای خود بپا کردند و آن را به زبان سومری اریدو ERIDU (خانه ای در دور دست ) نامیدند. آنگونه که در تبلت ها گفته شده برای یافتن طلا به زمین آمده بودند.

نیاز ضروری به طلا (برای باز سازی جو سیاره روبه زوالشان یعنی نیبیرو ) آنوناکی ها قصد ایجاد یک سپر محافظتی از پودر طلا  را داشتند (دقیق مشخص نیست که طلا چه اهمیتی داشته اما فلزی بسیار مهم و مفید بوده  مخصوصا استفاده از ذرات معلق طلا ) باز هم بنا به گفته این تبلت ها روند استخراجشان از سیاره ما بسیار کند بود و تصمیم گرفته شد گروه های بیشتری به زمین بیایند مخصوصا برای استخراج در جایی در جنوب شرقی افریقا (که جدیدا مکانی از کارگاه کشف طلا را یافتن که ۲۰۰ هزار سال قدمت داشته و بسیار به این موضوع نزدیکه ) این منطقه ابیزو نام داشت آنوناکی های بیشتری به زمین راه یافتند و به ششصد تن رسیدند گروهی دیگر به ناگ ایگی گی ها (آنان که مشاهده میکنند و می فهمند ) باقی مانده نیروهای هوابرد و خدمه هواپیماها و وسایل سریع و سیر پرنده و ایستگاه فضایی (تعداد همه آن ها طبق متون سومری ۳۰۰ نفر بود ).

طلاهای معادن ابیزو نیبیرو فرستاده شد، انلیل فرماندهی شهر های هفت گانه خدایان فرازمینی در eden یا همان عدن در کتاب مقدس را بدست آورد. انلیل مانند انکی یکی از آنوناکی ها بود. این اتفاقا مربوط به بیش  ۴۰۰ هزار سال پیش می باشد.

نیبیرو  مداری بیضوی ۳۶۰۰ ساله دارد و در هر نوبت با گذشتش به خاطر نزدیکی با زمین فجایعی به بار میبارد در سومری هر ۳۶۰۰ سال را یک sar یا همون شار در نظر دارند … پس در تبلت ها وقتی مثلا میگوید فلان خدا تا ۸ تا ۱۰ سال پادشاهی و اله بوده منظور هشت ضربدر ۳۶۰۰ یعنی حدود۲۸۸۰۰۰ سال !!! اینجاست که راز پنهانی جاودانگی خدایان باستانی آشکار می شود.

آنوناکی ها ۱۲۰ شار به سومری یا همان ۴۳۲۰۰۰ سال پیش به سال های زمینی قبل از طوفان نوح وارد زمین شدند (۴۳۲ هزار سال قبل از طوفان ۴۴۲۰۰۰ تا ۴۴۰۰۰۰ سال پیش ) چون طوفان تقریبا ۱۰ تا ۱۱ هزار سال پیش بوده

وقتی آنوناکی ها وارد زمین شده بودند شبه انسان ها وجود داشتند یا همان نئاندرتال ها . موجودی که امروز ما انسان می نامیم جدمان هموسپین ها بودند که در اثر فرگشت یا تکامل در حدود ۲۰۰ هزار سال پیش به وجود آمدند، البته یک شبه فرگشت یافتند چون اگر قرار بود روند طبیعی را طی کند ممکن بود میلیون ها سال طول بکشد و یا قبل از تکامل منقرض می شد !!بنا به دلایلی که در ادامه خواهیم گفت دست کاری ژنتیکی اولبن بار در همین نقطه شکل می گیرد .

افسانه هایی که ریشه اش برخوردی نزدیک با بیگانگان باستانی بوده ، نظریه پردازان به افسانه ای باستانی که روی الواح سفالی نگاشته شده اشاره می کنند .افسانه هایی که از افرینش انسان توسط بیگانگان باستانی از اسمان امده اند صحبت می کنند !!

در نینوای عراق سال ۱۸۴۹ گنجینه های مدفون متون تاریخی از متون میخی باستانی کشف شد .. که به تفضیل خلقت زمین ، انسان ها و زندگی خدایان را شرح می داد .در سال ۱۸۴۹ همانطور که در قبلا هم اشاره داشتیم استین هنری لیرد هیئتی باستان شناس به شهر نینوا فرستاد، شهری که در کتاب مقدس نیز از آن یاد شده !! در این کاوش او قصر “سناخریب ” رو کشف میکند یا همان پادشاه دوم آشور کسی که باز هم در کتاب مقدس مشهور است . این تیم باستان شناسی در آن سال ها آرشیو هایی بدست آوردند و مجموعا شامل ۲۰ تا ۳۰ هزاااااااااااااار لوح بوده ( نمونه ای از بزرگترین مجموعه لوح های باستانی سومری ) .

قبلا گفتیم بر روی هفت لوح، افسانه آفرینش بابلیان موجود است همان آفرینش زمین و آسمان ها و انسان و چیزایی که در متون مذهبی هم دیده می شود !!! اسم این هفت لوح انومالیش است .کتیبه هایی که از خدایی می گویند به نام مردوک که علامتش همون فروهر است . در واقع فروهر ریشه ای سومری دارد که علامت مخصوص خدای سومری مردوک است.

از خدای "کینگو " خون گرفته و آن را با خاک در می آمیزد و از آن نخستین انسان های زمین رو خلق می کند.

 این چیزی است که در لوح ها نوشته شده اما ممکن است استعاره به مسائل دیگری داشته باشد رمز گشایی کردن آن کار بسیار سختی میباشد

وقتی آنوناکی ها الگوی بشر رو خلق کردند به احتمال زیاد حدود ۲۰۰ تا۲۲۰ هزار سال پیش همراه با به وجود آمدن انسان های هوشمند یا همان هموسپین ها که حاصل دست کاری ژنتیکی آنوناکی ها بود . یک بار هم در ۶۰۰۰ سال پیش دست کاری ژنتیکی و اصلاح نژادی اتفاق افتاد که متون سومری نیز به آن اشاره دارند ( داستان بوجود آمدن آدم و حوا و …)

چیزی که نظریه پردازان بهش پی بردن و ابراز می کنند این است که کتاب مقدس برخی جزئیات خیلی مهم را جا انداخته است و داستان رو بسیار خلاصه نموده بنابراین لوحه های سومری که چند هزار سال قبل از ادیان به وجود آمده شرح جزئیات بیشتری را به ما می دهد.

به قول دانش پژوهان لوحه های هفت گانه معروف به انومالیش حقیقتا نمونه ای از یک افسانه خلقت باستانی است !! اما در نقطه مقابل نظریه پردازان بر این باورند ریشه هر افسانه ای حقیقی می باشد اما نه دقیقا طوری که بیان شده و تارو پود احساسی بهش داده شده بلکه فراتر از این است.

قبلا گفتیم آنوناکی لغتی است سومری که به معنی از بهشت آمده ها یا از آسمان نزول شدگان !! پس دانشی که از نینوا و سومر باستان برخاسته یک نگاه کلی از تمدنی اسن که از هیچ جای دیگه سرچشمه نگرفته چون مهد تمدن می باشد پس قطعا به گفته خودشان پدران اسمانی و آموزگارانی داشتند.

بسیاری از تبلت های باستانی کشف شده در نینوا عملا زندگی خدایان (فرازمینی های باستانی ) رو با ظرافت هر چه تمام تر به شکلی ادبی و احساسی نیز شرح دادند . آنوناکی ها را موجوداتی با گوشت و خون چیزی شبیه به خودمان توصیف می کنند.

(جمله ای از کتاب مقدس : انسان شبیه ما شده …. ) بر اسا نظریه پردازان افسانه انوماالیش نه تنها خدایان اسطوره ای را شرح میدهد بلکه موجودات بیگانه را که دارای دانشی فوق پیشرفته از لحاظ ژنتیک بودند توصیف می نماید.

دکتر ایونس می گوید :

آنوناکی ها اول به این موضوع تمرکز کردند که چگونه ممکن است کارگرانی مطیع خلق کنن ((دست کاری ژنتیکی کنند )) پس ژن هایی را از یک  انسان ماده گرفتن و پس از آزمایشاتی دریافتند که می توانند با ترکیب ژن ها با یکدیگر موجوداتی عالی خلق کنند در واقع چیزی که این لوحه ها به ما می گویند یک دست کاری ژنتیکی عظیم در ساختار بشر می باشد تعییر در دی ان ای بشر . مشخص است که چیزی اتفاق افتاده که ما یکدفعه از انسان های اولیه به صورت باور نکردنی، پیشرفته بوجود آمدیم اما  سوال این است که چگونه ؟ نظریه پردازان معتقدند هوشمندی اجداد ما  به دست بیگانگان باستانی با واسطه دستکاری عمدی در دی ان ای بوده است .

سال ۱۹۲۷ جنوب شرقی عراق در جریان کاوش های عمیق شهر باستانی “اور ” در بین النهرین باستان شناسی انگلیسی “ائونارد وولی” بقایای ملکه پوآبی را کشف میکند . طبق گزارشات ملکه را با جمجمه ای دراز و غیر عادی یافتند که شباهت زیادی به برخی فراعنه مصر و برخی مومیایی های یافت شده در پرو داشت برای بسیاری از نظریه پردازان فضانوردان باستانی جمجمه این ملکه شواهد بیشتری را از منشا فرازمینی بشر ارائه می دهد .

index22

تشریح ملکه خیلی غیر عادی بود سری بزرگ داشت او یک انسان عادی نبوده احتمالا آنوناکی هم نبوده ! می توانسته دورگه بوده باشد تلاشی به هر شکل به راه افتاد تا اسخوان ها رو از لحاظ ژنتیکی بررسی کند. خصوصیاتی وجود داشت که اشاره به ژن های آنوناکی ها داشت !

بفرض آنوناکی ها همچین ظاهری دارند با جمجمه هایی بسیار کشیده که قسمت فوقانیش مخروطیه پس طبعا باید در نظر بگیریم او یک آنوناکی اصلیه یا عملا یک دورگه انسان-آنوناکی می باشد.

چیزی که در مورد این ملکه جالب است این است که از لحاظ مقام بسیار عالی رتبه بوده یعنی او خیلی به آنوناکی ها نزدیک بوده ( در لوح ها اشاره شده که آنوناکی ها بین انسان های معمولی و خودشان واسطه ها  و پیامبر ها یا …  داشتند ))

این نکته رو اظافه می کنم که وقتی آنوناکی ها در ۴۴۰۰۰ سال پیش فرود آمدند انسانی وجود نداشت و شبه انسان ها موجود بودند همان نئاندرتال ها به گفته الواح تا ۴۰ شار یا همان Sar .  طبق الواح وقتی آن ها در این مدت مشغول استخراج طلا از روی زمین بودند اختلافات و شورش هایی بینشان شکل میگیرد در متنی به زبان اکدی به نام Atra Hasis  به این شورش اشاره دارد و کامل توصیف داده شده.

انلیل En Lil (یکی از آنوناکی های معروف که معنی اسمش یعنی خدای کوهستان ها و زمین که در کتاب مقدس از اون به عنوان ال شدای نام برده شده )) خواستار انضباط در گروه می شود .

شواهدی رو در سومر روی تبلت ها و دیواره نوشته های تمدن سومری داریم در کارهای هنری در متون سری خطوط میخی آن ها این اطلاعات خیلی مهم رو از زمان های خیلی دور تا حالا حفظ کردند .ما باید با نگاه کردن به این ها به خود بیاییم و دست از فکر کردن به اینکه آن ها افسانه هستند دست برداریم .

با توجه به روایات ثبت شده میخی در مور سومریان باستانی آنوناکی ها خیلی استثنایی توصیف شده اند. سن و سال آن ها خیلی فراتر از سنی میرفت که یک انسان می توانست داشته باشد. بعدش آن ها ناگهان نا پدید شدند و کلا فراموش می شوند یا به طریقی نشانه های آن ها جز شواهدی که فعلا داریم از بین میرود و یه علامت سوال رو باقی گذاشته.

آیا ممکنه تصاویر و نوشته های باستانی در تاریخ جهان در تمام نقاط دنیا دال بر موجودیت آنوناکی ها و موجوداتی که از دنیای دیگر و سیارات دیگر آمده باشند هست ؟ اگر جواب رو مثبت در نظر بگیریم با توجه به این همه شهودی که داریم پس چرا شواهد محکم تر و بهتری از آن ها برای اثبات نیست ؟ چرا شواهد ناچیزی برای این ادعا در اختیار داریم ؟چرا آن ها فراموش شدند ؟

تئوریسین ها معتقدند جواب سوال مربوط می شود به دوران طوفان نوح

در سال ۱۹۳۱ در شوروپاک شهری در جنوب مرکزی عراق حین حفاری این شهر باستانی سومری . باستان شناسان آنچه را یافتند که معتقدند شواهدی بر جا مانده از آمدن سیل در حدود ۳۰۰۰ سال قبل از مسیح است. طبق گزارشات متون باستانی “نامه پادشاهان”  سومری “ پادشاه “زیوسدرا ” یا همان نوح آخرین حاکم پیش از یک سیل عظیم بر روی زمین بوده !!!

باستان شناسان در شهر شوروپاک رسوباتی رو کشف کردند که نشون میدهد یک سیل عظیم در ۵۰۰۰ سال پیش رخ داده است. این یک رابطه است که نشان می دهد به احتمال قوی داستان سیل کتاب مقدس درست باشد و راهی است که می توانیم ثابت کنیم که می تواند درست باشد در این متون سومری نوشته شده تنها بازمانده از سیل زیوسدرا هستش یا همان نوح .

داستان نوح و سیل ، داستان خلقت و همچنین آفرینش انسان و… برمی گردد به سومر باستان و ریشه ادیان کپی برداری شده از این متون سومری است . روایات کتب مقدس تا حدودی از روی روایات بین اانهرینی گرفته شده است . انلیل فرزند نامشروع پادشاه نیبیرو (آنو) سیاره آنوناکی ها بود از زاد و ولد انسان های جهش یافته و آفزایش جمعیت خیلی نگران و ناراحت بود این مسائل در کتیبه ها بدقت و مفصل در موردش صحبت شده در اینجا خلاصه مطلب را آورده ایم .

انکی هم که به معنی خدای دریاها بوده و یکی از مسوولین روی زمین، علاوه بر انلیل بوده که باعث این افزایش جمعیت بود، پس اختلافاتی بین این دو همیشه چه بر سر قدرت چه بر سر این موضوع ادامه داشته تا جایی که انلیل تصمیم می گیرد که نژاد بشری را  نابود کندو این کار را با همان سیستم طوفان که ما می شناسیم  اما داستانش چیزی نیست که در کتب مذهبی آورده شده !در این داستان در کتیبه آمده انکی طرف انسان رو می گیرد و نقش نجات دهنده را بازی می کند.

طبق الواح سومری انکی به زیوسدرا (نوح) توصیه و دستور می دهد کشتی بسازد (خیلی ها اعتقاد دارند زیر دریایی بوده البته باورش برای همه سخت است ) باز هم تکرار میکنم این داستان ها زمانی سروده و مکتوب شده که هیچ دینی وجود نداشته.

در شهر باستانی “اور ” در عراق و دیگر شهرهای باستانی در عراق شواهدی دال بر یک سیل بزرگ را داریم. ما در افسانه های زیاد در تمام دنیا از یک سیل بزرگ حرف می زنند. سیلی که از سوی خدایان فرازمینی نازل شده !!

16 پاسخ

  1. X1024 گفت:

    با فرض اینکه این موجودات قدرت خارق‌العاده ای داشته اند که می تونسند گونه ی وحشی رو به گونه ای هوشمند که انسان باشه رو طراحی کنند، پس اگر این موجودات انسان رو طراحی کرده باشند پس کی اونها رو طراحی کرد. اگه با فرض اینکه این موجودات خدا می باشند و خودشون، خودشونو خلق کردند پس چرا نیازمند طلا هستند، کسی که میتونه خودشو خلق کنه پس طلا رو هم میتونه خلق کنه. موجودی که نیازمند باشه خدا نیست. و خدا وجودیه که از همه چی بی نیازه. پس در نتیجه این داستان و ترجمه ها همه کذب هستن و تخیل این آقای مثلا مترجم، بیش‌ نیست.

    • بینام گفت:

      میگه ممکنه خدایی که ما میگیم فرازمینی هستند ولی نگفت که خودشون رو هم خلق کردند.در ثانی دانشمندان در ازمایشگاه اثبات کردند با حضور عناصر ضروری در کنار هم امکان تولید عنصر ابتدایی وجود داره که اون میاونه در چند میلیارد سال تکامل پیدا کنه که در اینصورت نیاز به هیچ خدایی هم نیست

      • Mojtaba گفت:

        لطفا کامل مطالعه کن بعد بیا نظر بده .
        هیچکس تو این کره خاکی نمی دونه که چطور یک چیز بی جان هرچقدر که مواد آلی و …. باشه تبدیل به موجود زنده میشه .
        حتی اون چیز هایی که ما به وجود میاریم مثل حیوانات که تازه اتفاق افتاده با استفاده از سلول زنده هست .
        باید حتما خالقی وجود داشته باشه که بتونه چیز های بی جان رو تبدیل به یک جاندار کنه .

        خواهشا مطالعه کنید نه اون چرت و پرت هایی که از سایت های مثلا معتبر خارجی ترجمه می شن . اگه واقعا دنبال حقیقت هستین قرآن رو مطالعه کنید .. کتاب هایی که از لحاظ اسلام معتبر هستن و توسط علمای بزرگ نوشته شدن . این ها رو مطالعه کنید و تصمیم گیری با خودتون .(البته بازم تکرار می کنم کتاب های معتبر که تعدادشون تقریبا محدود هست

  2. احمد گفت:

    این بحثها مدتیه خیلی داغ شده.اما یک تناقض بسیار بزرگ وجود داره که دانشمندان موضوعات بیگانگان فضایی پاسخی براش ندارن و اون اینکه این بیگانگان فضایی که به قول خودشون سالها در زمین حکمرانی کردن یه دفعه کجا رفتن؟همین افراد ادعا میکنند که با اختراع دوربین فیلمبرداری دیگه معجزه ای اتفاق نمیفته(معجزات به نوعی چشم بندی بوده)ولی انتظار دارن ما باور کنیم وجود چند کتیبه و غار نوشته(که عمدتا حاصل تخیل نیاکان ماست)سند محکمی برای این نظریه هاست.

    • ارمین گفت:

      دوست عزیز طوفان بزرگ که قاره ها رو به هم زد … معروف به طوفان نوح .. در مطلب قید شده .. ممکنه بدلیل همین موضوع نسل آنها از زمین خارج شدن یا اینکه ماموریت به پایان رییده باشه .. یا اون طوفان یه واقعه ای آن را پیش بینی میکرد .. یا خو داستان نوح که میدونست قراره طوفانی بشه .. البته کشتی نوح بسیار پیشرفته تر از چیزیه که فکر کنیم .. چرا که شخصی میگفت .. نوح از نطفه حیوانات جمع آوری کرده بود !! یعنی علم در این مرتبه بوده !!

  3. امید گفت:

    دوستان متعصب من چرا هر چیزی خارج از آموزه ها وشاید اعتقادات ما هست انقدر غیر منطقی باهاش برخورد میکنیم؟با توجه به وسعت کهکشان ما اصلا چنین چیزی دور از انتظار نیست و تازه طبق این گفته گونه انسان بر کره زمین از جایی دیگر آورده شده که در کتب دینی به بهشت ازش یاد میشه.از طرفی مگه بودن گونه ای بسیار پیشرفته تر از انسان دلیل میشه که اونها رو خداوند یکتا نیافریده باشه؟؟بشر امروز هم شاید در هزاره بعد بتونه موجودات هوشمندی در جایی از کهکشان خلق کنه وخدای اونها باشه اما همونطور که گفتم خالق تمام موجودات خداونده دوستان

  4. Morning گفت:

    قطعا موجودی که ۲میلیون سال جلو تر از بشر امروزی باشه میتواند معلم و خدای انسان باشد همینطور با ویرایش در DNA موجودات آنان را به هر شکلی که میخواهد در بیاورد. مثال ساده الان ما خدای تمام موجودات روی زمین هستیم و در حال حاضر میتوانیم حیوان خلق کنیم یا در سلول های آنها تغییر ایجاد کنیم و یا نسل آنان رو منقرض کنیم، بله اجداد ما موجوداتی فراتر از زمین بوده اند، من نمیدانم خدا چه چیزی است هیچ کس نمیداند خدا چه چیزی است هیچ موجودی نمیداند خدا چیست. ولی متاسفانه ما خیال میکنیم خدا همان کس یا چیزی ست که در کتاب های آسمانی یا در معجزه های تخیلی آمده، تمام خدایانی که ما انسان ها آنان رو خدا مینامیم موجود طبیعی هستند که بیش از حد تکامل یافته اند و از طرفی به حد کمال خود رسیدن، از دیدگاه ما آنان خدا هستند ولی نه فقط انسان تکامل یافته اند، چرا که فضا نوردان باستانی خود نیز از خدا خود صحبت میکردند، انها میگویند ما از طرف خدا آمدیم تا بشر را راهنمایی کنیم، هیچ موجود طبیعی نمی تواند خدا باشد، چیزی که ما به عنوان یک خدا می نامیم موجوداتی هستند که به حد کمال رسیدند و چیزی که بیگانگان آن را خدا فرض کرده اند هم یک موجود طبیعی ست و یک موجود طبیعی نمی تواند خدا باشد چون اگر خدا باشد محدود است. تمام خدایان نام برده شده در تمام کتاب های باستانی و کتیبه ها و کتابهای امروز، یک موجود طبیعی بیش نیستند، پس خدایی که در ذهن ماست همان شخصی ست که از یک منظومه دیگر آمده اما خدای واقعی را هیچ کس تا الان تعریف نکرده است. ما فقط میتوانیم راجب خدا اینطور بگوییم که خالق تمام کرات و میلیادها کهکشان خداست. و خدایی که در ذهن ماست فقط یک فضانورد باستانیست آیا همچین خدایی تعصب دارد. اما در مورد راهنمایی بشر از سوی آنها میتوان تشکر کرد،اما ایا هم نوع پیشرفته خودمان قابل عبادت هستند!

  5. محمد گفت:

    سلام دوستان اینکه این اشخاص رفتن وکتیبه های قدیمی روترجمه کردن واجدادما میگویند که ماازنصل موجودات فضایی هستیم درست میتونه باشه چون انسان کلا کنجکاوه که که از کجا امده. وبه نظر خودشان از طریق موجودات فضایی بعدها شدخدایان دیگر مثل بت مثل خورشید مثل گاوکه همین الان هم درهندخدایان معتددی وجود دارند که میپرستند چرا ؟چون قبل ازمیلادمسیح انسانهای اولیه هم این سوالات راداشتند که ماازکجا امدیم ولی هیچ پیامبری یاکسی که بدونه ریشه اصلی ما ازکجاس نبوده تاانسان رو راهنمایی کنه اگرمیخوای به این اثبات برسی که این دنیا فقط یک خدای واحد که بر همه چیز احاطه داره درون زندگیتو نگاه کن مثال قانون عدالت خدا ۱این ازکجامیاد به هرکی بدی کنی بدی میبینی حق هرکیوبخور یه جوری از مشتت درمیاد خوبی که بکنی ازجای دیگه خوبی میبینی راننده ای را بده جای دیگه بهت رامیدن یاهرچیز دیگرکه باقانون گذاری بین انسانها دنیا ومارواداره میکنه

  6. barat گفت:

    سلام وبا تشکر ازشما بخاطر مطالب خوبتان.سوالی برایم پیش آمد ه که اگر پاسخ بدهید ممنون میشوم..
    باتوجه به مطالب گفته شده فوق ، درست است بگوییم که کتاب تورات را آنانوکی ها دیکته کرده اند؟

  7. Jeefrey گفت:

    خیلی جالب و کامل بود.ممنون

  8. جوان گفت:

    سلام حتی یک درصد هم فکر نمیکنید موجودات فضایی همون جنیان باشند؟ جالبه که ما هیچ اطلاعاتی از اونها در دست نداریم.به معابد عظیم باستانی توجه کنید اکثرا در جاهای بنا شدن که صد ها کیلومتر با منابع مصالح شون فاصله دارن چطور انسانهای نخستین با وسایل ابتدایی این بناهای خارق العاده رو درست کردن.!؟؟اگر به پازل خلقت از ابتدا تا کنون دقت کنید منظورم قبل از خلقت آدم هست حدود ۲٫۵ م سال پیش تا کنون تموم این فرضیات درست قرار میگیره و میرسیم به فرضیه (بسوی یک دین جهانی) که الان بر سر زبانها افتاده و بازگشت فضانوردان باستانی !!!!! لطفا چشم هاتون رو باز کنید هر تئوری رو به سادگی قبول نکنید به عقلتوون رجوع کنید به راحتی میتونید درست و غلط رو تشخیص بدید.

  9. علیرضا گفت:

    با سلام من نظر بنده این که توی کتاب نکرونمیکن(رستاخیز مردگان) چیز های جالبه است که خااق حقیقی رو بهتون میگه ودر اونجا نام۵۰ ارواح هایی اند که بیشترشون خوبن و میتونین احضارشون کنید ولی من جرعت نکردم انجام بدم مثلا یکیشون نامرو نام داره خدایی که در علم کمگ میکنه میشه گفت روح ولی باید احضار بشه و یکی دیگه هم در از ارواح در افرینش انسان حضور داشه و هرچیزی که میخوان بدونید رو اشکار میکنه ولی اینا علوم ممنوعه هستن و اینطوری اند که اگر یه درو بازکنید یه در دیگر به جهان ماورای باز کردین و ممکن اتفاقات خوبی رخ نده ولی این کتاب ترجمش تازه کردن و تو اینترنت سرچ کنید پیدا میشه

    • یاسر گفت:

      من فکر میکنم سیاره نیبیرو جایی در منظومه شمسی نیست و نباید دنبال آن در منظومه شمسی باشیم .بلکه این سیاره در جهانی موازی با جهان مااست که با نزدیک شدن این جهان موازی وسیاره نیبیروی آن به جهان ما بلای طبیعی ای مثل طوفان نوح رخ داده است . پس با نزدیک شدن دوباره این جهان موازی (سیاره نیبیرو ) به جهان ما باید شاهد فاجعه طبیعی یا بهتر بگم فاجعه ماورایی دیگری باشیم .دعا می کنم نظرم درست نباشه !

  10. یاسر گفت:

    استمرار نسل انسان و ازدواج فرزندان حضرت آدم(ع) از نگاه روایات
    ۱٫ روایتی که می‌فرماید فرزندان آدم در ابتدا با حوریان بهشتی و سپس با اجنّه ازدواج کرده‌اند؛ امام باقر(ع) فرمود: «برای حضرت آدم(ع) چهار فرزند پسر به دنیا آمدند. پس خداوند برای هر یک از این چهار پسر، یک حور العین بهشتی فرستاد. اینان با یکدیگر ازدواج کردند و فرزندانی از این ازدواج به وجود آمد. سپس خداوند این حوریه‌ها را گرفت و این چهار فرزند را با چهار تن از جنّیان تزویج داد و این‌گونه نسلی در میان آنها پدید آمد. پس هر آنچه از حلم و بردباری در میان فرزندان آدم وجود دارد از حضرت آدم(ع) است، هر آنچه از جمال و زیبایی در میان بشر است، از جانب حور العین‌ها است و آنچه از افعال قبیح و سوء رفتار در میان بشر یافت می‌شود از جنّیان است».[۱] همین ازدواج به نحو دیگری نیز ذکر شده که یک فرزند با حور العین ازدواج کرد و دیگری با جنّ[۲] و روایت دیگری در همین موضوع تنها با کمی اختلاف نقل شده‌اند.[۳]

    و از ایشان هر که را توانستى با آواى خود تحریک کن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شرکت کن و به ایشان وعده بده و شیطان جز فریب به آنها وعده نمى‏دهد (۶۴)

    طبق این سوره وجود شیطان زاده ها تایید میشود.

    هر که در آسمان ها و زمین است از او درخواست می کند؛ هر زمان، او در کاری است.»
    « و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبدگان و فرشتگان است، برای خدا سجده می کنند و تکبٌر نمی ورزند.»
    « آسمانهای هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست او را تسبیح می گویند. »

    در حدیثی از حضرت علی (ع) آمده است:

    « این ستارگانی که در آسمان است شهرهایی همچون شهرهای زمین هستند، هر شهری با شهر دیگر (هر ستاره ای با ستاره دیگر) با ستونی از نور مربوط است.»

    در روایت دیگری از امام صادق (ع) نقل گشته است :
    » از علائم نزدیکی ظهور ،طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد. (علامه حلی:نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی)»
    حضرت امیر (ع) در تفسیر سوره طارق میفرمایند :
    » آن، زیباترین ستاره در آسمان است، در حالی که مردم آنرا نمیشناسندش» . (بحار الأنوار، ج ۵۵، ص۸۹ ، ب ۹، ح ۴) (این در رابطه با همون نیبیرو است که در اونجا ساکن بودند و در اسلام کوکب الطارق یا النجم المذنب است)

    سوره ۵۵: الرحمن – جزء ۲۷
    یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿۳۳﴾
    ای گروه جن و انس! اگر می‏توانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید، ولی هرگز قادر نیستید مگر با نیروئی (الهی). (۳۳)
    پاسخ
    Unknown 26 مهر ۱۳۹۴ – ۲۲:۱۷
    ۰۰
    در روایات مطرح شده است که امام باقر (ع) به جابربن یزید می گوید:

    ‹گویا تو گمان می کنی که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس و همچنین گمان می کنی که خداوند بشری غیر از شما نیافریده است؛ آری به خدا قسم!خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالم ها و آدم ها هستی› …(صدوق،خصال،ج۲،ص۴۵۰؛بحارالانوار،ج۶۳،ص۸۲-۸۳)

    از حضرت علی ( علیه السلام ) پرسیدند :

    پیش از آدم ابوالبشر چه کسی بود ؟ حضرت علی فرمودند : ” آدمی دیگر ! خداوند ۱۰۰۰ عالم و ۱۰۰۰۰۰۰ آدم آفریده است و تو در آخرین عالم و سلسه ی آخرین آدمیان هستی ! ” ( کتاب روح و ریحان ، ص ۱۳۳ ) .

    مانند آن روایت از امام باقر _ علیه السلام _ در الخصال ، ج۲ ، ص ۶۵۲ نیز نقل شده است .

    از امام صادق(ع) روایت شده که به راوی فرمود:

    «شاید شما گمان می‌کنید که خدا غیر از شما هیچ بشری دیگری نیافریده است! نه، چنین نیست، بلکه هزار آدم آفرید که شما از نسل آخرین آنها هستید».(صدوق، توحید، ج ۱، ص ۲۷۷٫)

    نیز از امام باقر(ع) روایت شده:

    «خدا از روزی که زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق کرد (و سپس منقرض کرد) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند. خداوند همه آن¬ها را از پوسته روی زمین آفرید و نسل بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هر یک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه‌اش از او جدا ساخت».(صدوق، خصال، ج ۲، ص ۶۵۲، ح ۵۴)

    حضرت امیرالمومنین(ع)می فر ماید:

    سپس خداوند منزه برای اسکان آسمانها و ابادسازی برترین طبقه ی ملکوت ,مخلوقات جدیدی از ملائکهاش ایجاد نمود و شکاف های اسمان و مکان های خالی ان جا را با انها پر نمود
    (بحار الانوار ج ۵۲ ص ۱۰۹ )

    حضرت باقر (ع)در خطاب به ابوحمزه ثمالی می فر ماید:

    ای ابا حمزه ,این قبه (گنبد _سیاره )پدر ما ادم است و خداوند غیر از ان (سیاره) سی و نه گنبد(سیاره) دارد و در انجا مخلوقاتی هستند که یک چشم بهم زدن نیز نافرمانی خداوند نکرده اند
    (روضه کافی ص۲۳۱ )

    حضرت صادق(ع) می فر ماید:

    در ورای این خورشید شما چهل خورشید دیگر است که در ورای ان ها مخلوقات بسیاری وجود دارند ودر ورای این ماه شما چهل ما است که مخلوقات بسیاری در انها زندگی می کنند
    (بصائر الدرجات ص۵۱۰)

    امیر المومنین (ع)می فر ماید:

    خداوند پشت مغرب سرزمینی دارد که به ان جابلقا می گویند ودر جابلقا هفتاد تمدن است که هیچ یک مثل این تمدن (بشری) نیست هیچ گاه نافرمانی خداوند نکرده اند.

    حالا همینارو بوجود یاجوج ماجوج ربط بدید ولی نکته مهم و غیر قابل انکار از نظر بنده و اگر درجایی دیدید بجز این نوشته شده شک کنید. آفرینش آدم و حوا از خاک بدون هیچ سوال و پرسشی اما جنیان یا همون فضایی ها با دستکاری های ژنتیک موجودات جدید و اغلب اهریمنی میساختند

  11. یکتا گفت:

    وای خدای من دارم دیوونه میشم، میخام به طور مفصل ودقیق و همینطور بدون غلط املایی و ادبی بخونم

  12. کوروش گفت:

    عالیه این مقاله فرضیه جالبی ارائه میده من خوانندگان عزیز رو ارجاع میدم به خواندن کتاب افسانه (گلگمیش) در واقع خیلی از مطالب این مقاله ازون کتاب استخراج شده و البته الواح گلی
    شما با خواندن این کتاب پنج هزار ساله تعحب خواهید کرد وقتی ریشه خیلی از باورهاتونو در مورد افرینش و خلقت و نوح و طوفان و غیره رو در پنج هزار سال پیش ببینید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید